eitaa logo
💕زندگی عاشقانه💕
25.9هزار دنبال‌کننده
12.1هزار عکس
2.6هزار ویدیو
86 فایل
ازحسین بن علی هرچه بخواهی بدهد توزرنگ باش وازونسل علی دوست بخواه👪 مباحث و دوره های #رایگان تخصصی #همسرداری، #تربیت_فرزند، و.. ادمین تبلیغ @yamahdi85 📛استفاده ازمطالب فقط با #لینک_کانال جایزست❎ 👈رزرو تبلیغات↙ @tab_zendegiashghane
مشاهده در ایتا
دانلود
رمان محتوایی ..... ═══✼🍃🌹🍃✼══ @zendegiasheghane_ma ═══✼🍃🌹🍃✼══
💕زندگی عاشقانه💕
#هرچی_توبخوای #قسمت19 _... من اگه بخوام ازدواج کنم خواستگار مثل داداش تو دارم که آرزوشه با من ازدو
چشمم به پاهاشون بود....😧😥 از یه چیزی مطمئن بودم،تا دارم دستشون بهم بخوره،نمیذارم ازم بگیرن...😠☝️ تمام توانمو جمع کردم،با دستهام دوتا مچ پاهای یکیشونو گرفتم و محکم کشیدم... با سر خورد زمین. فکر کنم بیهوش شده باشه،یعنی خداکنه بیهوش شده باشه،نمرده باشه. باشدت عصبانیت به اون یکی که هنوز چاقو داشت نگاه کردم.😡 ترسیده بود ولی خودشو از تک و تا ننداخت. از تعللش استفاده کردم و سرپا شدم. اونقدر نزدیکم بود که اگه دستشو دراز میکرد خیلی راحت میتونست چاقوشو تو قلبم فرو کنه.با دستم چنان ضربه ای به ساق دستش زدم که چاقو دو متر اون طرفتر افتاد و دستش به شدت درد گرفت.😡👊 خیز برداشت چاقو رو برداره،پریدم و چاقو رو گرفتم... اما..آی دستم....😣🔪 با دست راست چاقو رو گرفتم ولی چون شکمم درد داشت تعادلمو از دست دادم و افتادم روی دست چپم. تا مغز ستون فقراتم درد گرفت.فکرکنم شکست. پای چپش رو گذاشت روی کمرم و فشار میداد. دیگه نمیتونستم تکون بخورم... چیزی نمونده بود از درد بیهوش بشم. پای راستش نزدیک گردنم بود. خوشبختانه دست راستم سالم بود و چاقو تو دستم بود. ته مونده های توانم رو جمع کردم و چاقو رو فرو کردم تو ساق پاش.🔪👞 ازدرد نعره ای زد که ماشینی به شدت ترمز کرد.🗣 صدای پای راننده شو میشنیدم که بدو به سمت ما میومد.🚙🏃 خیالم نسبتا راحت شده بود.نفس راحتی کشیدم ولی دلم میخواست از درد بمیرم. نیم خیز شدم،... دیدم امین بالا سرم ایستاده.تا چشمش به من افتاد خشکش زد. اونی که چاقو تو پاش بود لنگان لنگان داشت فرار میکرد. فریاد زدم: _بگیرش...😵👈🏃 امین که تازه به خودش اومده بود رفت دنبالش 🏃🏃و با مشت مرد رو نقش زمین کرد.😡👊 نشستم.... دست چپم رو که اصلا نمیتونستم تکون بدم،شکمم هم خونریزی داشت اما جای توضیح برای امین نبود.😖😣 پس خودم باید دست به کار میشدم.بلند شدم.آه از نهادم بلند شد. چاقو رو از پاش درآوردم و گذاشتم روی رگ گردنش،محکم گفتم: _تو کی هستی؟بامن چکار داشتی؟😡🔪 از ترس چیزی نمیگفت... چاقو رو روی رگش فشار دادم یه کم خون اومد. -حرف میزنی یا رگتو بزنم؟میدونی که میزنم.😡🔪 اونقدر عصبی بودم که واقعا میزدم.امین گفت: _ولش کن.😥 گفتم: _تو حرف نزن.😡 روبه مرد گفتم: _میگی یا بزنم؟😡🔪 از ترس به تته پته افتاده بود.گفت: _میگم...میگم.یه آقایی مشخصات شما رو داد،گفت ببریمت پیشش.😥😨 داد زدم:_ کی؟😵😡 -نمیدونم،اسمشو نگفت -چه شکلی بود؟😡 -حدود45ساله.جلو و بغل موهاش سفید بود.چهار شونه.خوش تیپ و باکلاس بود.😰 امین مثل برق گرفته ها پرید روش و یقه ش رو گرفت وگفت: _چی گفتی تو؟؟!!😡👊 من باتعجب به امین نگاه کردم و آروم گفتم: _استادشمس؟!!!😳😨 امین که کارد میزدی خونش درنمیومد با سر گفت:..... ادامه دارد.. 🌹شادے ارواح طیبہ شــہـــدا صلواٺ اولین اثــر از؛ ✍ ═══✼🍃🌹🍃✼══ @zendegiasheghane_ma ═══✼🍃🌹🍃✼══
🌸 🌸 🌸 ثواب تلاوت این صفحه هدیه به 😍😍😍😍 ═══✼🍃🌹🍃✼══ @zendegiasheghane_ma ═══✼🍃🌹🍃✼══
‍📌 📖 وَاَنْجِزْ بِهِ مَواعيدَنا 🔆 خدایا وعده‌هایی که به ما دادی به واسطهٔ امام زمان تحقق بخش. 🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹🌿🌾🌹
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
خدایا 🙏 امسال هم ماه مبارک رمضان رو به پایان است گرسنگی و تشنگی را تحمل کردیم تا وضعیت فقرا و یتیمان را درک کنیم. خدایا امسال هم قرآن را ختم کردیم. امسال هم شب های قدر برای غربت مولا علی بن ابیطالب تا سحر بیدار ماندیم و قرآن بر سر گرفتیم و از گناهان گذشته ی خود توبه کردیم🙏 از علی " ع " گفتیم اما فقط گفتیم و مرد عمل نبودیم😔 بارها ندای لیبک یا مهدی " عج" سردادیم اما بلافاصله به گناه آلوده شدیم😓 خدایا ای ارحم الراحمین به بزرگواری و کرمت ما را ببخش🙏 الهی من عاصی را ببخش😭🙏 تو که شاهی گناهم را ببخش🙏🙏 آمین یا رَبَّ 🙏 ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌ ‎‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ ‎‌‌ ‌‌شبتون پر نور یاعلی مدد ═══✼🍃🌹🍃✼══ @zendegiasheghane_ma ═══✼🍃🌹🍃✼══
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
🌹💞🌹💞🌹💞🌹💞🌹💞🌹💞 صلی الله علیک یا اباعبدالله السلام علیک یا صاحب العصر و الزمان سلام😍😍 یه دنیا عشق و انرژی تقدیم شما که هم مهربونید و هم با انرژی😊 زیبـاترین "هندسـه" زندگی ایـن اسـت که پـلی از امیـد بسـازی بالاتـر از دریـای نا امیـدی...🌼🍃 زندگیتون پر امید😊 ═══✼🍃🌹🍃✼══ @zendegiasheghane_ma ═══✼🍃🌹🍃✼══
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا
29.mp3
3.98M
شرح دعای روز بیست و نه مرحوم آیت الله
🔷شرح دعای روز بیست و نهم🔷 دعا را چنین آغاز می‌کنیم: خدایا! امروز سراپای وجودم را با رحمت خود بپوشان. توجهات، نیکی‌ها و بخشش‌های خداوند را «رحمت» گویند. آری، در این ماه مبارک، درهای رحمت الهی به روی بندگان گشوده شده است و به توبه کنندگان، نوید بخشش و مغفرت می‌دهد. از امام زین العابدین علیه السلام نقل شده است که: مؤمن با وجود سه خصلت نابود نمی شود: گواهی دادن بر خدای یگانه و بی شریک؛ شفاعت رسول اکرم صلی الله علیه و آله وسلم و وسعت رحمت خدا. ♥♥♥♥♥♥ در فراز دوم از ذات حق درخواست می‌کنیم: خدایا! توفیق پرهیز از گناه را روزیم کن. در لغت سوق دادن اسباب به سوی مطلوب خیر را توفیق گویند. امیرالمؤمنین علی علیه السلام درباره ی «توفیق» چنین می‌فرماید: ای بندگان خدا! از خداوند متعال یقین بخواهید؛ زیرا یقین رأس دین است و در توفیق به سوی خداوند متعال، توجه و رغبت داشته باشید چون توفیق اساس و ریشه ی محکمی خواهد بود. ♥♥♥♥♥♥ در فراز آخر می‌گوییم: خدایا! قلبم را از تاریکی‌های اتهام پاک گردان ای مهربان به بندگان مؤمنش. قلب مومن، پاک ترین و والاترین جایگاه هاست. نخستین مکانی نیز که گناه و آلودگی به آن نفوذ می‌کند، همین قلب است. بارها در دعاهای گذشته از خداوند خواسته ایم که قلب ما را از گناه و آلودگی‌های آن پاک کند. تهمت از سوء ظن و بدگمانی ناشی می‌شود.در شرع مقدس اسلام بنای اوّلیه بر خوش بینی و صحّت است مگر این که بر بدی و خطای کسی دلیل اقامه شود. التماس دعا ♥♥♥♥♥♥ ═══✼🍃🌹🍃✼══ @zendegiasheghane_ma ═══✼🍃🌹🍃✼══
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
نمایش در ایتا