eitaa logo
خانواده بهشتی
5.3هزار دنبال‌کننده
27.1هزار عکس
16.1هزار ویدیو
153 فایل
مدیریت؛ @mosafer_110_2 تبلیغ بانوان؛ eitaa.com/joinchat/638124382Cd9f65b52cc تبلیغ مذهبی،خبری،بانوان؛ eitaa.com/joinchat/2836856857C847106613b
مشاهده در ایتا
دانلود
شهادت حضرت فاطمه الزهرا (س)🖤 بر همگی شما عزیزان تسلیت🥀 💫چهارشنبه تون آروم ❄️به حرمت امــروز 💚شهادت حضرت فاطمه(س) 🏴 💫از خدا برایت من چنین خواهم ❄️دلت آرام 💚تنت سالم 💫دعاهایت مستجاب ❄️عاقبتت بخیر 💚آفتاب عـمرت 💫هميشــه برقرار ❄️و زندگیت 💚سرشار از 💫عشق و آرامش خدا ❄️روزتون سرشاراز نیکی 💚حاجات تون روا ⭐️عاقبت تون بخیر ❄️التماس دعا ‎‌‌‌‌
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🥀حضرت فاطمه (س) : خداوندا از تو اعتقادخالص و توحید را می خواهم و این که در حالتِ خشم و رضا از تو بترسم و در حالت فقر و غنا اعتدال را رعایت کنم. 📚بحارالانوار، ج 94، ص 225 ➖〰➖〰➖〰➖〰➖〰➖ 🥀امام علی(ع) 💞هر گاه فاطمه را می دیدم، تمام غم و غصه هایم برطرف می شد.💞 📚کشف الغمه؛1:363
⚠️ 👌🏻 📲🖥دنیای مجازیه لعنتی ♨️وقتی میگم لعنتی بی جهت نمیگم ⭕️اونقدر لعنتی که وقتی ازهم دلخور میشیم حتی فرصت نمیکنیم عذر خواهی کنیم حتی نمیتونیم چشم تو چشم بشیم و بگیم لامصب منظور من چیز دیگه ای بود بهم فرصت بده توضیح بدم جبران کنم ⭕️اونقدر لعنتی که دیگه نمیتونی بین مخاطبات دیگه پیداش کنی اگرم پیداش کنی دیگه جوابی نمیشنوی .... ⭕️اونقدر لعنتی که وقتی دو نفر بهم میرسن و شروع به شعار عاشقی سر دادن میکنن ، پلک نزده میبینی وسطه ی رابطه ی نفره نشستی و خیره ب انلاین بودنش داری روزاتو ب شب میرسونی و شبات و به روز 💢دیگه داستان شیرینه دلیت اکانت که خودش دنیاییه ب خودت میای میبینی اونی که دیروز باهاش درد و دل میکردی امروز دلیت اکانت شده و فردا ی نفر دیگه با دیالوگ و نگارش اشنا ولی اسمی جدید میاد بهت سلام میکنه و فکر تو رو به دنیای دیروزت میبره ⭕️اونقدر لعنتی که برای ثابت کردن خودت مجبوری زیباترین تو پرفایل باشی مانکن خاص خوش چهره دخی شیطون ارش کماندار گاهی هم رابین هود میشی و سیندرلا ❌اونقدر لعنتی که گاهی هویتتو تغییر میدی یک زنی پر از ناز و کرشمه اما تبدیل به جواد مکانیک میشی و .... و گاهی مردی پر از مردانگی اما میگویی زنی هستی بی پناه ماندانای تنها... 💢اونقدر لعنتی که خییلی زود داداشی و ابجیات و فراموش میکنی فقط با تغییر یک عکس یک اسم .... ♨️دنیای مجازی لعنتی پر از ابهام سوال ... ‼️ما کجا ایستاده ایم روی مدار تظاهر 💎کمی خودمان باشیم 〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰〰 🔰با ما همراه شوید در زندگی عاشقانه🔰 🆔 @zendegiasheghaneh 💕
💠آنچه که زنهادوست دارندبشنوند❗️ ✨چه بگویید تا احساس محبوبیت به زنها بدهید⁉️ 🆔 @zendegiasheghaneh💕
💠آنچه که زنهادوست دارندبشنوند❗️ ✨چه بگویید تا زنها احساس ارزشمند بودن بکنند ⁉️ 🆔 @zendegiasheghaneh💖
💠آنچه که زنهادوست دارندبشنوند❗️ ✨چه بگویید تا قلب و روح یک زن را تسخیر کنید ⁉️ 🆔 @zendegiasheghaneh❤️
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
پیشنهاد دانلود👆 ❣استاد پناهیان 📽 نگاهتون رو نسبت به انتخاب همسر عوض کنید! ادامه کلیپهای آموزشی👇 🍃❤️ @zendegiasheghaneh
9.15M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽 ✍🏻 خوش اخلاقی در خانه 📝رفاقت زن و شوهر 🎤 آیت‌الله مجتهدی 🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃🍃 کانال هایی ویژه زوجین عاشق🔰 🆔 @zendegiasheghaneh💞
چهار فعل طلایی را در روابط همسران به خاطر داشته باشید: 1⃣ کنار آمدن 2⃣ گـوش دادن 3⃣ بازسازی کردن 4⃣ قـدردانی کردن @zendegiasheghaneh @shamimrezvan
نظم را با تهدید، خشم و زورگویی آموزش ندهید. فواید نظم را در قالب داستان یا بازی به کودک بیاموزید کودکتان الگوی عملی می خواهد و نه تئورى @zendegiasheghaneh @shamimrezvan
خدا ازت نگذره یاشار که هم زندگی خودت رو به فنا دادی و هم آبروی منو. با خودم گفتم : کاش دیگه ساکت شن . کاش دیگه حرف نزن. کاش بخوابم و دیگه بیدار نشم . چطور اثبات کنم که بی گناهم . نمی دونم کی خوابم برده بود. ولی با تکونای تخت بیدار شدم . آروم چشمام رو باز کردم. تایماز بود که پشت به من خوابید. حقم بود؟ نبود ؟ چرا باید مردم ازم رو برگردونه .با خودم فکر کردم ؛ الان منو نجس می بینه ؟ الان بچه ی تو شکمم رو تخم حروم می بینه ؟ همینقدر که تصور بودن زن آدم ، تو بغل یه مرد دیگه می تونه برای یه مرد زهرآگین و غیر قابل تحمل باشه ، تصور بی اعتمادی مرد آدم به زنش هم خفه کننده و عذاب آوره . منی که به قیمت کشتن یه آدم ، از شرافتم دفاع کردم ، حقم نیست شوهرم حتی ذره ای بهم شک کنه . حتی اگه واقعا بهم تجاوز هم می شد بازم من مقصر نبودم . چه برسه به حالا که پاک پاکم. دهنم مزه ی گس می داد. حالم خوب نبود اما باید باهاش حرف می زدم . باید بهش می گفتم که چه حسی دارم . آروم صداش کردم . بدون اینکه برگرده گفت هوم؟ قلبم فشرده شد . اما تحمل کردم که اشکم در نیاد گفتم : من همه ی حرفات رو شنديدم تایماز . یکدفعه برگشت طرفم و گفت : چی گفتی؟ در حالی که به زحمت جلوی اشکام رو گرفته بودم ، گفتم : من شنیدم به آیناز چیا گفتی.نذاشتم حرفی بزنه و سریع ادامه دادم : اگه واقعا حرف آسلان برات بیشتر از من حجته ، کن این دندون لقو و طلاقم بده . من با فقر و نداری می تونم زندگی کنم اما تحقیر نه!!! تایماز فوری منو بغل کرد و گفت : نه تو اشتباه می کنی ! من منظورم این نبود که به تو شک دارم ! پریدم وسط حرفش و گفتم : من بچه نیستم تایماز . من دقیقا می دونم منظور تو چی بود. من نجس ، من ناپاک، خودم به همون آسونی که وارد زندگیت شدم ، از زندگیت می رم بیرون . اصراری هم واسه موندن ندارم . موندن تو جایی که حرفم سند نباشه ، واسه من هزار بار از مرگ بدتره . زجری که چند ساعت پیش با شنیدن حرفات کشیدم ، خیلی بیشتر از زجر و ترس من تو اون سه شب بود . تمام مدتی که اسیر بودم ، دلم بهپ امید تو روشن بود اما تو با یه فوت ، شمع امید من رو خاموش کردی . من به خاطر حفظ قداست و پاکی دامنم ، آدم کشتم . این آسلان هم چون پای خودش گیره تا حالا بروز نداده وگرنه تا حالا آجانا منو گرفته بودن . البته به خاطر خودم اینکار رو کردم و سر تو هیچ منتی نیست، اما مهم اینه که به خاطر پاكیم دستم به خون آلوده شده ، ولی تو با چند خط نامه از طرف به آدم معلوم الحال مثل آسلان ، اینطوری نابود شدی . منم خان زاده هستم . منم تو ناز و نعمت بزرگ شدم اما مثل تو بی طاقت نیستم . حالا فهمیدم که با وجود زن بودنم ، از تو تحملم بیشتره . اگه مدرکی داشتی ، اگه چیزی دیده بودی یا حتی اگه یه آدم مطمئن و قابل اعتماد چیزی بهت گفته بود و اینطوری بهم می ریختی ، بهت حق می دادم. اما آسان ؟ تحمل ارجحیت دادن به حرف آسلان در برابر حرف من ، برام هزار بار سخت تر از مرگه . تایماز بی صدا گوش می کرد . همه حرفام رو زده بودم . بلاخره بعد از چند ساعت خفقان ، تونستم نفس بکشم . بلند شدم از تخت برم پایین که دستم رو گرفت و محکم بغلم کرد . موهامو می بوسید و ازم معذرت می خواست . دلم گرفته بود و به این آسونی ها را نمی داد . هی معذرت می خواست وحق رو بهم می داد که دلگیر باشم . وسط حرفاش به دفعه دست برد رو شکمم و گفت : تو فکر می کنی دختره یا پسر؟ نتونستم خندم رو جمع کنم . عین یه بچه شده بود . گفتم : هنوز که معلوم نیست باردارم !!! گفت : دکتر خیلی مطمئن حرف می زد . می گفت ؛ این حالت ها علائم بارداریه. تایماز با این حرفها می خواست ذهن من رو منحرف کنه . می خواست یادم بره چقدر غصه دار بودم و تا حدی هم موفق شد . دیگه بلند نشم . با اینکه دلم هنوز ترمیم نشده بود اما خودم رو سپردم دست نوازشهای مردونشو سرم رو گذاشتم رو بازوشو خوابیدم. با صدای ضربه های وحشتناکی که به در حیاط می خورد بیدار شدیم . هر دومون گیج بودیم . تایماز با نگاه نگران گفت : یعنی کیه این وقت صبح ؟ همونطور منگ نگاهش کردم . دلم بدجور شور می زد . انگار فهمیده بود طوفانی تو راهه. تایماز از تخت رفت پایین و پیرهنش رو برداشت تا بپوشه و بره ببینه کیه که در با شدت وا شد.. قلبم دیوانه وار تو سینم می کوبید. می دونستم همین روزاست که با این صحنه مواجه بشم . اما حالا ؟ با وجود اینهمه فشارهای پی در پی ؟ این دیگه بی انصافی بود. ------------------- ••••●❥JOiN👇🏾
🌿کرفس از نظر طب سنتی ↩️لاغر کننده ↩️رفع یبوست ↩️کاهنده قند خون ↩️کاهنده فشار خون ↩️غسال و شستشو دهنده بدن ↩️استخوان سازو غضروف ساز برای کسانی که سیگارترک میکنند فوق العادست ••••●❥JOiN👇🏾