هنوزم وقتی به اون موقع فکر میکنم که تازه یه سری چیزای منفی راجع به کیپاپ شنیده بودم و به خودم اومده بودم دیدم دستی دستی زدم خودم و عقایدم رو نابود کردم و اومدم تو زرزریجات نمیدونم چندمیم یه سری چیز میز گفتم راجع به کیپاپ که زیاد بر اساس منطق نبود
اون موقع رو که یادم میاد از دست خودم عصبی میشم که چرا انقد بی منطق حرف میزدم
من اون موقع با کلی از بچه های آرمی و اکسوال که کانال داشتن ارتباط داشتم تقریبا
از یه طرف درد اینکه باید باور میکردم کل اون مدت داشتم گل به خودی میزدم رو تحمل میکردم
از یه طرفم هیت دادنای تو ناشناس و حرفای بچه ها تو کانالا
بعضی وقتا باید خودتو اجبار کنی به گریه و با اشکات زخمای قلبتو بشوری
وگرنه عفونت میکنه و به این زودیا دردش نمیخوابه
من میدونم دارم با این کار به خودم آسیب میزنم
اما مهم نیست
مهم اینه که اینجوری حواس خودمو پرت میکنم