اینقد فشار میل نمودم تو این دو سه ساعت که بابام گفت خاموش کن تون گوشی رو بسه به خدا تموم شد بازی
ولی اون لحظه که طارمی میخواست پنالتی بزنه حجم فشاری که روش بود رو تصور کردم و با خودم گفتم 80 میلیون ایرانی و n میلیون ضد ایرانی چشمشون به یه نفره
و حتی تصورشم وحشتناک بود
ولی اگه بخوایم از یه زاویه دیگه نگاه کنیم میشه گفت این بازی دست گرمی بود
میخواستیم به انگلیس یه حالی بدیم غم از دست دادن مرحوم ملکه رو یکم فراموش کنن
میدونین که ما مسلمونا خیلی آدمای لطیف و مهربونی هستیم
آره خلاصه😔
یجوری از همسایه بغلی سر و صدا میاد که فک کنم اسب استخدام کردن به مناسبت باخت تیم خیزش سراسری کنه تو حیاط یورتمه بره😃
خب به تفم که مامان باقر اومده بچه ی رو مخ
انقد ور ور نکن جان ننه باقر
الان 10 دقیقه ست که مامان باقر اومده گویان دارن میرن رو مخ من
آخه این چه وضع خونه ساختنه
مهندسش مجازی خونده اون موقع که مجازی خوندن مد نبوده
بچا یه ماجرایی پیش اومده که اگه نشه افسردگی میگیرم
یه صلوات میفرستین جور بشه؟