یجوری از همسایه بغلی سر و صدا میاد که فک کنم اسب استخدام کردن به مناسبت باخت تیم خیزش سراسری کنه تو حیاط یورتمه بره😃
خب به تفم که مامان باقر اومده بچه ی رو مخ
انقد ور ور نکن جان ننه باقر
الان 10 دقیقه ست که مامان باقر اومده گویان دارن میرن رو مخ من
آخه این چه وضع خونه ساختنه
مهندسش مجازی خونده اون موقع که مجازی خوندن مد نبوده
بچا یه ماجرایی پیش اومده که اگه نشه افسردگی میگیرم
یه صلوات میفرستین جور بشه؟