به اندازه تمام دفعاتی که ازت دلخور شدم و تو خیلی خوب فهمیدی، ولی حتی یبار هم سعی نکردی درستش کنی ازت دور شدم.
او نگفت دوستم ندارد،
فقط در میانهی طوفان رهایم کرد،
در حالی که تمام روزهای آفتابیم را،
کنارش مانده بودم.
از رفتنت زیاد ناراحت نمیشم، چون میدونم اگه واقعا برای من بودی، سرنوشت هیچوقت ما رو به مسیری نمیرسوند که تهش تنهام بزاری و بری.