مردى به شهر کوچکی رفته بود تا آنجا زندگی کند.
کمی بعد، مرد از سرویسدهی ضعیف داروخانهی شهر به همسایهی خود اعتراض کرد. او امیدوار بود همسایهاش به خاطر آشنایی با صاحب داروخانه، این انتقاد را به گوش او برساند.
وقتی که این مرد دوباره به داروخانه رفت، صاحب آنجا با لبخند و گشادهرویی با او احوالپرسی کرد و گفت که چقدر از دیدنش خوشحال است و اینکه امیدوار ست از شهر آنان خوشش آمده باشد و سريع داروها راطبق نسخه به او تحویل داد.
مرد بلافاصله رفتار عجیب و باورنکردنی او را با دوستش در میان گذاشت.
مرد گفت: « فکر میکنم تو به او بابت سرویسدهی ضعیفش تذکر دادهای»
همسایه گفت: « نه. اگر ناراحت نمیشوی، به او گفتم که تو چقدر از عملکرد مثبت او راضی هستی و معتقدی که چقدر خوب میتواند تنها داروخانهی این شهر را اداره کند.
به او گفتم که داروخانهی او بهترین داروخانهای هست که تو تا به حال دیدهای.»
مرد همسایه میدانست که افراد به احترام، پاسخی مثبت می دهند.
در حقیقت اگر با دیگران محترمانه رفتار کنید
تقریباً هر کاری که از دستشان بربیاد، برایتان انجام خواهند داد.
این رفتار به آنها نشان میدهد که احساساتشان مهم، علایقشان محترم و نظراتشان با ارزش است!
هدایت شده از کانال تحلیلی * اکنون *🇮🇷
🔺هر چند مصرف سرانه انرژی ایرانیان در سطح کشورهایی مثل آلمان و فرانسه است اما با توجه به اینکه ایران در یک منطقه گرمسیر قرار دارد مصرف سرانه انرژی ایرانیان در مقایسه با اکثر کشورهای جنوبی خلیج فارس و همسایه بسیار کمتر است.
🔸پاسخی اطلاعات غلط مسئولین که ایرانی ها خیلی زیاد انرژی مصرف میکنند.
نقد و نظر:
💥از کنار خرس قطبی آرام رد شوید!
یادم میاد تو دبیرستان ،معلم تاریخ ما همیشه می گفت: انگلیس و شوروی از هم بدترند بعد هم چند تا مثال می زد .قبل از این درباره انگلیس خبیث نکاتی عرض کردم . تو دوران دانشجویی میز گرد دانشجویی دانشگاه در خصوص همسایه شمالی بود. استاد مجتهد زاده هم سخنران. ایشون هم می گفت روسها دودوزه بازند از ما پول می گیرند نیروگاه هسته ای بسازند از آمریکا هم پول می گیرند برا ما نیروگاه هسته ای نسازند و ....
حالا مطلبی دیگر در باره همسایه شمالی اشاره می شود:
✅به عنوان یک ایرانی( استاد علی مرادی) پس از سالها مطالعه در مورد تاریخ ۲۰۰ ساله مناسبات ایران با روسیه، به این نتیجه رسیده ام که باید از کنارِ این خرس قطبی خیلی با دقت و حساب شده رد شوید!
نه با او دشمن و درگیر شوید چون شکست می خورید و سر از ترکمنچای در می آورید و نه با این خرس قطبی دوست شوید و نزدیکش شوید که بر دوستی خاله خرسه هیچ اعتباری نیست...
♦️اكتاويو پاز سخن بسیار دقیقی در این مورد دارد می گوید:
«اين خرس قطبى(روسيه) نمی تواند از جاى خود بجنبد و هر وقت از جا بجنبد يا همسايه اش را لگدمال می كند يا خودش تكه پاره می شود...»!
سخن پاز کاملا با حوادث تاریخی ۲۰۰ ساله صدق می کند کمتر دوره ای وجود داشته که این خرس قطبی یکی از همسایگانش را لگد مال نکند!
اما تاریخ نشان داده که دوستی با این خرس قطبی نیز عاقبت خوشی نداشته چون همیشه در حساسترین زمانها دوستانش را ول کرده و فروخته است از جنبش جنگل گرفته تا جزایر سه گانه و ...
♦️در آخرین کتاب ام(پروکروستس ایرانی...) با اسناد متقن و به کرات آورده ام که هم دشمنان و هم دوستان روسیه، سرانجام خوشی نداشته اند در این کتاب اشاره کرده ام که وقتی حکومت ایران در پی دستگیری و جمع کردن حزب توده برمی آید آقای هاشمی رفسنجانی در ۷ آذر مینویسد که«آخر شب، جلسه سران بود در باره تعقیب حزب توده...بحث شد و در حد گرفتن سران حزب توده موافقت شد. مسئولان امنیتی پیشنهاد گرفتن عده زیادی را دادند که نپذیرفتیم»
در واقع این احتیاط سران ایرانی، بخاطر عکس العمل خرس قطبی بود. وی در ادامه در ۲۱ فروردین می نویسد:
«در جلسهای که در دفتر رئیس جمهور با حضور وزیر امور خارجه شرکت کردم در باره همکاری بیشتر با روسیه قرار شد پیشنهاد چند مسئله مهم سدهای روی ارس و اترک و احیای طرح ریختهگری سیصدهزار تنی و فروش گاز و خرید اسلحه و چیزهایی از این قبیل به منظور امیدوار کردن شوروی به امکان داشتن رابطه بیشتر و جلوگیری از توطئه روسها به خاطر یاس از انقلاب ما بعد از سرکوبی حزب توده، بحث شد».
اما روسها که همیشه دوستان خود را در سربزنگاههای تاریخی تنها گذاشته اند در اینجا نیز بدنبال منافع خود بودند و در فکر قرارداد تجاری با ایران. بخاطر همین، آقای هاشمی پس از ضربه اول به حزب توده در ۳ اردیبهشت ۱۳۶۱ش مینویسد:
«آقای دکتر ولایتی از برخوردهای مثبت شورویها خبر داد. با توجه به برخوردی که با تودهایها و خود شوروی شده، مهم و قابل توجه است» .
همین بیاعتنایی روسها به سرنوشت حزب توده باعث شد که حکومت ایران با خاطر جمعی در پی تکمیل کار نیمه تمام باشد و با آغاز عملیات موج دوم دستگیری اعضای باقیمانده حزب توده، کار را تمام کند!.
(پروکروستس ایرانی...صفحات۳۳۴ و ۳۳۵)
نظامی گنجوی بیش از هشتصد سال پیش، زمانى كه حتى كشورى به نام روسيه وجود نداشته و روسها به مانند قبايل وحشى زندگى مى كردند شاعر با ديدى عميق خشونت آنان را در آن عهد ديده و در شعرى به تقبيح آنان پرداخته بود گويى شاعر مخاطرات آنان بر كشورهاى ديگر را از فراز قرنها پيش بينى كرده بوده!
همه رهزنانند چون گرگ و شير
به خوان نادلیرند و بر خون دلير
ز روسى نجويد كسى مردمى
که جز گوهری نیستش زادمی...
از کنار خرس قطبی با دقت تمام حرکت کنید!
نه به او لگدِ دشمنی بزنید و نه با او دستِ دوستی بدهید و خیلی نزدیکش شوید...
فرهنگ چاپلوسی و پاچه خواری:
در سفر رئیس جمهور به استان خراسان شمالی اتفاقات جالبی افتاد یوی از آنها مدح و ستایش استاندار از رئیس جمهور بود :
جملات پاچهخوارانه استاندار خراسان شمالی در وصف دکتر پزشکیان که به نمونههای چاپلوسی در دربار خلفا و سلاطین تنه میزد و انتقادات برخی اعضای شورای راهبری او که حالا پزشکیان را به از دستدادن وقت در رفع تحریمها و ناترازیها متهم میکنند، نشان میدهد دولت چهاردهم برخلاف وعدهای که داد نتوانسته است «کارشناسان» را گرد خود آورد.چاپلوسی از نداشتن مناعت طبع و داشتن حرص و طمع و نداشتن جمعی دیگر از فضایل اخلاقی و داشتن جمعی دیگر از رذایل اخلاقی است. آنچه استاندار خراسان شمالی در حضور پزشکیان گفت «آخر پاچهخواری» بود. ما در تاریخ کم نداشتهایم افراد موجهی که کمی سخنشان در برابر بزرگان مثلاً قدرشناسانه بوده است و آن بزرگان همین را هم برنتابیدهاند.حالا استاندار یکماهه ناگهان میکروفون را در دست میگیرد و ما را به دربارها و کاخها میبرد:
" «آقای دکتر پزشکیان! ما از شما هیچ چیز نمیخواهیم. متعارف هست که استاندار معمولاً در جمعی که مردم حضور دارند، مطالباتی دارد. ما مطالبهای از شما نداریم. ما از شما هیچ نمیخواهیم الا خودتان را. چون شما که باشید عدالت هست، شما که باشید انصاف هست، شما که باشید جوانمردی هست، شما که باشید آزادی بیان هست، شما که باشید دیدن مخالفان هست.»
حقا که یک مشت خاک کافی نیست برای بستن دهان چاپلوسانی از این دست. مسئله این استاندار ناشناس نیست. مسئله فرهنگ چاپلوسی است. مسئله ساختار معیوبی است که این رویهها را باب میکند. این یکی را دوربینها ضبط کردند. در جلسات مدیران دولتی فراوان از این ماجراها هست. برخی چنان تملق یک مدیرکل دولتی را میگویند که با یک بیل مکانیکی خاک هم نمیتوان آن دهن را بست. بر ما واضح است که شخصیت آقای دکتر پزشکیان پذیرای چاپلوسی نیست؛ و شاید تواضع و اهل مدارابودن بیشازحد ایشان مانع تذکر به استاندار شده باشد. اما سرانجام این ماجرا موجب میشود که دیگران هم یاد بگیرند و بگویند چرا ما عقب افتادیم!
مسئله اصلی در اینجا آن است که افرادی با این روحیهها انسانهای توانمندی در مدیریت شایسته نیستند و در همین حدود سیر میکنند.
آورده اند که :
ماده ۶۵ قانون محاسبات عمومی، مصوب ۱۳۶۶ میگه:
کلیه دستگاههای اجرایی مکلفند پرداختهای خود را منحصراً از طریق حسابهای بانکی مجاز:
۱. انتقال وجه به حساب ذینفع
۲. پرداخت وجه به ذینفع یا قایم مقام قانونی او.
۳. حواله در وجه ذینفع یا قایم مقام قانونی او.
همچنین در واپسین روزهای دولت دوازدهم قانونی تصویب شد بنام قانون برخی احکام مربوط به اصلاح ساختار بودجه.
بند ۲ این ماده واحده قانونی میگه:
استقرار کامل نظام پرداخت به ذینفع نهایی و ممنوعیت هرگونه پرداخت به غیر ذینفع نهایی.
این ها در دولت بهیچ وجه عمل نمیشه. و تا وقتی عملنشه، انضباط بخشی به رفتار مالی دولت محقق نمیشه. اگر دولت واقعاً کسری بودجه داره، گام اول اینه که همه پرداختها رو به ذینفع نهایی انجام بده تا مشخص بشه کجا و بابت چه چیزی کسری داریم. وقتی به این بند عمل نمیشه یعنی کسری بودجه حرف بیخودیه. مگر میشه پدر یک خونواده بیاد وسط کوچه گدایی کردن قبل از اینکه گاوصندوق، کیف پول و حساب بانکی خودش رو دقیق بررسی نکرده باشه؟!
روزانه متوسط ۳۰۰ همت پول توی حسابهای دولتی وجود داره و باز عدهای چشم بسته حرف از کسری بودجه میزنند. ما کسری بودجه نداریم، بی قانونی و شلختگی داریم.
یکی از مدیران خزانه تعریف میکرد، در دولت سیزدهم، یک مبلغی رو اقای صولت مرتضوی شدیداً پیگیری میکرد. سازمان برنامه هم نمیخواست پرداخت کنه چون تقریباً مطمین بود فساد داره، دستور داده شد، پرداخت به ذینفع نهایی. با همین کار، پیگیریها کاملاً قطع شد و هیچگاه هم اون وجه پرداخت نشد!
اندرحکایت معدل 10 دانش آموزان:
مدیران آموزش و پروروش از فاجعۀ معدل 10 دانش آموزان کشور سخن گفته اند. درست است که فاجعه است اما این فاجعه پیام های مهمی با خود دارد که به برخی از آن ها به شرح زیر اشاره می شود:
1.بی انگیزگی شدید دانش آموزان برای درس خواندن؛ تمام شواهد نشان از این دارد که کسر قابل توجهی از دانش آموزان دیگر هیچ انگیزه ای برای درس خواندن ندارند و این بی انگیزگی البته دلایل فراوان دارد که یکی از مهم ترین دلایل را نداشتن امید و آینده ای روشن برای فردای خود می دانند.
2.برخی فکر کرده اند که دانش آموزان بی سواد شده اند و برای همین است که نمرات درسی شان پایین آمده است و در نتیجه معدل شان 10 می شود. سخنی کاملا اشتباه و خلاف واقعیت است چرا که از قضا دانش آموزان به دلیل دسترسی به شبکه های مجازی و در اختیار داشتن انبوهی از اطلاعات گوناگون بسی بیش از برنامه های درسی آموزش و پرورش پیش رو تر اَند و همین پیش رو بودن آنان است که هیچ کدام از برنامه های درسی مد ارس را قبول ندارند و در نتیجه درس های مورد نظر را نیز نمی خوانند، یعنی لزومی نمی بینند که بخوانند.
3.بسیاری از کتاب های درسی ای که آموزش و پرورش تهیه می کند و در اختیار دانش آموران قرار می دهد فرسنگ ها با دانش و هوش آنان فاصله دارد و از سوی دیگر هیچ سنخیت و تطابقی با نیازهای واقعی و امروزین دانش آموزان هم ندارند. در این صورت چگونه می توان از دانش آموزان درخواست داشت که این کتاب هاکه در نهایت سواد کهنه تهیه و تدوین شده اند را بخوانند؟!!
4.عقب ماندگی نظام آموزشی کشور از شتاب تغییرات و تحولات نسل جدید امری کاملاً آشکار و روشن است که نیازی به هیچ توضیحی ندارد. ضمن این که نظام آموزش و پرورش کشور همچنان با نگاه ایدئولوژیک و گذشته نگرانه برنامه های آموزشی را تدوین می کند که نه تنها هیچ کدام از نیازهای دانش آموزان را برطرف نمی کند بلکه برای زیست کنونی شان هیچ فایده ای هم ندارد. لذا چه توجیهی دیگری باقی می ماند که دانش آموزان درس بخوانند و نمرات و معدل شان زیاد شود؟!!
شما و این حضرات....
امروز همایش تخصصی مدیران صدا و سیمای ما برگزار شد . رئیس عالی این سازمان عریض و طویل بادی در غبغب انداخت و در اولین روز افتتاحیه این نشست در پشت تریبون به حضار معروض داشتند که:
لازم است پیام مقام معظم رهبری به این نشست را قرائت کنم . و با همان باد در غبغب ، شروع کرد به خواندن پیام . برایم جالب بود بدانم پیام چه محتوایی دارد بعد از تمام شدن قرائت کمی جا خوردم اولا که شروع پیام با لحنی گلایه آمیز و بدون سلام و صلوات شروع شده بود :
شما و این حضرات ....
در متن هم به نوعی اشاره کردند که شما و حضرات ( جلیل و جبل با ی انتهایی) در روایت اول وقایع و حوادث و انتقال پیام به گیرندگان پیام را باخته اید!
در تحلیل و تبیین اخبار و حوادث هم که سیم را انداخته اید توی یک ارگان خاص. مانده دورتا دور ساختمان شیشه ای خیابان ولیعصر عج تهران را چند برجک بسازید و بر سر درب آن نیز بنویسید :
وَأعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّة...
کل پیام هم از متن تقریظ ایشان در اول کتاب های منتخب ،کمتر بود و
آخر پیام هم فرمودند :این پیام من به این همایش است .
اگر من جای این دو عزیز بالا نشین سازمان بودم بعد از قرائت پیام حضرت آقا، ردای ریاست از دوش بر می داشتم و به دنبال کار دیگر که ارتباطی به جمهوریت و اسلامیت نظام نداشته باشد می رفتم .
جِبِل و جَلیل را می گویم که هم صدا و هم سیمای نظام ، در ید قدرت شان است .
تمام
از هوش مصنوعی پرسیده شد آیا مکران محل مناسبی برای پایتخت است؟
اینگونه تفسیر پاسخ را کرد :👇
۱-مزایای مکران بهعنوان پایتخت
موقعیت استراتژیک بینالمللی: مکران به دلیل موقعیت جغرافیایی خود، به ویژه نزدیکی به دریای عمان و دسترسی مستقیم به آبهای آزاد، موقعیت بسیار استراتژیکی دارد. این ویژگی میتواند به تقویت جایگاه ایران در تجارت جهانی و توسعه دیپلماسی دریایی کمک کند.
تمرکززدایی از تهران: تهران به دلیل جمعیت بالا، ترافیک سنگین، آلودگی هوا، و آسیبپذیری در برابر زلزله، فشار زیادی را تحمل میکند. انتقال پایتخت به مکران میتواند به کاهش این فشارها و توزیع بهتر منابع و فرصتها در سراسر کشور کمک کند.
تقویت توسعه منطقهای: تبدیل مکران به پایتخت میتواند باعث جذب سرمایهگذاریهای بیشتر، توسعه زیرساختها، و افزایش سطح زندگی در این منطقه کمتر توسعهیافته شود. این اقدام همچنین میتواند نابرابریهای منطقهای را کاهش دهد.
ظرفیتهای طبیعی و اقتصادی: مکران دارای منابع طبیعی غنی، سواحل زیبا، و ظرفیتهای بزرگ در زمینه شیلات، انرژی، و گردشگری است. این ویژگیها میتوانند از لحاظ اقتصادی به تقویت یک پایتخت جدید کمک کنند.
۲-چالشهای مکران بهعنوان پایتخت:
زیرساختهای ناکافی: مکران هنوز از زیرساختهای کافی برای تبدیل شدن به یک پایتخت برخوردار نیست. سیستم حمل و نقل، خدمات شهری، امکانات بهداشتی، و آموزشی باید بهطور گسترده توسعه یابند.
آبوهوای گرم و خشک: گرمای شدید و رطوبت بالا در برخی نقاط مکران میتواند زندگی روزمره را دشوار کند. فراهم کردن زیرساختهای لازم برای مقابله با این چالشها (مانند سیستمهای پیشرفته تهویه و آبرسانی) هزینهبر خواهد بود.
چالشهای زیستمحیطی: توسعه سریع در مکران ممکن است تهدیدی برای اکوسیستمهای طبیعی این منطقه، از جمله سواحل و منابع دریایی، باشد. باید به حفظ محیط زیست توجه ویژهای شود.
فاصله از مرکز جغرافیایی کشور: مکران در جنوب شرقی ایران قرار دارد و از بسیاری از شهرهای مرکزی و شمالی ایران فاصله زیادی دارد. این مسئله میتواند برای ارتباطات و دسترسی سایر نقاط کشور به پایتخت چالشبرانگیز باشد.
چالشهای اجتماعی و فرهنگی: مردم مکران (که عمدتاً از قوم بلوچ هستند) فرهنگ و سبک زندگی خاص خود را دارند. انتقال جمعیت زیاد از مناطق دیگر به این منطقه ممکن است تنشهای اجتماعی و فرهنگی ایجاد کند، مگر اینکه مدیریت حساس و مشارکتی صورت گیرد.
مشکلات امنیتی: در کشورهای خاورمیانه دیده نشده است که پایتخت نزدیک مرز باشد. احتمال وقوع مسائل امنیتی در پایتخت بخاطر نزدیکی مرز میتواند بحرانزا باشد. همچنین نفوذ از دریا میتواند امنیت پایتخت را بیشتر به خطر بیاندازد.
۳-پیشنهادات برای امکانپذیری انتقال پایتخت به مکران
توسعه تدریجی: به جای انتقال کامل پایتخت، میتوان برخی از بخشهای دولتی و اقتصادی را به مکران منتقل کرد تا توسعه تدریجی اتفاق بیفتد و فشار کمتری بر منطقه وارد شود.
تقویت زیرساختها: سرمایهگذاری گسترده در زیرساختهای حمل و نقل، انرژی، خدمات عمومی، و مسکن ضروری است. راهاندازی پروژههای بزرگ مانند خطآهن چابهار-زاهدان، شهرهای هوشمند، و مناطق ویژه اقتصادی میتواند به تقویت منطقه کمک کند.
تقویت مشارکت محلی: موفقیت هرگونه انتقال پایتخت یا پروژههای توسعهای به مکران به میزان مشارکت و حمایت مردم بومی بستگی دارد. باید فرهنگ، سنتها، و نیازهای مردم محلی در تصمیمگیریها لحاظ شود.
۴-جمعبندی: مکران بهعنوان پایتخت
مکران با توجه به موقعیت استراتژیک، منابع طبیعی، و ظرفیتهای توسعهای، میتواند یکی از گزینههای مناسب برای انتقال پایتخت باشد. با این حال، این کار نیازمند برنامهریزی بلندمدت، سرمایهگذاری عظیم، و مدیریت هوشمندانه در زمانی حدود ۲۰ ساله است.
رفت و آمد
دوستی برای پیام داد که :
سلام نادري از تاصيكو بركنار شد
کنجکاو شدم ببینم رسانه ها در این خصوص چه نوشته اند چند رسانه ای که جستجو کردم همه در توانایی مدیر معزول ( به گفته دوستم) نوشته بودند . به نظرم آمد بهتر است بنویسیم:
تاصیکو با مدیر توانمند خود خداحافظی کرد 👇
نمونه آنچه در رسانه ها درج شده است :
علیرضا سیاسیراد جایگزین امیرحسین نادری گردید.
نادری جزو مدیران قوی، کارآمد و عملیاتی صنعت فولاد است که در کارنامه مدیریتی خود در فولاد مبارکه، ایمیدرو، ومعاون، شرکت ملی فولاد و … موفقیتهای بیشماری را بدست آورده است.
«تاصیکو» در دوره نادری موفقیتهای بیشماری بدست آورد و طی سالهای اخیر رویکرد ویژهای را در سرمایهگذاری و تولید ثروت ملی در پروژه عناصر نادر نظیر طلا، زغال سنگ و مس دنبال کرده است. افزایش قابل توجه ظرفیت طلای کشور بخشی از استراتژی تاصیکو در دوره نادری است.
این شرکت پروژه احداث کارخانه استحصال طلای تفتان را آغاز کرد؛ نخستین آتشباری و تست گرم در زمستان ۱۴۰۲ انجام شده و ۱ مرداد ۱۴۰۳ رسماً راهاندازی شد.
برای آقای نادري سلامتی و موفقیت خواهانیم .
در تاریخ می خوانیم :
شاپور بختيار آخرين نخست وزير نظام سلطنتي ايران در اين روز -۲۲ دی ماه سال 1357 - در حالي كه در كنار عكس بسيار بزرگي از دكتر مصدق نشسته بود برنامه هاي دولت خود را اعلام داشت كه برخي از آنها از اين قرار بودند:
- انحلال ساواك؛
- قطع صدور نفت به اسرائيل؛
- محدود كردن اختيارات سازمان برنامه (كه دولتي در دولت شده بود)؛
- محاكمه غارتگران (از هر قماش)؛
- اعلام مقتولان تظاهرات سياسي به عنوان «شهيد»؛
- ممنوع الخروج كردن عوامل فساد اداري و متهمان به سوء استفاده از قدرت و نفوذ؛
- آزادي زندانيان سياسي؛
- پرداخت غرامت به زندانيان و محكوم شدگان به اتهامات سياسي، شكنجه شدگان و بازماندگان اعدام شدگان مربوط و نيز اعاده حيثيت ازايشان؛
- ايجاد دادگاههاي ويژه دريافت و رسيدگي به شكايات از سازمانهاي دولتي و اشخاص در زمينه ظلم و اجحاف و نقض حق و تبعيض ( از 28 مرداد 1332 تا آن زمان)؛
- و ....
اما دیگر زمان اصلاحات گذشته بود و بختیار به عنوان نخست وزیر دیر انتخاب شده و دیر آمده بود. یک ضرب المثل ایرانی میگوید «نان را باید به موقع از تنور درآورد» اگر زود باشد خام است و اگر دیر شود نان سوخته است. حکومت ها دیر به فکر اصلاح میافتند. اگر قاجار در جریان مشروطه و پس از آن تن به قانون و اصلاح میداد و محمدعلی شاه ؛استبداد صغیر را راه نمیانداخت، شاید سلسله پهلوی به حکومت نمیرسیدند. یا اگر محمد رضاشاه پهلوی در اوایل دهه چهل به توصیه علی امینی(سیاستمدار همراه) عمل میکرد و در زمان ثبات حکومت دست به اصلاحات تدریجی سیاسی میزد، دیگر نیاز نبود در دیماه ۱۳۵۷ برای مهار اعتراضات و وقوع قریب الوقوع انقلاب، دست به دامن زندانی سابق خود شاپور بختیار شود. چهار روز بعد از اعلام برنامه های بختیار، شاه به همراه خانواده از ایران رفت. رفتنی که بازگشت نداشت. تنها یک ماه بعد از این اعلامیه در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ بود که حکومت پهلوی سرنگون شد. معمولا حکومتها از وقایع تاریخی عبرت نمیگیرند و به موقع دست به اصلاحات نمیزنند. زمانی از روی ناچاری تن به تغییرات میدهند که «صدای پای انقلاب» شنیده میشود و از نگاه جامعه دیگر دیر شده و فرصت اصلاح نیست. جامعه در این شرایط چارهی کار را فقط در سرنگونی حکومت میداند و آنقدر دچار شور و هیجان است که به پیامد های آشکار و پنهان انقلاب فکر نمیکند. یک ماه قبل از سرنگونی زمان اصلاح نیست.شاپور بختیار ملیگرا بود ولی دیر امده بود.
سعید معدنی جامعه شناس و استاد دانشگاه
12.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
میلاد سراسر نور بهترین مخلوق عالم هستی ، امیرالمؤمنین حضرت علی علیه السلام مبارک 🌹🌹🌹