زندگيم اينطوريه كه نشستم يه گوشه بعد يهو استرس مياد لپمو ميكشه ميگه چطوری جوجو...
نوشته بود:
باد که می وزد، درخت خم می شود و بر میگردد سر جایش.
تو گرفتار چه طوفانی شدی که به خودت هم برنگشتی؟!
من حتی سرد یا گرم بودن پاییزم برام مهم نیست من دلم بارون میخواد، دلم میخواد با صدای بارون بخوابم، دلم میخواد با صدای بارون بیدار شم، دلم گفتگوهای تو ماشینی زیر بارون با شیشههای بخار کرده میخواد، دلم قهوه خوردن و خیس شدن زیر بارون میخواد؛ من دلم فقط بارون میخواد:)))
آدمها به سه شکل وارد زندگیمون میشن:
برای یک عمر،
برای یک فصل،
برای یک درس.
من عاشق احترام گذاشتن به کسیام که برام توضیح میده، تا سوتفاهمی بین مون نباشه...