هدایت شده از کانال کمیل.زهیر معصومی
ساده ترین جلسه مدیریت بحران
بدون تشریفات ، خاکی و افلاکی
در مقطعی حساس همراه با بینش و
تدبیر و قاطعیت...
اینجا جایی برای خطا نیست
آنسوی اشتباه آتش است و مرگ و اسارت ، آنسوی سوء مدیریت ، اینجا به زنجیر کشیده شدن وطن است ، نقصان راهبرد ، فرصتی برای جبران باقی نمی گذارد...
خاک تکه تکه می شود اگر لحظه ای خطا شود...
اما امروز ؟
این روزها مدیران بحران با گرد و خاک بیگانه اند ، خط اتوی کت های مارک دارشان اینگونه نشستن را بر نمی تابد، نوع میوه و قهوه و بستنی ، ملاک و عیار جلسه شان را تعیین می کند ، میزهای پهناور سالن های براق کنفرانس حتی راه را بر نگاه ها می بندد، ساعتها که بکاوی هم، ذره ای خاک نمی یابی ، شاید به همین علت است که بحران ها حل نمی شوند ، آنانکه روی خاک نمی نشینند چگونه باید درد خاکستر نشینان را دریابند!
جلسه فرماندهی تیپ یکم عمار
قبل از عملیات والفجر ۴
قلاجه
از چپ :
سردار شهید ابراهیم علی معصومی
برادر گرامی سردار جعفر عقیل محتشم
سردار شهید سید ابراهیم کسائیان
سردار شهید اکبر حاجی پور
سردار شهید اسماعیل لشگری
@zohe72.کانال کمیل
هدایت شده از کانال کمیل.زهیر معصومی
3.2M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
نقش سردار شهید ابراهیمعلی معصومی فرمانده گردان کمیل.لشگر۲۷محمد رسول الله ص
توسط مرحوم سلحشور
در فیلم #پرواز_در_شب با نام هنری
مهدی نریمان
@zohe72.کانال کمیل
هدایت شده از کانال کمیل.زهیر معصومی
سردارشهید ابراهیمعلی معصومی
قائم مقام تیپ یکم عمار و
فرمانده دلاور گردان کمیل از
لشگر27محمدرسول الله.ص.
دریک نگاه
به روایت زهیرمعصومی فرزند شهید
ایشون از زمان انقلاب مبارز بودن
بعدانقلاب به سپاه همدان رفتن
فرمانده سپاه رزن
و مسئول حفاظت غارعلیصدر
بعد به لبنان رفتند
همراه حاج احمدمتوسلیان
بعد اولین گروهان تیپ 27محمدرسول الله
بعد دراول جنگ عملیات فتح المبین مجروح میشن
فرمانده گردان کمیل در سال 61 بودن
درعملیاتی مجدد ترکش به پهلوشون اصابت میکنه
ولی تاصبح بخاطر حفظ روحیه نیروهاشون به هیچکس نمیگن
فقط بیسمچیشون میفهمه
اذان صبح بعد از عملیات ازحال میرن از خونریزی
ایشون باشهید حاجیپور فرمانده تیپ عمار همیشه باهم بودن
وشهیدهمت خیلی عملیاتهای مهم رو به گردان ایشون یعنی کمیل میدادن
دراوخر61ایشون معاون تیپ 1 عمار لشگر27 میشن.
درعملیات والفجر مقدماتی ایشون معاون تیپ 1عمار بودن
معاون شهیدحاجیپور
وفرماندهی گردان کمیل به شهید ثابت نیا داده میشه
که حادثه کانال کمیل و شهید ابراهیم هادی در اونجا رقم میخوره
وپدرم هم دوباره مجروح میشن
تا اینکه خواهر من بدنیا میاد
پدرم میان خدمت شهید همت
که اجازه بدید دوروز برم تهران
بچه ام بدنیا اومده
ببینم و برگردم
شهید همت میگن عملیات مهمی درپیشه
باوجود اینکه ایشون معاون تیپ بودن
باحفظ سمت بخاطر رشادت و شهامت و ایمان ایشون
شهیدهمت فرماندهی گردان کمیل روهم بدست پدرم میدن
ومیگن بزار عملیات بشه
بعد برو
فرماندهانی اونجا حاضر بودن میگن
معصومی یک بار هم شکوه نکرد
و گفت چشم
وهیچوقت هم ندید تنها دخترش رو
ودر عملیات والفجر4.
ارتفاعات مهم 1904کانی مانگا
به شهادت رسید
شهید همت وقتی پشت بی سیم مگن گوشیو بدید به معصومی
و میفهمن پدرم شهید شدن
میگن دیگه برگردید
معصومی شهید شد دیگه عملیات تمومه
هرچند پدرم بعد فتح تپه کله قندی روی تپه شهید شدن
پیکر ایشون میمونه
شهید حاجیپور مظلوم که میفهمه معصومی جامونده
بلافاصله برمیگرده برا بازگشت پیکرشون
که ایشونم همونجاشهید میشن
بااختلاف 5ساعت
دو رفیق شفیق
پیکر پدرمن بعد از8سال از منطقه سید صادق عراق تفحص شد
راویان گفته اند که سال 62 تعدادی فرماندهان سپاه رو که مجروح
ونیمه جان بودن
آوردن به اسارت
در یک بیمارستان در سید صادق عراق
وبعد از چند روز در یک گور دسته جمعی
زنده زنده دفن کردند
بعد شهادت پدرم
شهید همت اومدن درب منزل خانه ما
در محله پیروزی
شیوا
واز ما دلجویی کردن
یادمه باشهید نیک بین بودن
منو در آغوش کشید
سفت
با ماشین تویو تا
خاکی رنگ
گفت عمو این ماشین باباته
یه کلاش هم در آورد از پشت صندلی ماشین
گفت عمو اینم تفنگ باباته
گریه شو دیدم
تکیه به دیوار داده بودن
ایشونم بعد چندماه شهیدشدن...
آخرین خاطره از پدرم این بود که
تو همون خونه محله شیوا
داشتن ساکشونو میبستن برن جبهه
منم وسایلمو آوردم
شیشه.پوشک.مشما.پستونک
انداختم تو ساکش
که بابا
منم ببر...
بابام به مادرم میگه نگاه کن
زهیر میگه منم میام...
یادمه دو وجب دستشو بابان گذاشت رو سرم
گفت باباجون
اینقدر دیگه بزرگ شی میبرمت ...
شهید معصومی تنها فرمانده ای بودن که با دوسمت بشهادت رسیدند
شهید سیدرضا دستواره هم باایشون خیلی رفیق بودن
وهمیشه میگفتن به خانمشون که
معصومی خیلی مظلومه
درعین شهامت و شجاعت
وخیلی هم من و داداشم و خواهرم رو دوست داشتن.
شهید ارسنجانی هم خیلی منزل ما میومدن
مداح بودن
خونه ما دعای کمیل خوندن
ایشونم یکی از فرمانده گردانها بودن
یه روز اومدن خونه ما
گفتن معصومی رو خواب دیدم
گفته به بچه هام سر بزن
منو خواهرمو برادرمو بردن فلکه سوم تهرانپارس
برای ما کلی اسباب بازی خریدن
ورفتن...
یکهفته بعد شهیدشدن
منهم یکهفته قبل از رجعت پیکر پدرم
خواب دیدم
که به پدرم گفتم
بابا چرا نمیای
آخه بعد 8سال هرکس زنگ خونه مونو میزد
از زیر در میدیدم که پوتین نداره
یا داره
شاید بابام باشه
تااینکه توخواب گفتم بابا چرانمیای
گفت تایکهفته دیگه میام
بعد یکهفته
استخوانهای شکسته
جمجمه ی سوراخ
و...
آمد
ولی چه آمدنی...
@zohe72.کانال کمیل
و اینگونه بود آمدنت...
از آن قامت همچو سرو ، چند تکه استخوان شکسته نصیب ما شد...
پیکر پاک سردار شهید ابراهیمعلی معصومی قائم مقام تیپ یکم عمارو فرمانده گردان کمیل.ل۲۷
@zohe72.کانال کمیل
مراسم برادر تاج زاده
دست دادن تاج زاده با خانم آذر منصوری رئیس جبهه اصلاحات
این تمام پشت پرده افکار کثیف و نکبت اصلاحات است.
اگر کسی از امروز از این حرام لقمه ها حمایت یا با آنان همراهی کرد این تصویر را بر صورتش بکوبید.
توجه / مهم :
نگران و ناراحت نباشید به اذن الله تعالی این حوادث و برملا شدن فکر و اندیشه این جماعت بخشی از مهیا شدن شرایط جهت انقلاب مکمل انقلاب بزرگ اسلامی سال ۵۷ خواهد بود.
گمان می کنند دارند با انقلاب اسلامی و با احکام اسلام عزیز مبارزه می کنند و مکر می کنند اما نمی دانند مکر خداوند آنان را احاطه کرده است.
@zohe72.کانال کمیل
وصيتنامه
بسم الله الرحمن الرحيم
خدايا تو شاهد باش ,من بنده ذليل وضعيف هيچ چيز از خودم ندارم و همه از توست. با چشم باز و با رضايت خودم براى رضاى تو به جبهه آمدهام تا به نداى غريبى «هل من ناصرا ينصرنى» امام حسين (ع) كه بعد از قرنها از گلوي حسين زمان و رهبر كبير انقلاب (خمينى كبير محبوبترين فرد قرن) كه فقط براى پياده كردن دين اسلام در جهان به گوش مىرسد،لبيك گفته و تا آخرين قطره خونم در راه خدا با دشمنان اسلام مبارزه كنم ,تا شايد تو از من راضى باشى و تا توانسته باشم در پيشگاهت از بندگان آبرومندت باشم. خداوندا، اگر گناهان من بزرگ است عفو و بخشش تو بزرگتر از گناه من است. خدايا براى بهشت و جهنمت به جبهه نيامدهام ,فقط براى اينكه انجام وظيفه كنم و تورا ستايش كنم تا راضى شوى،به سويت آمدهام. پس مولا جان, توفيق بده از اين موقعيت كه نعمت بىپايان خود را بر ما منت نهادهاى و بر سر ما ريختهاى از آزمايش و امتحان پيروز به در آيم.
اى دوستداران امام زمان،بىعشق خمينى نتوان عاشق مهدى شد.
اى رهبر عزيزم اگر من نتوانستم سرباز خوبى باشم اميدوارم بچههايم و برادرانم سربازان خوبى در خدمت به اسلام و فرمانت باشند و اميدوارم به كورى چشم دشمنانت از خون هر شهيدى چندين سرباز به قشونت اضافه شود و عمرهاى ما همه براى لحظههاى عمرت ،افزون گردد تا خداوند شما را تا ظهور حضرت مهدى (عج) و برافراشته شدن پرچم اسلام در سراسر دنيا در پناه خودش نگهدارد.
خدايا همه ما را از قشون خودت قرار بده زيرا كه قشون تو پيروزند و همه ما را از حزب خودت قرار بده كه حزب تو رستگارند و ما را از دوستان خود قرار بده زيرا كه دوستان تو نه مىهراسند و نه اندوهگين مي شوند.
اى برادران و خواهران و اى ياران باوفاى امام زمان (عج) اميدوارم كه انشاءالله دنياى ابدى آخرترا به اين دو روز زودگذر دنيا نفروشيم و با اطاعت ازخدا و رسول و ائمه كه نور هدايت بشر از جانب خدا هستند و اطاعت از رهبرى آگاهانه حسين زمان كه پيروزى ما فقط در گروى عمل كردن مو به موى دستور ايشان است؛ بتوانيم انشاءالله در آخرت در صف محمد و آلش قرار بگيريم و از شفاعت آنان كه آبرومندان پيشگاه خداوند هستند محروم نشويم و بگوئيم يا رسول الله يا اميرالمومنين اگر حسينت را در كربلا تنها گذاشتند و زن و بچههايش را اسير كردند،على اصغرش را در بغلش به خون غلطاندند،مسلمش را در كوفه سنگ زدند و آتش به سرش ريختند اما ما امتت هم پس از قرنها كه صداى حسينت به گوشمان رسيد ,در راه حسينت خونها داديم. على اصغر داديم, بچههاى ما شهيد شدند, خانههاى ما ويران شد, زن و بچههاى ما اسير شدند و شب و روز بر سر ما آتش ريختند .به اميد اينكه در پيشگاه خدا شفيع ما باشيد و خدا از ما راضى باشد. اما يا رسول الله ما هيچكس را نداريم آقا جان ,ما هم مثل حسينت غريب هستيم, دنيا به ما هجوم آورده است, از شما مي خواهيم كه از خدا بخواهى هر چه زودتر امام زمان (عج) را به يارى ما بفرستد تا انتقام حسينت گرفته شود, همان حسينى كه تمام خانوادههاى شهداء و ملت مظلوم ايران،و تمام رزمندگان آرزوى زيارتش را مىكشند و تمام راههاى جبهه را كه نگاه مىكنى نوشتهاند: تا كربلا راهى نيست. خدايا كى مي شود اين راه تمام شود؟
بر مشامم مىرسد هر لحظه بوى كربلا
بر دلم ترسم بماند آرزوى كربلا
اما اى دشمنان اسلام و اى منافقين بدانيد ما مبارزه را از امام حسين (ع) ياد گرفتهايم. تمام مصيبتها را كه در پيش مصيبت او هيچ است مىكشيم و تا آخرين نفس با شما مىجنگيم ولى تن به ذلت نمىدهيم و اين را هم بدانيد روزى انشاءالله خواهد رسيد كه اين قطره خونهاى ما به سيل تبديل مي شود و آن كاخهاى فرعونى شما را متزلزل خواهد كرد, پس منتظر باشيد تا وعده عذاب الهى به شما برسد مگر اينكه توبه كرده و به اسلام پناه آوريد.
پدر و مادر عزيزم, اميدوارم حق بزرگى كه بر گردنم داريد حلال كنيد و حقتان را از خداوند متعال بگيريد. رحمت خدا بر تمام شما پدران و مادران كه مهمترين ثمره عمرتان را در راه خدا مىدهيد و براى خدا صبر مىكنيد و خواهيد كرد. از شما تقاضامندم اگر سعادت شهادت نصيب من گرديد خوشحال باشيد و خدا را هم شكر كنيد که شما جزو خانوادههاى شهداء (يعنى از ياوران امام زمان «عج») شديد و از اين انقلاب سهمى داريد, خوشحال باشيد تا دشمن گريه كند و گريه نكنيد تا دشمن خوشحال باشد. اگر هم دلتان گرفت و خواستيد گريه كنيد فقط براى مصيبت امام حسين (ع) كه از همه مصيبتها بالاتر است گريه كنيد ،براى همه خانوادههاى شهداء گريه كنيد براى يتيمى طفلان امام حسين (ع) و آن طفلان شهيدانى كه بابا ندارند گريه كنيد،بدانيد تنها پسر شما نيست كه شهيد شده, جوانان رفتند و خواهند رفت و بالاخره براى هر كسى يك اجل حتمى است پس چه خوب است از اين فرصت استفاده كنيم و در راه خدا با آبرو از دنيا برويم و سعى كنيد آخرين شهيد از شماها نباشم و برادران ديگرم را براى يارى
اسلام و اعزام به جبههها آماده كنيد چون اين دشمنان قسمخورده به اين آسانى از ما و اسلام دست نخواهند كشيد.خواهش ديگرى از شما دارم چيزى كه در راه خدا مي دهيد عوضش را از خدا بخواهيد نه از بندگان خدا،هيچگونه انتظارى از شهادت من از ملت و مسئولين نداشته باشيد و اين را يك وظيفه در راه خدا بدانيد تا اجر شما در پيش خدا محفوظ بماند.
اميدوارم خداوند به شما پدر و مادرم و همه خانوادههاى شهدا اجر آخرت بدهد و با محمد و آلش محشور كند, انشاءالله. توشه سفرتان را قبلا بفرستيد كه بعد از شما كسى نخواهد آورد.
همسرى كه من از او راضى هستم و خدا هم انشاءالله راضى باشد.
من،شما همسرم را تنها گذاشتم و اذيت كردم چون خودت مىدانى همه اينها در راه خدا بود. اميدوارم در راه رضاى خدا حلالم كنى و مثل حضرت زينب (س) الگوى زنان عالم و قهرمان كربلا صبر كنى و با تربيت صحيح بچههايم در راه خدا سنگر مرا پر كنى و راهم را ادامه دهى،ميدانم برايت سخت است اما تنها براى تو نيست, براى رضاى خدا صبر كن و انشاءالله بىمزد نمىمانى و شما را هم وصيت مىكنم به تقوا،تقوائى كه شما را از دشمن داخلى خود نجات بدهد و به صراط مستقيم هدايت كند. پس همسرم, سنگرت را محكم نگهدار تا دشمن در آن نفوذ نكند .تو بايد براى بچههايم مادر و الگو باشى اما اگر من در خانه ناراحتى كردم و آنطور كه مىبايست حقت را ادا كنم نكردهام، اميدوارم ببخشى چون من نمىخواستم ،اگر بوده اين نفس من بوده كه من اسيرش بودم،اميدوارم كه انشاءالله اينطور نباشد.
همسر،بچههايم ،پدرم ،مادرم،برادران و خواهرانم:همه شما را دوست دارم اما خدايم را از همه شماها كه تمام هستى از اوست و به سوى اوست بيشتر دوست دارم و اميدوارم شماها هم خدا را از همه چيز بيشتر دوست داشته باشيد تا انشاءالله توفيق ملاقات همديگر را داشته باشيم.
اما چند پيام يادگارى براى بچههايم:«زهير جان و ياسر » عزيزانم بدانيد راهى را كه انتخاب كردهام فكر ميكنم بهترين راه باشد. همه چيز امانتي است پيش ما و بايد در راه خدا و براى رضاى خدا داداين امانتها را پس داد. بچههاى عزيزم اميدوارم دينتان اسلام،كتابتان قرآن،امت محمد(ص) ،شيعه على (ع) پيرو واقعى خمينى و از سربازان واقعى اسلام،مثل زهير و ياسر تاريخ باشيد, انشاءالله .
عزيزانم ،اميد اسلام به شما نونهالان است،اگر ما در محيط فاسد بوديم،آلوده شديم (كه شايد خداوند به بركت اين انقلاب ما را ببخشد) شما سعى كنيد از اول خودتان را براى اسلام بسازيد و فقط اطاعت از ولايتفقيه كنيد تا رستگار شويد و نمازتان را حتما اول وقت بخوانيد, اگر نمازتان درست باشد همه چيز شما درست خواهد شد،اما وصيت مىكنم ،به جاى من از پدر و مادرم و از مادرتان حرف گوش كنيد و تا مي توانيد درس بخوانيد, درسى كه شما را به خدمت اسلام بخواند. اميدوارم همين طورى كه الان تازه زبان باز مىكنيد و شعارهاى اسلامى ميدهيد انشاءالله روزى برسد كه به آن عمل كنيد و بتوانيد اين وصيتنامه را بخوانيد و يادى هم از ما بكنيد .
والسلام عليكم و رحمه الله و بركاته.
همه شما را به خداوند متعال مىسپارم و با آرزوى پيروزى لشكريان اسلام در سراسر جهان.روز سه شنبه: 28/10/61 در سنگر اسلام ,ابراهيم علىمعصومى
کانال کمیل.زهیر معصومی
وصيتنامه بسم الله الرحمن الرحيم خدايا تو شاهد باش ,من بنده ذليل وضعيف هيچ چيز از خودم ندارم و همه ا
وصیتنامه سردار شهید ابراهیمعلی معصومی قائم مقام تیپ یکم عمارو فرمانده گردان کمیل لشگر۲۷محمدرسولاللهص