eitaa logo
ظهور نزدیک است
1.7هزار دنبال‌کننده
61.1هزار عکس
62.6هزار ویدیو
1.3هزار فایل
گلچینی از بهترین مطالب #مهدوی #ولایی #شهدایی #سیاسی #معنوی #معرفتی #تربیتی کانال شهدایی ما👈 @ba_shaheidan کانال قصه های شهداء 👈 @Ghesehaye_shohada
مشاهده در ایتا
دانلود
موضوع: اثر و 📩 @dars_akhlaq 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
16.11M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
💢جوان‌های الان بهترن یا زمان جنگ؟ جامعه اون روز به ظهور نزدیکتر بود یا الان؟ 🌼 یه خبرایی هست... 🎤 ستاد_پناهیان @darentezar14 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
@dars_akhlaq .mp3
22.27M
🔊‍ 🎙🌸آيت الله تهرانی (ره) 📝موضوع : در مورد غیرت 🔍 🔍 بسیار شنیدنی حتما گوش کنید @dars_akhlaq 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
فعلا قابلیت پخش رسانه در مرورگر فراهم نیست
مشاهده در پیام رسان ایتا
🎥 💐🎙 💢موضوع:افزایش توانمندی های کشور... 💢 💢 ✅ تفسیر قرآن الکریم جلسه 7⃣ @darentezar14 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
چله ے 💛 روز دوازدهم بهـ نیت سلامتے صاحب عصر(عج)و تعجیل فرجشون و سلامتی رهبر عزبزموݧ، 🌠 رفع بلا و گرفتاری و دفع ویروس منحوس و شفای عاجل همه مریض ها💐 مرتفع شدن مشکلات مالی و اقتصادی و ادای قرض و دین 👌 ازدواج و عاقبت بخیری جوونا 🌸🌼 براورده بهـ خیر شدن حاجاٺ همگے🙂 و ثوابش رو هدیه میکنیم محضر حضرت 🌹فاطمه🌹 سلام الله علیها حتما یه گوشه چشم پاره تن رسول الله به دل ما دنیا و آخرتمون رو متحول خواهد کرد پس همه 🌹 و جا نمونید 🏃‍♂🏃‍♂🏃‍♂ 💛 از امروز به ما بپیوندید @zohoore_ghaem 🌹ظهور نزدیک است .... گنجینه ای از بهترین مطالب 👇👇👇 https://eitaa.com/joinchat/1327431703C4d3e0da40c
ظهور نزدیک است
✍️ #دمشق_شهرِ_عشق #قسمت_سیزدهم 💠 دیگر رمق از قدم‌هایم رفته بود، بدنم هر لحظه سُست‌تر می‌شد و او می
✍️ 💠 باورم نمی‌شد پس از شش ماه که لحظه‌ای رهایم نکرده، تنهایم بگذارد و می‌دانستم دیگری برایم در نظر گرفته که رنگ از صورتم پرید. دوباره به سمتش برگشتم و هرچقدر وحشی شده بود، همسرم بود و می‌ترسیدم مرا دست غریبه‌ای بسپارد که به گریه افتادم. از نگاه بی‌رحمش پس از ماه‌ها محبت می‌چکید، انگار نرفته دلتنگم شده و با بغضی که گلوگیرش شده بود، زمزمه کرد :«نیروها تو استان ختای جمع شدن، منم باید برم، زود برمی‌گردم!» و خودش هم از این رفتن ترسیده بود که به من دلگرمی می‌داد تا دلش آرام شود :«دیگه تا پیروزی چیزی نمونده، همه دنیا از حمایت می‌کنن! الان ارتش آزاد امکاناتش رو تو ترکیه جمع کرده تا با همه توان به حمله کنه!» 💠 یک ماه پیش که خبر جدایی تعدادی از افسران ارتش سوریه و تشکیل ارتش آزاد مستش کرده و رؤیای وزارت در دولت جدید خواب از سرش برده بود، نمی‌دانستم خودش هم راهی این لشگر می‌شود که صدایم لرزید :«تو برا چی میری؟» در این مدت هربار سوالی می‌کردم، فریاد می‌کشید و سنگینی این مأموریت، تیزی زبانش را کُند کرده بود که به آرامی پاسخ داد :«الان فرماندهی ارتش آزاد تو ترکیه تشکیل شده، اگه بخوام اینجا منتظر اومدن‌شون بمونم، هیچی نصیبم نمیشه!» 💠 جریان در رگ‌هایم به لرزه افتاده و نمی‌دانستم با من چه خواهد کرد که مظلومانه التماسش کردم :«بذار برگردم !» و فقط ترس از دست دادن من می‌توانست شیشه بغضش را بشکند که صدایش خش افتاد :«فکر کردی می‌میرم که می‌خوای بذاری بری؟» معصومانه نگاهش می‌کردم تا دست از سر من بردارد و او نقشه دیگری کشیده بود که قاطعانه دستور داد :«ولید یه خونواده تو بهم معرفی کرده، تو میری اونجا تا من برگردم.» 💠 سپس از کیفش روبنده و چادری مشکی بیرون کشید و مقابلم گرفت :«این خانواده هستن، باید اینا رو بپوشی تا شبیه خودشون بشی.» و پیش از آنکه نام وهابیت جانم را بگیرد، با لحنی محکم هشدار داد :«اگه می‌خوای مثل دفعه قبل اذیت نشی، نباید بذاری کسی بفهمه ایرانی هستی! ولید بهشون گفته تو از وهابی‌های افغانستانی!» از میزبانان وهابی تنها خاطره سر بریدن برایم مانده و از رفتن به این خانه تا حد مرگ کرده بودم که با هق‌هق گریه به پایش افتادم :«تورو خدا بذار من برگردم ایران!» و همین گریه طاقتش را تمام کرده بود که با هر دو دستش شانه‌ام را به سمت خودش کشید و صدایش آتش گرفت :«چرا نمی‌فهمی نمی‌خوام از دستت بدم؟» 💠 خودم را از میان دستانش بیرون کشیدم که حرارت احساسش مثل جهنم بود و تنم را می‌سوزاند. با ضجه التماسش می‌کردم تا خلاصم کند و اینهمه باران گریه در دل سنگش اثر نمی‌کرد که همان شب مرا با خودش برد. در انتهای کوچه‌ای تنگ و تاریک، زیر بارش باران، مرا دنبال خودش می‌کشید و حس می‌کردم به سمت می‌روم که زیر روبنده زار می‌زدم و او ناامیدانه دلداری‌ام می‌داد :«خیلی طول نمی‌کشه، زود برمی‌گردم و دوباره می‌برمت پیش خودم! اونموقع دیگه آزاد شده و مبارزه‌مون نتیجه داده!» 💠 اما خودش هم فاتحه دیدار دوباره‌ام را خوانده بود که چشمانش خیس و دستش به قدرت قبل نبود و من نمی خواستم به این خانه بروم که با همه قدرت دستم را کشیدم و تنها چند قدم دویدم که چادرم زیر پایم ماند و با صورت زمین خوردم. تمام چادرم از خاک خیس کوچه گِلی شده بود، ردّ گرم خون را روی صورتم حس می‌کردم، بدنم از درد به زمین چسبیده و باید می‌کردم که دوباره بلند شدم و سعد خودش را بالای سرم رسانده بود که بازویم را از پشت سر کشید. 💠 طوری بازویم را زیر انگشتانش فشار داد که ناله در گلویم شکست و با صدایی خفه تهدیدم کرد :«اگه بخوای تو این خونه از این کارا بکنی، زنده‌ات نمی‌ذارن نازنین!» روبنده را از صورتم بالا کشید و تازه دید صورتم از اشک و پیشانی‌ام پُر شده که چشمانش از غصه شعله کشید :«چرا با خودت این کارو می‌کنی نازنین؟» با روبنده خیسم صورتم را پاک کرد و نمی‌دانست با این زخم پیشانی چه کند که دوباره با گریه تمنا کردم :«سعد بذار من برگردم ...» 💠 روبنده را روی زخم پیشانی‌ام فشار داد تا کمتر خونریزی کند، با دست دیگرش دستم را روی روبنده قرار داد و بی‌توجه به التماسم نجوا کرد :«اینو روش محکم نگه دار!» و باز به راه افتاد و این جنازه را دوباره دنبال خودش می‌کشید تا به در فلزی قهوه‌ای رنگی رسیدیم. او در زد و قلب من در قفسه سینه می‌لرزید که مرد مُسنی در خانه را باز کرد. با چشمان ریزش به صورت خیس و خونی‌ام خیره ماند و سعد می‌خواست پای را پنهان کند که با لحنی به ظاهر مضطرب توضیح داد : «تو کوچه خورد زمین سرش شکست!»... ✍️نویسنده: 🆔 @mahfa110
loghmehalal.ali.mp3
2.63M
🔊فایل صوتی 🔰 تاثیر لقمه در نسل ...⁉️🔰 🎤 ✅ ┄┅═✧❁🌷یازهرا🌷❁✧═┅┄ ✅کانال استاد عالے 🆔 @ostad_aali110
🌹 رسول خدا (ص) : 🌼هرڪس خانواده اش را شاد ڪند خداوند از آن شادے موجودے می‌آفریند تا روز قیامت براے او آمرزش بخواهد.» ☘ کنزالعمال 🎤 ✅ ┄┅═✧❁🌷یازهرا🌷❁✧═┅┄ ✅کانال استاد عالے 🆔 @ostad_aali110
 💠✨💠✨ ✳️حجت الاسلام 🔺یکی از وظایف مهم دوستان امام زمان علیه السلام که جزء منتظران حضرت ان‌شاء‌الله می‌خواهند قرار بگیرند و هستند تجدید عهد روزانه با امام زمان علیه السلام است. و وفای به عهد در آن روز است. 🔺این یکی از مهم ترین وظایف یک منتظر است. ما در آیات و روایات به یک عهد بسیار مهمی برخورد می‌کنیم که در روایات ما خیلی جزئیات آن عهد بیان شده است در آیات قرآن خیلی جاها خداوند متعال سخن از یک عهدی را به میان آورده است در سوره‌ی یس مثلاً اشاره است «أَلَمْ أَعْهَدْ إِلَيْكُمْ يَبَنِي ءَادَمَ أَن لَّا تَعْبُدُوا الشَّيْطَانَ إِنَّهُ لَكُمْ عَدُوٌّ مُّبينٌ» (یس/60) انسان‌ها مگر من با شما عهدی نکرده بودم که شیطان را تبعیت نکنید بندگی نکنید از من بندگی بکنید صراط مستقیم این است . 🔺عهدی که این جا به آن اشاره شده و در خیلی دیگر از آیات قرآن این است که در صراط مستقیم بندگی قرار بگیرید این عهد و پیمانی است که در قرآن به آن اشاره شده است . 🔺ما تمام آمدنمان به دنیا جزء بر این که این عهد را برایش پافشاری بکنیم ایستادگی بکنیم وفای به این عهد داشته باشیم برای چیز دیگری نبوده است. 🔺کسی را نیاورده‌اند برای بازی گری در این دنیا کسی را نیاورده‌اند برای شیطنت در دنیا خدا انسان‌ها را آورده که همین عهد را پایش بایستند عهد بندگی است. 🔺 و در امتحان‌های مختلف امتحان‌های سنگین خودشان را نسبت به این عهد وفادار نشان بدهند حافظ در آن غزل بسیار زیبایش میگه: ما به دین در نه پی و حشمت و جاه آمده‌ایم ما در این دنیا نیامده‌ایم برای بزرگی کردن و آقایی کردن و غرور و برای این جور چیزها نیامده‌ایم ما بدین در نه پی حشمت و جاه آمده‌ایم از بد حادثه این جا پناه آمده‌ایم. ┄┅═✧❁یازهرا❁✧═┅┄ ✅کانال رسمے استاد عالے 🆔 @ostad_aali110