نمیره از یاد من دستای بستهو وای
روضه شهر شام وای
داغ شیرخواره و وای
تشنگی بابام...:)
گریه میکنیم به یاد آن دم،که عمه را دید با قامت خم.
یاد وقتی که با اشک دیده،دیده به نیزه سر ِ بریده
یاد شبی که با سوز و ناله،گریه کرده بر طفل سه ساله
هدایت شده از - اغتـشاشـاتِ متـولـدیـن .
آذر ، دیگه برگشتی در کار نیست میتونی فراموشش کنی .