امام رضا شعر ...mp3
زمان:
حجم:
2.1M
دعبل نمیشوم که شما دوست داریش...
https://eitaa.com/Ostadkhosravi
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِيمِ وَالتِّينِ وَالزَّيْتُونِ
قسم به انجیر و زیتون
التين/1
روغن گیری زیتون با دستگاه های تمام اتوماتیک ...
از صفر تاصد تولید(از باغات زیتون استان فارس) در کارگاه محصولات غذایی سالم مورگل
تولید انواع روغن های زیتون ...فرابکر ..بکر با بو بدون بو بدون هیچ واسطه ای /انواع عسل/ارده سنتی/کره بادام زمینی/نمک طبیعی کوهستان جهرم/انواع سرکه وووو.عمده و جزیی
ارسال به تمام نقاط کشور..با قیمت بسیار مناسب/دفتر مرکزی شیراز بلوار زند
مهندس عمادی
۰۷۱۳۲۳۱۶229
09171068464
کانال محصولات غذایی سالم مورگل(نام کوهی در رشته کوه دنا)
@Morgol_oil
🔹 آیا مدلِ درخت حیاتِ داروین، در برابر شواهد جدید فسیلی میتواند مقاومت کند؟
🔹 استعاره درخت حیات، استعاره ای است که داروین از آن استفاده کرد. این استعاره، استعاره ای ساده و قابل فهم است؛ اما آیا استعاره ی خوبی هم هست؟
🔹 طبقِ یک رویکرد علمی و فلسفیِ جاافتاده، دانشمندان تا جایی که امکان داشته باشد از مدلها و استعاره های ساده استفاده میکنند، مگر این که شواهد جدید آنان را ملزم به ایجاد تغییر کند.
🔹تغییرِ استعاره ها معمولا به سادگی انجام نمیشود. داروین مدل نردبانی و خطی لامارک را کنار گذارد و مدل پیچیده ترِ درخت حیات را مطرح کرد. مدلِ پیچیده ی داروین، از منظر تکامل گرایان، مدلی موفق تر و پویاتر است اما آیا این مدل، کلامِ آخر است؟
🔹طبیعتا داروین در هنگام استفاده از استعاره ی درخت، درختهای معمولی را مد توجه داشته است اما درخت معمولی این طور نیست که وقتی دو شاخه اش از هم جدا شد، باز به هم پیوند بخورد.
🔹 چنان استعاره ی ساده ای ( مثل درخت معمولی بودنِ درخت فرضی حیات) نمیتواند هیبریداسیون بین گونه های نزدیک و انتقال افقی ژنها و مثلا پیوند دوباره ی نئاندرتالها با انسانهای مدرن را شبیه سازی کند.
🔹 اگرچه دانشمندان در برابر تغییرِ استعاره ها و مدلها معمولا مقاومت میکنند و تا جایی که ممکن است شواهد تجربی جدید را جوری تفسیر میکنند که بتوانند با همان مدل قدیمی که ساده هم هست و کار با آن برایشان ساده تر هست، ادامه دهند اما اگر حجم شواهد خیلی زیاد شود؛ این مقاومتها هم درهم شکسته خواهد شد.
🔹 به نظر میرسد به جای آن درختِ داروینی صاف و ساده، شبکه ای درهم تنیده از شاخه های پیچیده و مبهم و تو در تو به عنوانِ استعاره ی فرآیند تکامل باید مد توجه قرار گیرد اما
🔹 مشکلِ کار اینجاست که چنین شبکه ای ، هر چند بهتر بتواند شواهد را توصیف کند اما کار با آن سخت است و آموزش دادنِ آن هم دشوار است و به گونه ای است که دیگر نمیتوان در ذهنِ مخاطب، یک تصویرِ ساده ای ( مانند درختِ معمولی داروین) را ساخت.
🔹مشکلات فوق منجر به غلبه ی ملاحظات کارکردگرایانه بر ملاحظات حقیقت محورانه میشود بدین معنا که دانشمندان برغم این که میدانند آن مدلِ ساده و آن فرمالیسم ساده و آن استعاره ی ساده، با شواهد تجربی همخوانی ندارد اما از همان استعاره ها استفاده میکنند، خصوصا مواقعی که میخواهند علم را به زبانِ عامیانه برای مردم، بیان کنند😭
🔹ملاحظات کارکردگرایانه، نه تنها در ذهنِ مردم عادی و عامی، بلکه حتی در گفتمان علمی هم باقی میماند و دانشمندان نیز از همان استعاره های نادرست ولی ساده بهره می برند😳
🔹 این مطلب حتی برای ریاضیدانان هم صدق میکند. ریاضیدانان برغم این که میدانند و یقین دارند که نظریه طبیعی مجموعه ها به آن شکلی که کانتور میگفت، مشکل دارد اما چون نظریه ای ساده و فاقد پیچیدگی است، هنوز هم از آن استفاده میکنند.
🔹نویسندگان مقاله ی فوق، کشف یک فسیل جدید را ملاکی قدرتمند برای طرح این ایده میدانند که تکامل انسان مانند یک درخت پرشاخوبرگ با شاخههای متعدد است که بسیاری از آنها منقرض شدهاند و گاهی برخی شاخهها جداشده مجدد به هم پیوستهاند.
🔹 شواهد جدید مانند آنچه در مقاله ی بالا آمده است، دانشمندان را ترغیب میکند تا از آن داستانهای ساده ی خطی پیشین دست بردارند و داستانی پیچیده تر با استعاره های پیچیده تری را دنبال کنند.
🔹 آیا شواهد بعدی، درختِ داروین را به یک نیزارِ پیچیده با ریشه های متعدد تبدیل خواهد کرد؟ باید منتظر بود
🔹 سوال:
سلام خسته نباشید
من تصمیم دارم توی فضای مجازی در مورد ویژگی های آتئیسم و اینکه در عالم آتئیسم اخلاق و انسانیت و غیره معنایی ندارن تولید محتوا کنم. اما قبلش به نظرم لازمه که در مورد اثبات حقانیت خداباوری هم اطلاعات کافی داشته باشم که بتونم جواب سوال ها رو مستدل بدم. میشه راهنمایی کنید از کجا شروع کنم که بتونم جواب شبهه های موجود رو بدم. آیا چنل شما کافیه ؟
🔹جواب👇
سلام و درود
تصمیم خوبی گرفته اید اما در مورد پرسش تون
در خصوص مسئله ی خداباوری، میدانید که تلاشهای مختلفی در کانتکست فلسفی و کلامی صورت گرفته است و با کمی جستجو میتوانید حاصل تلاشهای خداباوران مسیحی قدیم و جدید ( که رویکردهاشون با هم متفاوت است) و تلاشهای فیلسوفان و متکلمان اسلامی را پیدا کنید.
بدون این که بخواهم تلاشهای مذکور را کوچک جلوه دهم ( که هرگز چنین نیست) اما از آنجا که رویکردهای فلسفی و کلامی غالبا در زمینه ی تخصصی بیان میشود، مدتهاست که در این اندیشه هستم که همین هدف را در زمینه ی غیرتخصصی و فارغ از دقتهای غیرلازم و غیرضروری و وسواسگونه ی فلسفی و با کمک معیار عقلانیت نرمال که مبنای تولید نظریه های موفق در ساینس و نیز باورهای عقلانی روزمره ی انسانهاست به انجام برسانم.
من معتقدم میتوان تلاشهای خوبی در این زمینه به انجام رساند و این کار قابل انجام است و جای آن تقریبا خالی است ( اگرچه جسته و گریخته، در این زمینه کارهایی صورت گرفته است)
به حول و قوه ی الهی، کتابی را شروع کرده ام که این امر مهم نسبتا مغفول را به قلمی نوین که به زبانِ غیرفنی و قابل استفاده برای دانش آموزان و دانشجویان نوشته شده باشد، عرضه کند. در این کتاب، در ابتدا معیارِ دستیابی به واقعیتهای مستقل از اذهان را معرفی می کنم ( معیاری که عملا مورد استفاده ی انسانها در همه ی تعاملات عقلانی شان می باشد) و این معیار را در زمینه های مختلفِ ریاضیات و ساینس و روزمره اعتبارسنجی میکنم و پس از این که اعتبارِ آن را نشان دادم، سراغ گزاره های اساسی دین از جمله مسئله ی خدا و پیامبری خواهم رفت و آن معیار را در این زمینه ها به کار می برم.
خیلی امیدوارم که این نوشته، بتواند گره های فکری بسیاری از دانشجویان و دانش آموزان را حل کند و به آنان نشان بدهد که برای باور کردنِ وجود خدا صرفا کافی است از استاندارد دوگانه بپرهیزند و به خروجی های عقل نرمال خود اعتماد کنند.
بنابراین اگرچه فعلا کانالِ فلسفه فیزیک، به این امر نمی پردازد اما ان شالله اینچنین نخواهد ماند.
🔸اگر نوارِ کاستِ حیات را برگردانیم تا دوباره بر مبنای مکانیزمهای فرگشتی داروینی بچرخد، آیا به همین وضعیت کنونیِ حیات خواهد رسید؟
🔸ما این نوارِ کاست را نداریم و هیچ مدل ریاضیاتی هم برای آن وجود ندارد لذا نه میتوانیم به نحو تجربی و پوزیتیویستی این نوار را دوباره و سه باره به اجرا درآوریم و پاسخی تجربی به این سوال از روی مشاهده و تجربه بدهیم
و نه میتوانیم با کمک مدلسازی ریاضیاتی، مدلِ این نوار را دوباره و سه باره به اجرا درآوریم و ببینیم که این مدلِ ریاضی، چه پاسخی به این سوال میدهد؟ (چون تابع چگالی احتمالش را هیچ جوری نمیتوانیم دربیاوریم)
🔸چگونه باید به این سوالِ مهم که یکی از بنیادی ترین نقاطِ تعارض نظریه فرگشت با خداباوری تئیستی است، پاسخ بدهیم؟
🔸 آتئیستهایی که برای طردِ عقاید دینی خداباوران، غیرتجربی بودنِ آموزه های دینی و عدم امکانِ اثباتِ تجربی این آموزه ها را به عنوان دلیلی برای عدم پذیرششان مطرح میکنند و دلِ خودشان را به این انتقاد، قرص و محکم میکنند، هنگامی که به این سوالِ مهم میرسند، از استاندارد دوگانه استفاده میکنند و چشمهایشان را بر این نکته می بندند و دلشان نمیخواهد که در این زمینه، سختگیر باشند.
🔸 غیرعقلانی بودنِ استاندارد دوگانه ی معرفتی به این معناست که عقلانیتِ منصفانه ی شخص از او میخواهد که اگر غیرتجربی بودن را دلیلِ خوبی برای عدم پذیرش میداند؛ اینجا هم منصفانه عمل کند و غیرتجربی بودنِ جوابِ داوکینز به این پرسش را بفهمد و آن را نپذیرد.
🔸 نکته ی مهم در این باره این است که حتی اگر فیزیکالیستی به مسئله نگاه کنیم و شانس را منحصر در شانس کلاسیک و شانس کوانتومی بگیریم، باز هم نباید حرف و ادعای داوکینز را بپذیریم و چاره ای نداریم جز این که پاسخِ مثبت به سوال بالا بدهیم زیرا فیزیک کوانتومی در حالت حدی به فیزیک کلاسیک همگرا میشود و حتی اگر این نکته را هم در نظر نگیریم، چه کسی است که نداند شانس کوانتومی از تایع چگالی احتمال معین تبعیت میکند و این یعنی پاسخِ مثبت به سوالِ نوارِ حیات.
🔸 اما نئوداروینیستهای ملحد برغم این که هیچ دلیلی برای ادعای خود ندارند، به نحو دگماتیک به این پرسشِ مهم، پاسخِ منفی میدهند زیرا پاسخِ مثبت به این سوال، معنایش میشود: غایتمند بودنِ فرآیند حیات
🔸 و اگر فرآیند حیات را غایتمند بدانیم، در این صورت تعارضِ اساسی نظریه فرگشت با خداباوری از بین خواهد رفت
سلام علیکم
از این که مطالب کانال برای شما مفید است خوشحالم و از لطف شما سپاسگزارم.
اگر چه خودم هم معتقدم که این مطالب بسیار مفید و کارگشا هست اما خیلی مورد استقبال واقع نمی شود که شاید به خاطر سنگین بودن آن است یا به خاطر این که چندان نیازی به آن احساس نمیشود و به همین سبب فکر میکنم شاید در همین حدی که دارم کار میکنم فعلا کفایت کند. به عبارت دیگر اگر کسی طالب این مطالب باشد با کیفیت پایین صدا هم کنار می آید
باز هم از لطف شما ممنونم و سپاسگزارم 🙏🏼