🖕تفسیر صوتی آیات 165 الی 170 سوره مبارکه بقره ، تقدیم به شما همراهان باوفای قرآن مجید🌺🌺🌺
#زیارت_حضرت_زهرا_سلام_الله_علیها_در_روز_یکشنبه
🌷السَّلامُ عَلَيْكِ يَا مُمْتَحَنَةُ امْتَحَنَكِ الَّذِي خَلَقَكِ فَوَجَدَكِ لِمَا امْتَحَنَكِ صَابِرَةً أَنَا لَكِ مُصَدِّقٌ صَابِرٌ عَلَى مَا أَتَى بِهِ أَبُوكِ وَ وَصِيُّهُ صَلَوَاتُ اللَّهِ عَلَيْهِمَا
وَ أَنَا أَسْأَلُكِ إِنْ كُنْتُ صَدَّقْتُكِ إِلا أَلْحَقْتِنِي بِتَصْدِيقِي لَهُمَا لِتُسَرَّ نَفْسِي فَاشْهَدِي أَنِّي ظَاهِرٌ بِوِلايَتِكِ وَ وِلايَةِ آلِ بَيْتِكِ صَلَوَاتُ اللهِ عَلَيْهِمْ أَجْمَعِين.
#مسلمان_شدن_به_برکت_نام_زهرا_س
🔆يكى از ذاكرين نقل كرده : در محضر آية الله العظمى سيد محمد هادى ميلانى (معاصر حقير) بودم . يك مرد و زن آلمانى همراه دختر خود وارد شدند، پس از تعارفات معمول گفتند: ما آمده ايم به شرف اسلام نايل شويم ،
آية الله ميلانى فرمودند: علت چه چيز است ؟
آن مرد عرض كرد: پهلوى دخترم كه در محضر شما نشسته در حادثه اى شكست و استخوانهايش خورد شد، چنان كه پزشكان از معالجه او عاجز شدند و گفتند: بايد عمل شود، ولى عمل ، خطرناك است . دخترم راضى نشد و گفت :
🔅 اگر در بستر بميرم بهتر از آن است كه در زير عمل از دنيا روم . به هر حال او را به خانه آورديم . ما يك خدمتكار ايرانى داريم كه او را ((بى بى )) صدا مى زنيم ، دخترم به او گفت : من تمام اندوخته مالى خود را راضى هستم بدهم كه صحت به من برگردد، اما فكر مى كنم بايد ناكام و با دل پر غصه بميرم . بى بى گفت : من يك طبيب را سراغ دارم كه مى تواند تو را شفا دهد.
♨️گفت : حاضرم تمام پول و موجوديم را به او بدهم . بى بى گفت : تمام آنها براى خودت باشد، بدان من علويه ام و جده من زهرا(سلام الله عليها) است كه پهلوى او را به ظلم شكستند، تو با دل شكسته و اشك جارى بگو: يا فاطمه زهرا، مرا شفا ده .
🔆دخترم با دل شكسته شروع كرد به صدا زدن و از آن بانوى معظمه يارى خواستن . بى بى هم در گوشه خانه با گريه مى گفت :
)يا فاطمه زهرا، اين بيمار آلمانى را با خود آورده ام و شفاى او را از شما مى خواهم . مادر جان ! كمك كن و آبروى مرا نگه دار.(
آن مرد اضافه كرد: من هم از ديدن اين واقعه در گوشه حياط منقلب شدم و گفتم : اى فاطمه پهلو شكسته !
ديدم دخترم قدرى ساكت شد، ناگاه مرا صدا زد و گفت : پدر! بيا كه دردم ساكت شده . جلو رفتم و ديدم او كاملا شفا يافته . گفت : الان در بحر بودم ، بانوى مجلله اى نزدم آمد و دست به پهلويم كشيد. گفتم : شما كيستيد؟ فرمود: من همانم كه او را مى خوانى .
دخترم برخاست و راحت شد و دانستم كه اسلام حق است . حالا به ايران آمده ايم و به خدمت شما رسيده ايم تا مسلمان شويم .
مرحوم ميلانى (ره) و حاضرين از اين معجزه مسرور شدند و شهادتين و ساير امور اسلامى را به او آموختند و آنان با نورانيت اسلام رفتند.
📚 منبع: 360 داستان از فضائل مصائب و کرامات حضرت زهرا.س
✨﷽✨
🔰قال الامام الكاظم - عليه السّلام -:
... يا هشام مَن أَحبَّ الدُّنيا ذَهَبَ خوفُ الآخرةِ مِن قَبله و ما اُوتيَ عبدٌ علماً فَازدادَ للدنيا حباًً إلا من الله بُعداً و ازدادُ الله عليه غَضَباً.
💬امام كاظم - عليه السّلام - فرمودند: اي هشام كسي كه دنيا را دوست داشته باشد ترس آخرت از دلش برود و اگر به بنده اي دانش داده شود و سپس بر دوستي دنيايش زياد شود، بر خشم و غضب خدا بر او افزوده گردد.
📗«تحف العقول، ص ۳۹۹»
♻️ پایمردی در راه دین بخصوص در وقت جنگ و تحریم
⬇️ جابر روایت کرده است :
پیامبر و یارانش #خندق را حفر میکردند. #سه_روز بود که #طعم_غذا را #نچشیده بودند.
هنگام کار به زمین سخت برخورد کردند. گفتند: ای رسول خدا! اینجا سنگ واره است (که کلنگ در آن کارگر نیست).
حضرت دستور فرمود آن محل را آب بپاشند. کلنگ را در دست گرفت و گفت: بسم الله و سه بار فرود آورد.
راوی میگوید: (در بار سوم) سنگ واره به تپه ای از شن بدل شد.
جابر گوید: در این هنگام متوجه پیامبر شدم. دیدم (از گرسنگی) #سنگ_بر_شکم مبارک #بسته است.
📗 مسند حنبل، ج ۳، ص ۳۰۰
♻️ #ولایت_مداری و #ژرف_اندیشی ، از نیازهای شدید زمان ما برای تمام طبقات است؛
🎀 ابوالفضل العباس(ع) یعنی #بصیرت_ژرف
بیشتر #منحرفان از امامت و ولایت ، #ظاهر_بین و #ساده_اندیشند . قرآن کریم درباره دنیاپرستان می فرماید: «یعلمون ظاهرا من الحیاة الدنیا وهم عن الآخرة هم غافلون » ;
👌«آنان تنها ظاهری از زندگی دنیا را می دانند و از آخرت غافلند.» (روم/ ۷)
ولایت مداران باید ژرف اندیش و ژرف نگر باشند.
از امتیازات ویژه حضرت #عباس ، #بصیرت_نافذ و #ژرف_اندیشی خاصی بود که تمام خطوط جامعه و رگه های کفر و نفاق را به خوبی می شناخت، و ولایت مداران را نیز دقیقا شناسایی کرده بود.
#امام_صادق علیه السلام درباره عمویش عباس می فرماید:
«کان عمنا العباس نافذ البصیرة;
👌 عموی ما #عباس دارای #بصیرت_ژرف بود .»
(نفس المهموم، ص 176; ر.ک: اعیان الشیعه، ج 7، ص 430.)
🔘در مقابل، یکی از کاستی های #عمر_سعد که به دام یزید و ابن زیاد افتاد ، نداشتن تیزبینی و بصیرت بود.
ابن زیاد با بهره برداری از این #کمبود_فکری ، فردی فرومایه و هزار چهره یعنی «شبث ربعی» را با او همراه ساخت تا او را توجیه کند. شبث کوشید به عمر سعد القا کند که حسین، کافر حربی است که قتلش واجب می شود و به همین جهت، قتل او در #ماه_حرام اشکالی ندارد.
(جام عبرت، سید حسین اسحاقی، ج 2، ص 104.)
ولایت مداری و ژرف اندیشی، از نیازهای شدید زمان ما برای تمام طبقات است؛ چرا که #بصیرت ژرف و عمیق اندیشی باعث می شود خطوط فکری و سیاسی را بخوبی بشناسند و در موضع گیریها دقیقا بر خط صحیح و مستقیم امامت و ولایت سیر نمایند.
🌸🍃🌸
💢 #امام_زمان_عج
🌀 داستان واقعی جوان همدانی
💢فراهم شدن امر ازدواج بصورت معجزه آسا بدست امام زمان عج
💠 اسمش حسن بود، در شهر نجف اشرف زندگی میکرد، دانشجو بود، اوضاع و احوال روبراهی نداشت، با خودش گفت بار و بندیلم را جمع میکنم و به کربلا می روم، دعایی می کنم برای گشایش رزق و ازدواجم...
🔴رسید کربلا، شب را خوابید ، هنوز به حرم مشرف نشده بود، در عالم رویا به خدمت مولا جانمان رسید، آقا فرمودند به او: فلانی دعا کن، پاسخ داد: ای مولای من ، بهقصد دعا مشرف شدم...
🔶آقا فرمود: [همین جا بالای سر است، همین جا دعا کن]،دست به دعا برداشت و به حالت تضرع دعا کرد، آقا فرمود: نشد، برای بار دوم در حالیکه فکر می کرد بهتر از بار اول است دعا کرد، مولا باز فرمودند: نشد، برای بار سوم با تضرع و خشوع بیشتر دعا کرد، بازهم مولا فرمودند: [ نشد]
🔷دیگر عاجز شده بود، به امامش گفت: سیدی! آیا دعا کردن وکالت بردار هست ؟ آقا فرمودند: آری، گفت: من شما را وکیل کردم که برایم دعا کنید...
آقا قبول کردند و برایش دعا کردند...
🔴دعای مولا برایش کافی بود، زندگی اش را از این رو به آن رو کرد، شخص تاجر همدانی که ساکن تهران بود به عتبات مشرف شد، آنجا به پیشنهاد و اصرار یکی از علما حسن را به دامادی پذیرفت، خلاصه اینکه صاحب زندگی شد و رزق و روزی اش گسترش پیدا کرد...
⚫️می دانی این روزها که اجابت دعایم به تاخیر افتاده با خودم می گویم باید دست به دامن آقا بشومو از حضرتش بخواهم حال مرا هم مثل شیخ حسن زیر و رو کند، اما قبل از آن، دلم می خواهد، شبی برسد، سفره ی افطاری پهن کنم و آقا را مهمان نان و خرمایی کنم، دلم میخواهد، سر به شانه های زهرایی اش بگذارم و یک دل سیر گریه کنم...در این تلاطم دنیا ساحل آرامشش را میخواهم ...
✨کنارِ نام تو لنگر گرفت کشتی عشق
بیا که نام تو آرامشی ست طوفانی✨
📚برداشتی آزاد از کتاب مستدرک البحاره
💠الّلهُـــمَّ عَجِّــــــلْ لِوَلِیِّکَــــــ الْفَــــــــرَج الساعة💠
🌸🍃🌸
●❥ ﷽ ❥●
#درد_دل_با_خدا
✍گفتم :خدا آخه این همه سختی؟چرا ؟
گفت :« ان مع العسر یسرا »
"قطعا به همراه هر سختی آسانی هم هست."
(شرح/6)
✍گفتم : واقعــــــــا ؟
گفت :« فان مع العسر یسرا »
" حتما به همراه هر سختی آسانی هم هست."
(شرح/7)
✍گفتم : خوب خسته شدم دیگه ...
گفت :« لا تقنطوا من رحمة الله »
" از رحمت من نا امید نشو .
"(زمر/53)
✍گفتم :انگار منو فراموش کردی؟!
گفت :« فاذ کرونی اذکرکم »
" منو یاد کن تا تو رو یاد کنم."
(بقرة/152)
✍گفتم : تا کی باید صبر کرد؟
گفت :«و ما یدریک لعل الساعة تکون قریبآ»
" توچه می دونی !شاید موعدش نزدیک باشه
" (احزاب/63)
✍گفتم :تو بزرگی و نزدیکیت برای من کوچک،
خیلی دوره! تا اونموقع چکار کنم؟
گفت :« و اتبع ما یوحی الیک
واصبرحتی یحکم الله »
" کارهایی رو که بهت گفتم انجام بده
و صبر کن تا خودم حکم کنم.
(یونس/109)
🌸بخشیدن لباس عروسی
🌷صفوری شافعی از ابن جوزی نقل می کند که رسول خدا«ص» در شب عروسی فاطمه«س» برای او پیراهن تازه ای آماده کردند.
🍃جامه ای کهنه و وصله دار نیز در نزد ایشان بود. سائلی در زد و گفت: «از خانه رسول خدا«ص» جامه ای کهنه می خواهم.»
🌼فاطمه می خواست جامه کهنه را بدهد، ولی سخن خدا به یادش آمد که می فرماید: «لن تنالوا البر حتی تنفقوا مما تحبون.»؛ «به نیکویی نخواهید رسید مگر اینکه از آنچه دوست دارید انفاق کنید.»
🌸پس جامه نو را به وی داد. وقتی هنگام زفاف حضرت شد، جبرئیل به محضر رسول خدا«ص» آمد و عرض کرد: «یا رسول الله! پروردگارت سلام می رساند و مرا نیز فرمان داده که به فاطمه«س» سلام برسانم و برای وی توسط من جامه ای از دیبای سبز از جامه های بهشتی فرستاده است.