3.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
بیچاره اونی که فرشهای آبی رو ندیده (:
#امامحسین
خواستہهایتراکہبہخداگفتۍ
بہاواعتمادکن؛کہخدایتجزخیر
برایتنمۍخواهد:)🌱!
ــــ ــــــ •ــــ ــــــ
#خدایمن
اَمـانــہ .
بسماللهالرحمنالرحیم #رمانعشقدریکنگاه #part274 +بهتمیگمکمکمکننن..چراگوشنمیدی و خودش رو ب
بسماللهالرحمنالرحیم
#رمانعشقدریکنگاه
#part275
به سمت اتاق دکتر که نزدیک تر میشدیم
سبحان میگفت وقت نداره و نمیتونه و کلی
بهونه دیگه ، ولی من باید میفهمیدم چه خبره
در زدیم و وارد اتاق شدیم
بعد از معرفی و سلام به دکتر گفتم:
_میخوامازوضعیتخانوممبدونم..
دستاشو تو هم حلقه کرد و گفت:
+منبهاطرافیانتونگفتمولیخبانگارخبرندارین
نگاه زیر چشمی به سبحان کردم که دکتر
ادامه داد:
+همسرتونبهدلیلتیریکهبهسمتنخاعرهاشده
+احتمالاتزیادیبراشونوجودداره
+یکیکهتاهمیشهباعصاراهبرن
+یکیهمفلجشدن!
با کلمه ای که گفت انگاری یه سطل پر
آب یخ روی سرم خالی شد ..
یعنی ناز دردونه زندگیم قراره به راحتی فلج بشه ؟!
خواستم چیزی بگم که دکتر گفت:
+البتهامکاندارهایناتفاقاتهمنیوفته
+پس تا وقتی بهوش نیومدهنمیشهچیزیگفت
حالم واقعا خوب نبود و دیگه ادامه ندادم
و با سبحان از اتاق بیرون رفتیم..
خیره شدن به زمین بیمارستان انگار ساعت ها
برام طول کشید و متوجه نشدم کی به اتاق رسیدیم
با کمک سبحان روی تخت دراز شدم..
دکتر گفته بود احتمالا زهرا فردا بهوش میاد
ولی از نتیجه میترسم..
از اینکه قراره چه اتفاقی براش بیوفته..
ادامهدارد..
کپی:ممنوع.راضینیستم
نویسنده:Mobina³¹³
__🫀__________