اَمـانــہ .
_
تصورکن...
یہروزےتوهمعراقباشۍ..
یہروزےتوهمبینالحرمینباشۍ..
یہروزےامباپاسپورتتڪربلاباشۍ..
یہروزتوآغوشحسینابنعلۍباشۍ💔:)'
#امامحسین
یه جا خوندم که نوشته بود ؛
حضرت عباس چون به آرزوش نرسید آب ببره
برای خیمه ها ؛
خدا باب الحوائج قرارش داد تا حاجت بقیه
رو بر آورده کنه :)
#حضرتعباس
3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
پریشانیم از این غم ها ؛
دمی اما پشیمان نه :) 💔
#شهیدانه
قفس؛ یادآور سختی هاییست که ناتمام ماندهاند..
•------------------🤎---------------------•
"چقدر دنیا کوچیکه.. بالاخره فهمیدم اونی رو که سیودو سال همه پنهون کرده بودن ازم."
چشمام داشت تر میشد. باید تر میشد؟ چرا؟ چرا داشتم برای گذشتهم حسرت میخوردم؟ منی که نه دیده بودم و نه حسش کرده بودم.
چشمامو بستم و ظاهرمو حفظ کردم. چشمام دیگه عادت کرده بود به سرد بودن. من داشتم با خودم میجنگیدم که گذشتهی تازه برگشته رو گوشهای از دلم جا بدم و همونجا بمونه. مجبور نبودم ولی خودمو محکوم میکردم به این کار.. کاری که میتونست سرآغاز جریانات زندگی از الان به بعد من باشه..
•------------------🤎---------------------•
قصهای جدید از گذرگاه خیال! اینبار با عنوان قفس..
برای لذت بردن بیشتر، ترجیحا با یک فنجان قهوه وارد شوید☕️🌻
https://eitaa.com/joinchat/1722025020Ce8adb3afb9
قفس؛ گذشتهای که نرفته، برگشته است!
•-•
من محمدم؛
وکیل پایه یک دادگستری. تو کارم همیشه دقیق بودم و همیشه هم به خاطر دقیق بودنم، پرونده هام زیاد بوده.
اما یک روز بدون اینکه متوجه بشم، ضربه خوردم. ضربهی بدی که باعث شد دوسال تمام حبس بکشم. آش نخورده و دهن سوخته شدم. برادر کوچیکهم مرصاد، بیگناهی منو اثبات کرد.
حالا حس میکنم دوباره یکی داره از پشت ضربه میزنه. اینکه یه شب بریزن سرم و ....
https://eitaa.com/joinchat/1722025020Ce8adb3afb9
┄┅┄┅┄᯽☕️᯽┄┅┄┅┄
💢گذرگاهخیال|قفس!!💢
شمارهی محمد بود. آیکون سبز رو کشیدم و تماس رو وصل کردم.:
-جانم محمد، سلام..
+مر..مرصاد..
از روی صندلی بلند شدم.:
-محمد؟ صدامو داری؟ چیشده؟
+دفتـــ...ر..م..
https://eitaa.com/joinchat/1722025020Ce8adb3afb9
┄┅┄┅┄᯽☕️᯽┄┅┄┅┄