خدایا توفیقمان ده که کهکشان کهکشان از تو بگیریم و اقیانوس اقیانوس به دیگران ببخشیم...
#خاتم
دهانش که باز شد، گویا درِ چاه فاضلاب باز شد...
اسم خودش را هم میگذارد «انسان»...
#خاتم
آن تار عنکبوتی که به دست خودت کشیدی، تو را از دیدن حقیقت محروم کرد؛ و تو نفهمیدی...
آفرین به این حماقت...
و مکروا و مکرالله و الله خیرالماکرین...
#خاتم
یک سفره.....یک دورهمی.....یک امام زمان عج...
اللهم ارزقنا...
پ.ن
دلِ دیگه عقل نداره که بفهمه آدم باید همیشه ادب رو رعایت کنه...حتی تو آرزوهایش...
#خاتم
عنکبوت تویی جناب، که دشمن خدا رو ولی خودت انتخاب کردی و به گمان خودت برای خود خانهساختهای...
مَثَلُ الَّذِينَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِيَاءَ كَمَثَلِ الْعَنْكَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَيْتًا ۖ وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُيُوتِ لَبَيْتُ الْعَنْكَبُوتِ ۖ لَوْ كَانُوا يَعْلَمُونَ
مثل حال آنان که خدا را فراموش کرده و غیر خدا را به دوستی و سرپرستی برگرفتند (در سستی و بیبنیادی) حکایت خانهای است که عنکبوت بنیاد کند و اگر بدانند سستترین بنا خانه عنکبوت است
.
وقتی در مقابل مجسمه آزادی سجده کردی فهمیدم که عنکبوت مقابل چشمانت تار میتند...
#خاتم
در یک پخش زندهی تلویزیونی اعلام کرد که: موجود سیاهی روی سطح خورشید قرار گرفته و با طنابهای باریکی همهی اطراف آن را در میان گرفته است...
های و هوی و کف و سوت حضار بلند شد که آفرین به هوش و ذکاوت و مهارت تو که چنین چیزی را کشف کردی...
کودکی دستش را بالا برد و عنکبوتی را از روی شیشهی تلسکوپش برداشت...
#خاتم
مولانا به دنبال شمس بود و ما به دنبال شمسالشموس...
اللهم ارزقنا معرفته و معرفتک...
#خاتم
یا امام رضا علیهالسلام.
#امام_رضا
﷽؛اینجا با هم یاد میگیریم. با هم ریشه می کنیم. با هم ساقه میزنیم و برگ میدهیم. به زودی به اذن خدا انارهای ترش و شیرین و ملس.
نشانی باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/821624896Cb1d729b741
نمایشگاه باغ🔻
https://eitaa.com/joinchat/949289024Cec6ee02344
احتمالاً زمستان سال ۶۸ بود که در تالار اندیشه فیلمی را نمایش دادند که اجازه اکران از وزارت ارشاد نگرفته بود. سالن پُر بود از هنرمندان، فیلمسازان، نویسندگان و... . در جایی از فیلم آگاهانه یا ناآگاهانه، داشت به #حضرتزهرا (س) بیادبی میشد. من این را فهمیدم؛ لابد دیگران هم همینطور، ولی همه لال شدیم و دم برنیاوردیم. با جهانبینی روشنفکری خودمان قضیه را حل کردیم. طرف هنرمند بزرگی است و حتماً منظوری دارد و انتقادی است بر فرهنگ مردم؛ اما یک نفر نتوانست ساکت بنشیند و داد زد: «خدا لعنتت کند! چرا داری توهین میکنی؟!»
همهی سرها به سویش برگشت. در ردیفهای وسط آقایی بود چهل و چند ساله با سیمایی بسیار جذاب و نورانی. کلاهی مشکی بر سرش بود و اورکتی سبز برتنش. از بغل دستیام (سعید رنجبر) پرسیدم: آقا را میشناسی؟ گفت: سیدمرتضی آوینی است.
#کتاب_شهیدفرهنگ
#جشنوارهکن
#همه_خادم_الرضاییم