وسط همون پارک متروکه، جای همیشگیمون، روی تاب نشسته بودم، طلوع خورشید رو تماشا میکردم؛ اما این بار تاب بغلی من خالی بود، و دستای تو، کیلومتر ها دور از من..!
چشمات هنوز بسته بود، آسمون روشن شده بود..اما قلب من هنوز تاریکِ تاریک بود..!
1.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ولی ترکیب رنگ زرد با وایب کلاسیک و فانتزی>>>>