https://eitaa.com/zkhdabtrs/7229
بلدم. بهم اعتقاد داشته باشی الله اکبرو بگم؟
فقط من وقتی یه استیکری رو توی فضای مجازی برای یه نفر میفرستم دقیقا
دقیقاااااا همون شکلی میشم؟
1_5096673244.pdf
حجم:
16M
خیلی باحاله و نثرش روونه بخونید خوشتون میاد
#کتاب
~خاطرات سفیر~
زندگی من همزمان با شروع شدن کلاسای رنگ روغنم شروع میشه
همزمان با اون صداهای توی کارگاه
بچه های نقاشی که زمانشون تموم شده و میان وایمیستن کارای ما رنگ روغنارو ببینن
صدای جیغ و داد و اونی که میگه مدادش نیست
اونی که دنبال پاکن میگرده و اونی که مربی رو صدا میزنه...
اما این سمت
سکوت مطلق بین هنرآموزای رنگ روغن
بجز اونایی که باهم دوست بودن از قبل و باهم اومدن کارگاه
دیوارای پر از نقاشیای استاد و سازه هاش
بوی خنک رنگ و باد کولر که خیلی قشنگ همه جارو به دمای تعادل میرسونه
مثل تعادل بین رنگا توی تابلو.
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
زندگی من همزمان با شروع شدن کلاسای رنگ روغنم شروع میشه همزمان با اون صداهای توی کارگاه بچه های نقاشی
هرچند که تهش با صدای جیغ من که شلوار لی مشکیمو با رنگ سفید و صورتی به گند کشیدم تمام این تعادل ها و زیبایی ها بهم میخوره😂
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
هرچند که تهش با صدای جیغ من که شلوار لی مشکیمو با رنگ سفید و صورتی به گند کشیدم تمام این تعادل ها و
امروز نه تنها شلوارم بلکه صورتمم رنگی کردم
هرچند که بازم من خوب بودم چون لپم صورتی شد
دوستم لبشو ابی کرده بود😂
هوای شهرتون جوریه که میتونید ساعت 4 برید بشینید تو پارک بعد میگید هواگرمه؟؟
داداش ما همون ساعت 10 شبم نمیتونیم از خونه بزنیم بیرون چون ذوب میشیم... با ما دم از گرما نزن!