اون فکر میکرد من جلیقه ضد گلوله تنمه
برای همین با خیال راحت کلماتشو سمتم شلیک میکرد...
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
اون فکر میکرد من جلیقه ضد گلوله تنمه برای همین با خیال راحت کلماتشو سمتم شلیک میکرد...
ازش پرسیدم فکر میکنه جلیقه ی ضد گلوله تنمه؟
بهم گفت نه چرا؟
بهش گفتم میخواستم مطمعنشم...
قرار نیست چیزایی که اینجا میگم دقیقا همون چیزی باشه که اتفاق افتاده...
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
بهش بگید بره بمیره قبل ازینکه زجرکشش کنم...
اون روشی که وینچنزو کراشمو کشت*
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
اون روشی که وینچنزو کراشمو کشت*
کراش دیوونه ی عوضی عقده ای بدبخت کثافتم رو*
بهترین انتقام اسپویل شدن یه داستان از هرچی
اینه که
بشینی
کمین کنی
دقت کنی
و سر فرصت مناسب
داستان بعدی رو به بدترین و ضایع ترین شکل ممکن براش اسپویل کنی...
ستارهایدرپیساقیوکهکشانش؛!
من اون چیزی نبودم که فکرشو میکرد
که فکرشو میکردم...