ختم صلوات امروز به نیت :
🌷 شهید مدافع حرم #سردار_سید_حمید_تقوی_فر
🌻 ولادت: ۱۳۳۸
🍂 شهادت: ۱۳۹۳/۱۰/۱۶
🕊محل شهادت : کاظمین
✨ ملقب به : ابومریم
🍁نحوه شهادت : پس از اقامه نماز ظهر عملیاتی به نام «محمد رسول ا…» آغازمی شود و با تعدادی از نیروهای رزمنده برای یاری رساندن به همرزمانش پیشروی می کند و بعد از رشادت بسیار مورد اصابت گلوله تک تیر انداز داعشی قرار می گیرد و بعد از اینکه به همرزمانش وصیت می کندکه عقب نروید و نگذارید زحمات بچه ها هدر برود و بعد از طلبیدن حلالیت به شهادت می رسد .
🌹 مسئولین یادشان باشد برای این انقلاب بهای سنگینی پرداخت کرده ایم.
🌺 سهم هر بزرگوار 5صلوات 🌺
🌼 هر روز مهمان یک شهید 👇
🇮🇷 @AXNEVESTESIYASI
#اختصاصی_عکسنوشته_سیاسی
🇮🇷 عکسنوشتہسیاسی 🇮🇷
ختم صلوات امروز به نیت : 🌷 شهید مدافع حرم #سردار_سید_حمید_تقوی_فر 🌻 ولادت: ۱۳۳۸ 🍂 شهادت: ۱۳۹۳/۱۰/۱۶
🌹🍃 زندگی آنها با مهر و محبت و گهگاه نیز با ترس و وحشت سپری شد. مهر و عطوفت بینهایت شهید تقوی به خانواده در کنار تهدید او به ترور و انفجار نارنجک در منزل. او همیشه خود را یک کشاورز و کشاورززاده میدانست. در سالهای اخیر، شهید تقوی مؤسس یکی از گردانهای حشدالشعبی عراق (نیروهای مردمی) و فرمانده گردان مقاومت مردمی «سرایاالخراسانی» عراق بود .
🌹🍃 از زبان همسر شهید ⬇️
حاج حمید معمولاً بعد از نماز صبح به روستا میرفت و تا غروب کار میکرد و غروب از روستا برمیگشت. یک روز که میخواستیم از روستا برگردیم پسربچهای از اهالی روستا از حاج حميد پرسید که دوباره کی به روستا میآید چون دارد یک سوره از قرآن حفظ میکند و میخواهد برای حاج حمید بخواند. حاج حمید خوشحال شد و با خنده گفت حتی اگر شده بهخاطر تو هم میآیم فقط تلاش کن سوره قرآن را به خوبی حفظ کنی. پسربچه هم با خوشحالی قول داد. وقتی در حال ترک روستا بودیم حاج حمید به من گفت چند روز پیش به چند تا از بچههای روستا بهخاطر حفظ قرآن هدیه دادم. خوشحالم که این موضوع موجب شد تا بچههای دیگر هم بهفکر حفظ قرآن بیفتند.
🌷 حاج حمید سال ۹۱ بعد از اینکه بازنشسته شد وقتش را به سه قسمت تقسیم کرد. یک ماه یا بیست روز را در عراق و بیست روز را در تهران و دو هفته را در اهواز میگذراند. او برای تشکیل نیروی مردمی (حشد شعبی) برای مبارزه با داعش به عراق رفتوآمد داشت. به اهواز هم برای سرکشی به مادرش و تبدیل خانه پدری به مرکز فرهنگی و حسینیه در رفت و آمد بود.
🌷 او به معنای واقعی کلمه به مال دنیا بیاعتنا بود . به مردم خیلی اهمیت میداد .
🌷 همیشه طوری رفتار میکرد که من و بچهها فکر میکردیم یک کوه پشت ما ایستاده است .
🌷 تواضع، یکی از خصوصیات بارز او بود. یک شب حاج حميد روی مبل نشسته بود و مشغول خواندن كتاب بود. من هم تلويزيون را روشن كردم و كنار حاج حميد نشستم. تلويزيون داشت خاطرات جبهه مقام معظم رهبری را پخش میکرد، آقای خامنهای(دامت برکاته) فرمودند : ما در مهلکهایی گیر افتاده بودیم، که بنده خدایی آمد و با ماشین ما را از مهلکه نجات داد. حاج حمید همینطور که سرش در کتاب بود و با همان مظلومیت همیشگی گفت: « #اون_بنده_خدا_من_بودم.»
🌷 پدر او در سال ۶۲ و در عملیات خیبر و برادر حاج حمید در سال ۶۴ در عملیات آزادسازی فاو در جزیره مجنون به شهادت رسیدند. پدرش قبل از شهادت میگفت: حاج حمید مشوق من برای رفتن به جبهه است .
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
💢سیل محبت و همدلی
در ایران سیل جاری می شود و به طبع آن عده ای دچار مشکل می شوند و اتفاقات ناگواری رخ می دهد که روی ناخوشایند این سکه است اما در روی دیگر آن اتفاقات زیبایی رقم می خورد.
بعد از سیل هم و غم و نگرانی همه ی ملت ایران می شود حل مشکل هموطنان آسیب دیده از سیل...
نیروهای نظامی از جمله سپاه و ارتش و نیروی انتظامی و بسیج با دستور رهبر انقلاب وارد عرصه امداد و کمک رسانی می شوند.
دولت اقدامات ویژه ای را آغاز می کند.
مردمی که از مناطق سیل زده دور هستند با کمک های نقدی و غیر نقدی سعی می کنند به سیل زدگان کمک کنند.
در شهرهایی مثل شیراز مردم خانه های خود را رایگان در اختیار سیل زدگان قرار می دهند و کمپین «مهمان من» راه می اندازند.
هر کس به هر شکلی می تواند سعی می کند باری از دوش هموطنان آسیب دیده بردارد. صافکار اعلام می کند رایگان خودروهای آسیب دیده را درست می کند. تمعیرکار تلفن همراه مشکل تلفن های همراه سیل زدگان را رایگان برطرف می کند. بیمارستان ها اعلام می کنند مداوای آسیب دیدگان ناشی از سیل رایگان است.
آری، هرچند یک روی این سکه همه خسارت و ناراحتی است اما روی دیگر آن پر از صحنه های زیبای محبت، همدلی و عاطفه است.
صحنه هایی که شاید در هیچ جای دیگر دنیا نتوان نظیر آن را دید.
و این صحنه ها خلق می شوند تا به همه ثابت کنند اکثر مردم ایران اعم از کاسب و کارمند و نظامی و انتظامی و دولت و ملت و همه و همه در مواقع سخت یار و یاور هم هستند و آنها که هر روز برنامه ریزی می کنند تا زندگی را بر مردم ایران سخت تر کنند با دیدن این صحنه هاست که نا امید می شوند و می فهمند کشوری که اینچنین مردمش با توکل بر خدا ، پشت در پشت هم هستند را هیچ تحریم و هیچ طوفانی نمی تواند از پا در بیاورد...
#سرزمین_آسمانی
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
طلبه ای نان به دست، قدم بر لبه دیوار،
به سوی سگ گرسنه ای محاصره در سیل...
کافی بود این کار توی خارج و توسط یک خانم چشم آبیِ مو بلوند انجام میشد ...
غربزدههای داخلی از شدت هیجان گریبان میدریدند و نعرهزنان سر به بیابان میگذاشتند
#خود_تحقیری_ممنوع
#مرگ_بر_آمریکا
#سیل
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
ضروری تر از انتشار اخبار فوری در مواقع #بحران، انتشار درست و کامل آنست؛ وقتی خبر میزنیم که "روستای #آبیدک در شهرستان #بویراحمد بر اثر #رانش زمین محو شده و هیچ اثری از آن وجود ندارد" اما در ادامه بازگو نمیکنیم که این روستا اساساً زیر ده خانوار جمعیت داشته و با پیش بینیِ صورت گرفته از قبل تخلیه شده است، جزء برهم زدنِ #آرامش_روانی جامعه فایده دیگری نخواهد داشت!!
➕ کاش #وزارت_ارشاد اعلام کند که دقیقاً از زمان شروع بحران اخیر، چند بار الزامات خبررسانیِ بحران را برای فعالین رسانهای پیامک کرده و یا چند بار هشدار و توبیخ صادر کرده است!
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
بعضی از مردم اصرار دارند که خود را به دیگران بشناسانند،
و ثروت، مقام، مدرک و دیگر داشته های خود را به رخ آنها بکشند...
اما این نوع آدمها در درون خود زجر می کشند؛
زیرا شادی آنها وابسته به تفکر دیگران است!
" مهم بودن " را باید فراموش کرد
تا آرامش نصیب شود
هرچه کمتر نیازمند تحسین دیگران باشیم،
زندگی بهتری خواهیم داشت...
#تلنگر
#آرامش
#سلبریتی_بیسواد
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
اینیستاگرام ما👇
https://www.instagram.com/axneveshtesiyasi
اختصاصی_عکسنوشته_سیاسی
🔴 فرمایش رهبر معظم انقلاب به جناب آقای رییسی!
♦️ پس از مطرح شدن حجتالإسلام و المسلمین رئیسی به عنوان ریاست قوه قضائیه، ایشان خدمت مقام معظم رهبری رسیده و درخواست میکنند در صورت امکان ایشان را از این مسئولیت معاف کنند تا همچنان خادم آستان مقدس حضرت رضا (علیهالسلام) باقی بماند.
♦️ رهبر معظم انقلاب در جواب ایشان داستانی از زندگی خود تعریف کردند و فرمودند:
🔻🔻🔻
✅ آن زمانی که طلبه مشهد بودم علیرغم اینکه مشهد حوزه خوبی داشت، خیلی علاقمند بودم به قم بیایم؛ قم حوزه مادر بود، اساتید بهتری داشت، زمینه رشد هم بیشتر برایم فراهم بود. مدتها پیگیر بودم تا مقدمات فراهم شد و تقریباً سال ١٣٣۵ وارد قم شدم... شاگرد خصوصی آیتالله شیخ مرتضی حائری شدم (فرزند مؤسس حوزه علمیه قم، آیتالله شیخ عبدالکریم حائری) حدود یکی دو سال از هجرتم به قم نگذشته بود که پدرم به چشم درد مبتلا شدند. ما سه برادر بودیم و من وسط بودم و پدرم علاقهمند بود من در کنارشان باشم... با استاد خویش شیخ مرتضی حائری مشورت کردم؛ ایشان به شدت مخالف بازگشت من به مشهد بود و میفرمود آینده درخشانی داری و با رفتن از قم آیندهات را خراب می کنی؛ ولی دلم قانع نمی شد... هر کسی چیزی می گفت تا اینکه در تهران خدمت آقا ضیاء پسر آسید محمد تقی آملی که اهل دل بود رسیدم. با ایشان مشورت کردم، ایشان تأملی کرد و فرمود: به مشهد برو، آنچه که در قم به آن نیاز داری و قرار است نصیبت شود، خداوند در مشهد بیشترش را به شما خواهد داد... این حرف به دلم نشست و آرام گرفتم. به مشهد رفته و خادم پدر شدم.
معتقدم هر آنچه از موفقیت نصیب من شده، به برکت خدمت به پدرم بوده است.
به شما هم (آقای رئیسی) عرض میکنم آنچه که انتظار دارید از خدمت به آستان قدس رضوی نصیب شما شود، خداوند در این مسئولیت، بیشترش را به شما می دهد."
♦️ حجت الإسلام و المسلمین رئیسی به یکی از بزرگان قم میگفت: پس از این کلام حضرت آقا، دلم آرام گرفت و پیشنهاد ریاست قوه قضاییه را پذیرفتم.
هنیئاً لکم...
✍ حسین جلالی
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI