🇮🇷 عکسنوشتہسیاسی 🇮🇷
#ختم_صلوات امروز به نیت : 🌷شهیدی که به حرمت مادرش در قبر خندید #حاج_علی_اکبر_صادقی 🍃ولادت: ۱۴\۱\۱۳
🌹🍃 از زبان همرزمان شهید ⬇️
🌷 حاج علی فردی #باتقوا و #خوش_اخلاقی بود، روحیه #شهادت_طلبی و #ایثارگری قوی در وی دیده میشد .
🌷 ایشان فوق العاده به امور دینی تقید داشتند و پایبندی ویژه ای به مسائل #شرعی داشتند. #بسیار_مردمی بودند، #ساده_زیستی و #اخلاص_در€عمل نیز از ویژگی های بارز این شهید بود.
🌷 #بی_ریا بودند و به دنیا و پست و مقام نیز بی اعتنایی محض داشتند. عاشق و دلسوخته واقعی امام(ره) و انقلاب بود. #اطاعت_محض و کامل در مقابل فرماندهان مافوق در زمان دفاع مقدس و عملیات ها در ایشان بسیار دیده می شد.
🌹🍃 شهید #علی_اصغر_صادقی سالهای اول جنگ یک دستش را وقتی داشت مین خنثی می کرد از دست داده بود. علی اصغر برادر شهید علی اکبر بود که درتاریخ ۱۳۶۶/۱۰/۲۵ در عملیات بیت المقدس ۲ در شمال سلیمانیه عراق به شهادت رسید. علی اصغر تنها ۲۱ سال داشت و از علی اکبر کوچکتر بود.
🌹🍃 پس از شهادت علی اصغر، علی اکبر پیکر برادرش رو خودش توی آرامگاه ابدیش گذاشت و بعد از دفنش با پا روی قبر بغلی که خالی بود کوبید و گفت علی اصغر اینجا رو برای من نگهدار، انگار از شهادتش خبر داشت. به پدرش هم گفت فعلا تابلو سفارش نده. من که شهید شدم اونوقت یه تابلوی دوتایی سفارش بده. کسی اون موقع باورش نشد اما #۵_ماه_بعد علی اکبر همون جایی دفن شد که خودش نشون داده بود. و پدر هم یه تابلوی دوتایی ساخت و بالای سر این دو کبوتر شهید نصب کرد.
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI
🇮🇷 عکسنوشتہسیاسی 🇮🇷
#ختم_صلوات امروز به نیت : 🌷 فرمانده و بنیانگذار لشکر فاطمیون شهید مدافع حرم #علیرضا_توسلی 🍃 ولادت
🌹🍃 از زبان همسر شهید ⬇️
🌷ایشان #صبور، #فروتن و #باتقوا بودند و مباحث مربوط به #حلال_و_حرام را در تنگناترین اوضاعی که برای هرکس ممکن است پیش آید رعایت می کردند و نیزاعتقاد زیادی به #صله_رحم داشتند به گونه ای که اگر دوماه برای استراحت می آمدند یک ماهش را به استان های دیگر سفر می کردند و صله رحم را به جا می آوردند.
🌷 ایشان علاوه برخواندن کتاب های تخصصی حوزه که مربوط به درسشان بود، به کتاب های #شهید_مطهری(ره) و به خصوص به کتاب #اربعین نراقی علاقه زیادی داشتند ونیز توصیه شان به من این بود که بیشتر در زمینه کتاب های اخلاقی- تربیتی مطالعه داشته باشم.
🌹🍃 از زبان حارس یکی از رزمندگان نبرد سوریه ⬇️
پارسال در موکب حرم حضرت زینب(س) داشتم با آقای خزاعی مکتب صحبت می کردم. ناگهان حرفش را قطع کرد و داد زد : سلام دلاور سلام فرمانده . دیدم دوید رفت و مردی را بغل کرد که دستش به گردنش آویزان بود و شبیه برادران افغان بود. بعد آوردش داخل موکب و برایش چای آورد. مرد هم با تواضع خاصی چای رو خورد و مثل آدمهای خجالتی خداحافظی کرد و رفت زیارت . گفتم این شخص را معرفی کنید .
گفت آقای توسلی فرمانده دلاور فاطمیون . میگفت در بزرگیش همین بس که در یک عملیات که چند گردان با هم عملیات کرده و همه گردانها بجز گردان فاطمیون شکست خورده بودند، از حاج قاسم سلیمانی سوال شد که نبرد را ادامه بدهیم یا عقبنشینی کنیم؟ حاج قاسم پاسخ جالب توجهی داده و پرسیده بود : آقای توسلی در عملیات هست؟ پاسخ شنیده بود بله، به عنوان فرمانده گردان فاطمیون عمل میکند .
حاج قاسم پاسخ داده بود : #پس_ادامه_بدهید_که_ان_شاالله_پیروزید.
🌹🍃 فرمانده خیلی #باهوش و #شجاع بود و مدیریت خوبی در عملیاتها داشت، وی همواره #اهل_گذشت بود . انسانی #بسیار_زیرک و #کم_حرفی بود که با اعمالش همه را شگفت زده می کرد .
🇮🇷 @AXNEVESHTESIYASI