اَلَست
کو بازگشتهای که بگوید به دیگران غیر از سراب منظرهای در کویر نیست . . .
چشم از طمع بپوش که دنیای اغنیا
چندان که میرسد به نظر ، چشم گیر نیست !
دلتنگی وقت و ساعت نداره که
جا و مکان نداره که
چیکار داره تو چه احوالی هستی،
یهو میاد میشینه وسط سینه ت
زل میزنه تو چشات
میگه: نگااا من اینجام.. اومدم که نزارم یادت بره، یادت بره که همه چی میتونست یه جور دیگه باشه، میتونست دیگه پای من وسط نباشه!!
وای از دلتنگی...