_ عدم .
غدیرانه .
وقتی هم کار رو زمینه و در عین حال حوصله ای برای بقا در جمع جز نوا نیست .
چشمانتظاری آدمی را پیر میکند
پیر شدم عزیزکم پیر تر از آنی که دیگر به جا بیاوری معشوقه ات را،
«رفتی که بیایی چقدَر طول کشید» .
_ عدم .
همۀ عالم و آدم به تو می انديشند شک ندارم که خدا هم به تو می انديشد
در زمین هستی و آن سوی سر افلاک توی
علت خلق زمین ای پدر خاک تویی
بعضی وقت ها هم دلم میخواهد بپرسم چطور تحمل میکنید؟
این منِ کمِ، ضعیفِ، پر مدعایِ، رنجورِ، مغرورِ، کم صبر را… .
نه اینکه بگویم حالا که اینم مرا بگذارید و بروید ،نه !!
اما به اندازه تکتک لحظاتی که فهمیدید مرا ،گذشتید و ماندید؛ ممنونم .
تحمل خلقیات آسان نیست،
شاید سایرین بگویند هر که رفت لیاقت ندارد یا بگویند خودش ضرر کرد
یا خودشان را خیلی قبول داشته باشند اما من میدانم که بعضی وقت ها چقدر غیرقابل تحمل میشوم و من قدر این ثانیه های ماندگار رفاقت را میدانم .
عمر انسانی تمام میشود چه رسد به عمر رفاقت و دلبستگی و دلدادگی اما مهم طول عمر نیست. مهم، عمق و ریشه آن است که در همین چند صباح چنان ریشه دوانده در وجود من محبتتان گویی ریشهی سَرو در دل سنگ چند تُنی؛ برایم بمانید انشالله .