✳️ #تجربه و تغییر مثبت در زندگی 🌹
سلام وقتتون بخير
من دو تا تجربمو كه برگ برندم توي زندگيمه رو باهاتون در ميون ميذارم
تجربه اول من اينه
من ٢٣سالمه و همسرم ٢٦ سالشه و چهار ماهه عقد كرديم ازدواجمون عاشقانه بوده
همسر من بازيگر و كارگردان و نويسندس و اطرافش پر از دختراي جورواجوره من از تكنيكي كه مادرم يادم داد و خودش براي پدرم استفاده كرد استفاده كردم و به شوهرم كاملا القا كردم كه بهش اعتماد دارم و ميدونم فقط حواسش به منه و گهگاه هم #حسادتمو بروز دادم كه بدونه واسم مهمه و بيخيالش نيستم در عين اينكه نگران نيستم خيانت كنه ولي حسوديمم ميشه و بسيار كارسازه چون مردا به اعتماد زنهاشون نياز دارن و درعين حال از بي تفاوتي زنشون متنفرن
تجربه دوم من اينه
خانواده همسرم روز عقدمون صورت قباله كه شب قبل خودشون امضا كردن رو پاره كردن و قهر كردن و جلوي مهمونا گذاشتن رفتن و خيلي بيكلاس بود كارشون خيليا گفتن همون موقع كه قيدشو بزن و باهاش ازدواج نكن اما من محكم پاي عشقم موندم و پشيمون نيستم
اوايل مدام يادآوري ميكردم كه مادر و خاهرت تنهات گذاشتن و ازشون متنفرم و شوهرم هرروز افسرده تر و شرمنده تر از روز قبل ميشد. از خانوادش دلخور بود ولي به هر حال خانوادش بودن و بهشون وابسته بود و حس بدي داشت و عصبي شده بود
تا اينكه بخودم اومدم ديدم شوهرم ازشون فاصله گرفته هركاري من ميخام انجام ميده و مثل موم تو مشتمه ولي حالش خوب نيست و غمگينه
فهميدم بايد جو رو آروم كنم من بخاطر عشقم به خانوادش احترام ميذارم و هرچي ميگن با سياست جوري جواب ميدم كه شرمنده ميشن و به مرور رفتارشونو درست كردم و توكل كردم به خدا
الان كه روابط دوتا خانواده رو بهتر كردم تاثيرشو ميبينم كه شوهرم خوشحالتره
خانما بخاطر عشقتون و آرامشش كه مايه آرامش خودتونه رابطتونو با خانواده شوهرتون خوب كنيد و سعي كنيد بفهمونيد دشمني ندارين
مادر شوهرم همش بد منو ميگفت ولي من ميگفتم به شوهرم كه مادرت زن خوبيه و دوسش دارم شوهرم فهميد من روحم بزگتر از بقيس و عشقش عميقتر شد و بعد از بهبود روابط حالش بهتر شد
اميدوارم خسته نشده باشيد از حرفام
لطفا امتحان كنيد تا تاثيرشو ببينيد
باتشكر از ادمين عزيز
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•
@Adamvhava
•┈┈••✾❀🕊◍⃟♥️🕊❀✾••┈┈•