eitaa logo
ܭَߊ‌ࡅ߭ܥ‌‌ࡐ‌ࡅ࡙ܨ ܣߊ
1.8هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
2.5هزار ویدیو
26 فایل
اینجا؟!یه چنل پر از فعالیت گاندویی 😎🍁. شروعمون←٠۳/۴/۱۱🌝✨ پایانمون←شهاادت🌚✨ کپی؟! از فیلم ها مشکلی نیسـت به جز کپی ممنوع هااا..!! کپی از رمان؟!خیر دیدن و خوندن کلیپ و رمان ها بدون عضویت؟! خیر!! @hasti_1389_h
مشاهده در ایتا
دانلود
سلااااام
ببخشید امروز فعالیتی نداشتیم🥲
6.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
به به مبارکه😍 لی لی لی لی لی😂😂 پ. ن: کیس ازدواج
ب‍‌س‍‌م‍‌ ال‍‌ل‍‌ه‍‌ ال‍‌رح‍‌م‍‌ن‍‌ ال‍‌رح‍‌ی‍‌م ♡ܝ‌ܦ‌ߊ‌ܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊ‌ܥ‌‌ࡅ߳♡ داوود: چی میگی؟؟بابام مگه چیکار کرده؟؟ اهاا... حتما اون کاری که تو میخوای رو انجام نداده.. احمد: آفرین...چه خوب متوجه شدی حالا آقا پسر باهوش... نمی خوای به ما کمک کنی؟؟ ببین بیا به هم یه قولی بدیم.. تو قول بده کمک ما کنی همه اطلاعات رو پیدا کنیم... منم قول میدم که هیچ کس نفهمه که تو به ما حرفی زدی.. چطوره پسر؟؟ داوود: خواستم حرفی بزنم که.... احمد: بیین عزیزم نمی خواد الان حرفی بزنی یا چیزی بگی... بزار اول فک کن بعد بگو... قبول؟؟ داوود: پیشنهاد خوبیه... احمد: پس عالیههه.. سروش: از ماشین پیاده شدم و به سمت خونه رفتم... وارد خونه شدم... رقیه: تو خونه نشسته بودم.....نگران داداشم بودم.....اگه من... همون لحظه صدای در اومد... سریع بلند شدم... با دیدن سروش تعادلم دیگه دست خودم نبود.. نمی‌دونم چی شد که یهو افتادم روی مبل... سروش: واییی... رقیه: سروش چیشدههه🥺😭 داداشم چیشده💔 سروش: عزیز من.. مگه حتما باید براش اتفاقی افتاده باشه ک من بیام خونه.. رقیه: پس چیشده.. سروش: میگم بهت.. •••••••••••••••••••••••••••• پ ن: داوود می خواد اطلاعات بده؟؟😳