سلاااام
خوبید..
ببخشید دیروز انقدر درس داشتم اصن نشد بیام توی گوشی...
ولی...
امروز بهتون پارت میدم..
فیلا برم مدرسه.😂😫💔
هدایت شده از بیو کانال چک
مرقد امام خمینی وبهشت زهرا به یاد
یزیدی های امروز:
رهروعشق گاندویی ها سرباز وطن از تبار فاطمه313افتخار
وچنل های
غریبه اشنا یکتا عشاق الرضا قتیل العبرات. F16 دورهمی ایتا. جون خادم به رسم شهادت اینجا همه چی در همه دختر ماه
همین طور ممبرا و ادمین ها
از طرف حوالی پاییز
#روزمرگی
رفقا؛))
من پارت بهتون میدم..
فقط صب کنید راحت شم از دست این فارسی و دینی و... 💔🥲
بسم الله الرحمن الرحیم
♡ܝܦߊܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊܥࡅ߳♡
#پارت_۹۷
امید: داداش نظرت چیه یه حال دیگه بهت بدم؟!
البته خودم خیلی باهاش حال میکنم...
امیدوارم تو هم ازش خوشت بیاد...
نظرت چیه بدونی پیشنهادم چیهه!؟!
داوود: دیگه حتی جون حرف زدن هم نداشتم...
لب زدم...ت.و هر ب.لا.یی هم سر م.ن ب.یار.ی من ک.م نم.ی.ارم..
ب.ار ا.خرت با.ش.ه به من م.یگ.ی د.ادا.ش
امید: عه وا بد شد که داداشم..
من می خواستم هر دومون حال کنیم..
ولی بیخیال...خودم تنها از این حال بهره میبرم...
البته اینم بگم برای اینکه من حالم خوب بشه و حال کنم تو باید درد بکشی...
مشکلی که با این موضوع نداری؟!
داوود: 😒😒😒😒😒
امید:خب پس ینی هیچ مشکلی با این موضوع نداری عشق داداش🤪
به سمت اون وسیله ها کنار اتاق رفتم....
اول هیزم ها رو توی اون ظرف ریختم و بد روشنشون کردم...
داوود: نفسم بند اومده بود...
یعنی می خواد چه غلطی کنه..نفسی آروم کشیدم...
زیر لب زیارت عاشورایی خوندم...
نفسی دیگه کشیدم....
خیلی اروم شده بودم...لبخندی زدم...بالاخره شاید یه قدم یه اون چیزی که می خوام نزدیک شدم...🙂
امید: یه سوال دارم ازت...
خیلی کیف میده که تو الان اونجایی و من اینجا!؟!
به من که خیلییی میدههههه...
مخصوصا با کاری که الان می خوام بکنمممم😈
••••••••••••••••••••••••••••
پ ن: بچه اینجا که وازه حرف میزنه تو ذهنش هس..🌱
پ ن: می خواد چیکار کنهههه😰
پ ن: خماریییی😈🗿