eitaa logo
ܭَߊ‌ࡅ߭ܥ‌‌ࡐ‌ࡅ࡙ܨ ܣߊ
1.8هزار دنبال‌کننده
1.2هزار عکس
2.4هزار ویدیو
26 فایل
اینجا؟!یه چنل پر از فعالیت گاندویی 😎🍁. شروعمون←٠۳/۴/۱۱🌝✨ پایانمون←شهاادت🌚✨ کپی؟! از فیلم ها مشکلی نیسـت به جز کپی ممنوع هااا..!! کپی از رمان؟!خیر دیدن و خوندن کلیپ و رمان ها بدون عضویت؟! خیر!! @hasti_1389_h
مشاهده در ایتا
دانلود
فعالیت گیف👇
چون گیف دوس دارید👆😁
هدایت شده از •¹²⁸•
ب‍‌س‍‌م‍‌ ال‍‌ل‍‌ه‍‌ ال‍‌رح‍‌م‍‌ن‍‌ ال‍‌رح‍‌ی‍‌م ♡ܝ‌ܦ‌ߊ‌ܧࡅ߳ߺߺܙ ࡅ߳ߊ ܢܚ݅ܣߊ‌ܥ‌‌ࡅ߳♡ محمد: خب ببینید... تو این یکی پرونده یه سری از افراد بچه های مردم رو میگیرن.. و به خانواده هاشون میگن که باید مقدار زیادی پول بهشون بدن تا بچه ها رو سالم بهشون بدن. و کسی نفهمیده که اونا این پول رو برای چی می خوان و باهاش چیکار می کنن.. تنها چیزی که ما فهمیدیم این بوده که اونا این پول رو به کسی که بهشون دستور انجام این کا را رو میده میدن... ما می خوایم متوجه شیم که چرا؟! چرا این پول رو به اون میدن. ولی بازم نکته ای که خیلی منو کنجاو کرد این بود.. اقای ساعد بهرامی.. متهم پرونده ی قبلی هم با اینا کار میکنه.. و در حقیقت یه جورایی می تونم بگم سر دستشونه.... و این افراد به هیچ عنوان هیچ کاری نمی کنن. ولی وقتی اون دستور میده سریع این کار انجام میدن.. داوود: اقا محمد!؟ محمد: جانم داوود داوود: قضیه ی صورت من.. راستش من داشتم از بیمارستان میومدم.. که یهو یه ماشین جلو پام ترمز کرد.. یه لحظه تعجب گردم.. که چرا باید این ماشین باید بیاد جلوی من.. یه مردی ازش پیاده شد بد از اینکه این بلا رو سرم اورد. بهم گف به فرماندت بگو دست از سر این پرونده بردارنه.. وگرنه این دفعه... محمد: داوود قیافه ی اون مرده رو یادت نیس؟؟ یا شماره ی ماشینشو؟؟ داوود: اقا قیافش که نه... ینی اصن کلاه سرش بود.. ولی شماره ی ماشینش.. یه خورده فک کردم و لب زدم.. ببخشید... این قدر هل شده بودم نتونستم بخونم. محمد: هوفف.. مشکلی نداره.. ولی از کجا تو رو میشناختن؟؟ •••••••••••••••••••••••••••• پ ن: داوود؟؟