#هدایت ۳
کم کم دوستی منو زینب عمیق و عمیق تر شد من نمیخواستم انقدر نزدیک بشیم اما ی کشش خاصی داشت ی جور خاصی بود انقدر رفتارش محترمانه و ملایم بود که ناخواسته به سمتش کشیده میشدم گاهی اوقات میدیدم تنها نشسته میرفتم کنارش ی بار دعوتش کردم خونمون اما خیلی محترمانه گفت خانواده ش اجازه نمیدن که خونه کسی بره بیشترین چیزی که باعث میشد جذبش بشم این بود که خیلی محترمانه رفتار میکرد ی روز اومد کنارم و گفت دارم میرم پیش دوستام اگر دوس داری توام بیا باهاشون اشنا شو دخترای خوبی هستن، قبول کردم و رفتیم همه عین فاطمه بودن محجبه و محترم وقتی ی نگاه به سر وضعشون کردم از خودم خجالت کشیدم با ی سرو وضع نامناسب بینشون بودم
ادامه دارد
کپی حرام
12.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
چقدر این قسمت از حرف های مختار حکایت حال مارو داره ‼️
پ.ن: حتما ببینید و نشر بدید تا عاقبت ماهم مثل عاقبت یارای مختار نشه
@sulook
🖤امروز روز شهادت میثم تمار هست .
رحم الله میثم التمار
۲۲ذی الحجه الحرام
جناب میثم تمار شهید ولایت
حضرت امیرالمومنین علی علیه السلام
که به دست ابن زیاد ملعون
سال ۶۰ هجری قمری
به شهادت رسید
رضوان الله تعالی علیه
@sulook
.
♨️ بیانیه مهم قالیباف: همه تلاش کنیم دکتر جلیلی رئیس دولت آینده شود
🔹راه هنوز پایان نیافته است و علی رغم اینکه اینجانب برای شخص آقای دکتر پزشکیان احترام قائل هستم، اما بدلیل نگرانی از برخی اطرافیان ایشان، از همه نیروهای انقلابی و حامیان خودمیخواهم که کمک کنند تا جریانی که مسبب بخش مهمی از مشکلات اقتصادی و سیاسی امروز ما است،به عرصه قدرت باز نگردند لذا همه باید تلاش کنیم تا نامزد جبهه انقلاب آقای دکتر جلیلی بعنوان رئیس دولت چهاردهم انتخاب شوند.
💥موج حمایت طرفداران #قالیباف از #جلیلی در توییتر👏🏻
💥همه در یک جبهه هستیم🤝🏻
#نه_به_دولت_سوم_روحانی
@sulook
#هدایت ۴
اونا خیلی معمولی با من رفتار میکردن پن بودم که معذب بودم وگرنه کسی حتی نگاه خاصی هم بهم نمیکرد به پیشنهاد خودشون قرار شد عید باهاشون برم راهیان نور گفتن خیلی خوش میگذره و امسال به جای مسافرت همیشگیت با ما بیا منم قبول کردم و قرار شد که هماهنگ کنن باهام تا بتونم برم، نزدیک های عید بود که گفتن باید اماده بشی زینب بهم گفت نمیشه با لباسهای معمولیت بیای اونجا خودت معذب میشی با هم رفتیم و چندتا مانتو و شلوار مناسب خریدیم با چادر، حس خاصی داشتم اولین بار بود چادد و از نزدیک میدیدم خیلی جالب بود برام وقتی که اولین بار سرم کردم عین ی عروسک بی اختیار بودم زینب سرم کرد و بهم یاد داد که چیکار باید بکنم ی حسی داشتم که تا حالا تجربه نکرده بودم احساس میکردم دیگه با ارزشم و مراقب خودمم
ادامه دارد
کپی حرام