eitaa logo
یا صاحب الزمان ادرکنی ❤
6.9هزار دنبال‌کننده
7.1هزار عکس
9.2هزار ویدیو
28 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
۴ باخودم گفتم باهاش میرم شمال و اگر تونستم تحملش می کنم دنبال این بودم که ی فرصت به خودمون بدم که ببینم میتونم دوسش داشته باشم یا نه اما‌ میدونستم تغییر کردنش محاله و هرگز عوض نمیشه، بچه ها برای چهارشنبه ذوق داشتن و منم وادار به این کردن که یه جورایی شروع کنم به حاضر شدن، چهارشنبه رسید شوهرم اومد دنبال ما یه لحظه به خودم گفتم تو ی خانم موفقی از لحاظ مالی هیچ نیازی به این مرد نداری از لحاظ زیبایی هم که کم نداری سعی نکن خودتو بهش بچسبونی بچه هاتم به این زندگی عادت دارن پس اگر‌جدا بشی هم ضربه نمیخوری ولی بهتره که فعلا به جدایی فکر نکنم ادامه دارد کپی حرام
۴ باخودم گفتم باهاش میرم شمال و اگر تونستم تحملش می کنم دنبال این بودم که ی فرصت به خودمون بدم که ببینم میتونم دوسش داشته باشم یا نه اما‌ میدونستم تغییر کردنش محاله و هرگز عوض نمیشه، بچه ها برای چهارشنبه ذوق داشتن و منم وادار به این کردن که یه جورایی شروع کنم به حاضر شدن، چهارشنبه رسید شوهرم اومد دنبال ما یه لحظه به خودم گفتم تو ی خانم موفقی از لحاظ مالی هیچ نیازی به این مرد نداری از لحاظ زیبایی هم که کم نداری سعی نکن خودتو بهش بچسبونی بچه هاتم به این زندگی عادت دارن پس اگر‌جدا بشی هم ضربه نمیخوری ولی بهتره که فعلا به جدایی فکر نکنم ادامه دارد کپی حرام
۵ شوهرم انگار که فکر میکردی یه زنه جدید پیدا کرده خیلی دورم میچرخید برام حرف میزد آواز میخوند شوخی میکرد میگفت خیلی خوشگلی تا حالا زنی به خوشگلیت ندیدم، خیلی تلاش کردم به من خوش بگذره و خوشحال باشم شوهرم بیشتر تلاش می‌کرد و هر چی بیشتر سعی میکرد بیشتر ازش بدم می‌آمد به این فکر میکردم که تمام زنایی که باهاشون بوده رو اورده اینجا و باهاشون همین برخورد رو داشته تا چند روز که گذشت متوجه شدم که نمیتونم تحملش کنم وقتی نزدیکم میشد حالت تهوع می گرفتم یکی دو بار خواست کنارم بشینه که روی خوش نشون ندادم و اصلا تمایل نداشتم حتی یک قدم نزدیکم‌ بشه پسر بزرگم متوجه حالم شد بهم گفت من بهت حق میدم اگر نمیتونی تحملش نکن خودتو فدای ما نکن مامان ادامه دارد کپی‌حرام
۶ وقتی برگشتیم خونه به شوهرم گفتم دیگه نیا دیدن من و میخوام ازت طلاق بگیرم پرسید چرا گفتم من هرکاری میکنم‌ نمیتونم دوست داشته باشم شروع کرد به داد و بیداد که طلاقت رو بگیر فکر کردی چه خبره میرم صدتا دیگه صیغه میکنم تو اگر‌ با عمل خوشگلی من میرم خوشگل واقعی پیدا میکنم خیلی حرفهاش بهم برخورد قصد نداشتم مهریه بگیرم ولی سر این حرفهاش رفتم سراغ ی وکیل اونم‌ بهم تضمین داد که حق و حقوقم رو میگیره مهریه م سنگین بود و هر چیزی که شوهرم داشت و گرفتم بجز ی دونگ از کارخونه که موند براش بهش گفتم حالا برو ببینم میتونی زن بگیری، شوهرم خیلی پشیمون بود بارها گفت برگرد و من خودمو عوض میکنم ولی من دیگه گول نخوردم الان دارم با دوتا پسرام غرق در ارامش زندگی میکنم و خداروشکر میکنم که از اون مرد نجات پیدا کردم پایان کپی‌حرام