حالا چه کار کنیم که از این فکر های بد و منفی دور شیم؟؟؟..
①مطلق نبین،جمله بندی رو عوض کن!
تکنیک: وقتی تو ذهنت میاد که من گند زدم ، اولش یه 'ذهنم میگه' بزار.
"الان ذهنم میگه من خراب کردم" خب ذهنت میتونه اشتباه کنه این جمله بندی باعث میشه شک کنی که آیا واقعا همینه یا فکر میکنم اینطوریه و شاید مطلقا این اتفاق یک پوینت منفی نیست!
②زمانبندی🕰
شاید نتونی بگی من کلا روی این مبحث فکر نمیکنم ولی میتونی بگی اوکی من الان این کار رو دارم ساعت ۶ میام راجع بهش فکر میکنم! یا فقط ۱۰ دقیقه راجع بهش فکر میکنم! و بعد از اون stop!
اینطوری مغز یاد میگیره که دائماً نشخوار نکنه.
③یه نتیجه ازش بگیر
چه اتفاقی افتاد؟
من چی یاد گرفتم؟
اگر دوباره پیش بیاد، چی متفاوت انجام میدم؟
چه کاری رو دوباره میکنم چه کاری رو اصلا نمیکنم؟
(ولی شروع نکنید به دعوای فکری ساختگی توی مغزتون!!!!!!!)
فقط یه درس بگیرید و تمام!
④نفس عمیق
آره واقعا نفس عمیق چون گاهی افکار منفی به خاطر حس بد لحظه ای ،استرس،خشم یا ناراحتی ن
تمرین ۳ دقیقهای:
۴ ثانیه دم
۴ ثانیه نگه دار
۶ ثانیه بازدم
۱۰ بار تکرار
بازدم طولانیتر، سیستم عصبی رو آروم میکنه!!
⑤یک موفقیت یا هدف کوچک که حس خوب بهت بده!
گذشته تغییر نمیکنه ولی یه قدم کوچیک امروز میتونه آینده رو عوض کنه
پس نگاه کن ببین تو امروزت چه کارهای مفیدی میتونی انجام بد
میتونی قبل خواب کارهای مفیدت رو لیست کنی برای خودت🤲🏻
اینا احتمالا حال ترو خوب میکنن...
حتی یه تماس ساده ، یادگیری یه مهارت کوچیک ، یه عذرخواهی ، یه شروع جدید!
⑥از بیرون به قضیه نگاه کن🌆
اگر بهترین دوستت یا یه فرد عزیز برات همون اشتباه رو میکرد،باهاش چطور حرف میزدی و رفتار میکردی یا چه توصیه هایی بهش میکردی؟
معمولاً ما با خودمون بیرحمتر از دیگرانیم:)
امیدوارم به کارتون بیاد
یادتون باشه حسرت یعنی تو الان آگاهتر شدی. اگه اون موقع اونجور تصمیم گرفتی، با همون سطح آگاهی و شرایطت بهترین انتخاب ممکن رو کردی(امیدوارم) پس حالا با خودت جنگ نکن بابتش
دیگه گذشته!
بوس بوس
Love yourself!!
2.3M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
HEY GIRL, RIGHT NOW IS THE BEST TIME TO REACH YOUR GOALS, SO PUSH YOURSELF BEFORE "GOOD MORNING!!"
🪀دیسیپلین یعنی: «انجام دادنِ کاری که باید انجام بدی، حتی وقتی اصلاً حال و حوصلهاش رو نداری!» 🤨
.
🪀فرض کن قراره فردا صبح ساعت ۷ بیدار شی تا ورزش کنی یا درس بخونی.
- حالت عادی: وقتی زنگ ساعت میخوره، با خودت میگی «ای بابا، چقدر خوابم میاد، بذار نیم ساعت دیگه بخوابم، الان که بیدار شدم حال ندارم...» و تهش نمیشی. (این یعنی نبودِ دیسیپلین).
- حالت دیسیپلیندار: وقتی زنگ میخوره، با اینکه هنوز چشمات سنگینه و دوست داری تو بغل پتو مچاله بشی، ولی با خودش میگی «نه، من قرار گذاشتم ۷ بیدار شم، پس الان بلند میشم.» (این یعنی دیسیپلین).
.
دیسیپلین یعنی برنده شدنِ «عقل و اراده» از «احساس و تنبلی». 🧠💪
.
🪀۱. تکرار، نه انفجار: دیسیپلین یعنی یه کارِ کوچیک رو هر روز انجام بدی، نه اینکه یه روز ۱۰ ساعت درس بخونی و بعد یه هفته کلاً بیخیال بشی. دیسیپلین یعنی «تداوم».
.
۲. کنترلِ خودت روی خودت: یعنی تو باشی رئیسِ خودت، نه اون حسِ تنبلی یا اون میلِ لحظهای به چرخیدن توی اینستاگرام.
.
🪀۳. سازگاری با برنامه: یعنی اگه یه روز حالت بد بود یا بارون میاومد، باز هم اون حداقلِ کاری که با خودت قرار گذاشتی رو انجام بدی.
.
🪀یه نکتهی خیلی مهم برای تو:
خیلیها فکر میکنن دیسیپلین یعنی سختگیریِ زیاد و شکنجه دادنِ خود. اما حقیقت اینه که دیسیپلینِ واقعی، به تو آزادی میده!
چطوری؟ وقتی دیسیپلین داشته باشی، کارات رو سر وقت انجام میدی، استرست کم میشه، حسِ گناه که «چرا امروز هیچی کار نکردم» از بین میره و اونوقت میتونی با خیال راحت و بدون نگرانی، واقعاً استراحت کنی. 😊
.
🪀پس دیسیپلین یعنی ساختنِ یه «نسخهی قویتر» از خودت که میتونه به قول خودش برسه.
.
تا یه پست دیگه بای بای
خسته نشدن از روتینهای تکراری، در واقع هنر «تازگی بخشیدن به عادتها»ست. وقتی کارهای روزمره مثل یک چرخه بیروح و تکراری در میآیند، ذهن ما وارد حالت «خلبان خودکار» میشود؛ یعنی بدون تمرکز و لذت، فقط کارها را انجام میدهد.
«برای اینکه از این تکرار فرار کنید و دوباره به زندگی جانی بدهید»
¹ـ تغییر در جزئیات (قانون تغییر کوچک):
لازم نیست زندگیتان را کلاً زیر و رو کنید. گاهی تغییر مسیر رفتن به سر کار، امتحان کردن یک مسیر جدید، یا حتی تغییر چیدمان میز کار، به مغز سیگنال میدهد که «دقت کن، اتفاق جدیدی افتاده است». این تغییرات کوچک، خلاقیت مغز را زنده نگه میدارند.
²ـ حضور ذهن:
بسیاری از ما وقتی داریم قهوه میخوریم، به فکرهای آینده یا نگرانیهای گذشته مشغولیم. این یعنی از لحظه حال غایب هستیم. اگر تمام حواستان را روی «همین لحظه» بگذارید (رنگ قهوه، بوی آن، گرمای فنجان)، روتین از یک کار کسلکننده به یک تجربه حسی تبدیل میشود.
³ـ اضافه کردن «بخش ناشناخته» به روز:
یک قانون کوچک برای خودتان بگذارید: هر روز باید یک کار انجام دهید که برایتان تازگی داشته باشد. مثلاً خواندن ۵ صفحه از یک کتاب جدید، گوش دادن به یک سبک موسیقی متفاوت، یا یادگیری یک کلمه جدید. این «بخش ناشناخته»، ضدِ تکرار عمل میکند.
⁴ـ نگاه از دریچه کنجکاوی به جای وظیفه:
به جای اینکه بگویید «باید این کار را انجام دهم»، از خودتان بپرسید «چطور میتوانم این کار را متفاوت انجام دهم؟». وقتی به جای «اجبار»، با «کنجکاوی» به روتینها نگاه میکنید، ذهن شما به جای خسته شدن، درگیر حل مسئله و پیدا کردن خلاقیت میشود.
⁵ـ ایجاد فواصل و وقفهها:
روتین زمانی کشنده میشود که تمام وقت زندگی را پر کند. اجازه دهید بین کارهای روتین، فضاهای خالی و بیبرنامه وجود داشته باشد. گاهی بهترین راه برای فرار از روتین، نشستن و «هیچ کاری نکردن» است تا ذهن فرصت بازسازی داشته باشد.
تکرار دشمنِ زندگی نیست، بلکه «بیتفاوتی نسبت به تکرار» است. اگر یاد بگیرید در هر تکرار، یک نکته جدید پیدا کنید، هرگز خسته نخواهید شد.