بعد از هَمه ؛
ذوقِازتهِدل ./
اصلا خوشحالی امروزم رو مدیونِ اومدنِ عموپستچی و رسیدنِبستهام هستم [😭✨].
نمیدونم ، ولی به قولِ اون یارو شاید امشب منم بشینم و برای تموم چیزایی که حقم نبود ؛ ولی تجربه کردم ، گریه کنم ...
به شدت این روزا غیرِقابلِ پیشبینی شدم ، و هر لحظه ممکنه هر کاری بکنم .
گاهی حتی وسطِ اوجِ دعوا با یه نفر ، شاید دارم برای خوشحالی یه نفر دیگه تلاش میکنم .
یا حتی بعضی اوقات ممکنه از کسی که یه روزی قیدش رو زده بودم دلجویی کنم .
* و این یکم خیلی ترسناکِ راستش ..