داشتم توی پلتفرم های مختلف پیویهامُ بالا و پایین میکردم ..
* و یه حالِ عجیبی داشتم ؛ چون هم دلتنگ بودم ، هم خسته ، و هم دلم میخواست یکی فقط یه لحظه حالمُ بپرسه ، نه برای اینکه بیاد مشکلمُ حل کنهها ، نه اصلا ؛
فقط میخواستم یکی باشه که بگه ، بپرسه و بدونه ..
یا اصلا اونم نه یکی برام آهنگ بفرسته ، ویس بگیره از روزش بگه ، یه پیام بیدلیل بده ، حتی شده اشتباهی پیامش به من بخوره ..
شاید خیلی کوچیک به نظر بیاد ، ولی بعضی وقتا آدم با همین چیزای کوچیک سرِ پا میمونه ، چون میدونه که وسط یه عالمه فکر و دلتنگی ، یه نفر یادش کرده ، یه نفر اسمشُ آورده ، یه نفر چند دقیقه از وقتشُ گذاشته برای تو ..
گاهی همون چند دقیقه میتونه حالِ یه آدمُ عوض کنه .
- برای همین میخوام یه چیزی رو ازم داشته باشید؛ اگر دلتون برای کسی تنگ شد ، بهش پیام بدید.
اگر یه آهنگ شنیدید و یاد یکی افتادید،
براش بفرستید.
اگر چند وقته از کسی بیخبرید، حالشُ بپرسید.
اگر دلتون خواست به یکی زنگ بزنید،
زنگ بزنید.
انقدر با خودتون نگید ، نکنه مزاحمش بشم؟ ، نکنه جواب نده؟ ، نکنه فکر کنه الکی پیام دادم؟ و ...
شاید همون آدم ، همون لحظه ، دقیقاً منتظر یه نفره که سراغشُ بگیره .
*پس گاهی لازمه حتی ، اشتباهی پیام بدید،اشتباهی آهنگ بفرستید،اشتباهی زنگ بزنید،و اشتباهی حالِ یکی رو بپرسید.
شاید برای شما فقط یه پیام باشه،
ولی برای یکی،همون پیام میشه دلیلِ لبخند زدنش توی یه شبِ سخت.
مهربون باشید ، نه فقط وقتی که حالِ خودتون خوبه ..
چون آدمها بیشتر از چیزی که نشون میدن، به همدیگه احتیاج دارن و شاید قشنگترین کاری که میتونیم برای این شهرِ شلوغ بکنیم،همین باشه ؛
که یه گوشهش،
یه ذره مهربونتر باشیم : )) -
[ازمنیکهامشبغمگینبودنروباذرهایانسانبودنترکیبکرد/بیستِشهریور]