eitaa logo
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
6.9هزار دنبال‌کننده
18.3هزار عکس
2.7هزار ویدیو
148 فایل
🌐کانال‌رسمے شهیداحمدمَشلَب🌐 🌸زیر نظر خانواده شهید🌸 هم زیبا بود😎 هم پولدار💸 نفر7دانشگاه👨🏻‍🎓 اما☝🏻 بہ‌ تموم‌ مادیات پشت پا زد❌ و فقط بہ یک نفر بلہ گفت✅ بہ #سیدھ_زینب❤ حالا کہ دعوتت کرده بمون @shahiidsho_pv ادمین شرایط: @AHMADMASHLAB1374
مشاهده در ایتا
دانلود
🍃🌸🍃 و عشــــق همان عهـدے بود ڪہ مــادر، با خـدا بست ! فرزنـدش را بدرقہ ڪرد تا بـرود ڪہ اسلام بمانـد ... #مادران_شهید_پرور #سیده_سلام_بدرالدین #مادرشهید #احمد_مشلب @AHMADMASHLAB1995
3.78M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 فیلم نحوه ی شهادت از زبان مادرش مادر شهید:"تیر به پهلویش اصابت کرده بود" @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
مادر شهید می‌گوید: «درد فراق و دوری احمد برایم رنج‌آور شده بود و گاهی سخنان اطرافیان بر دردم می‌افزو
خواهراش که متوجه شدن داداش توراهی دارن پیشنهاد کردن اسمشو بذاریم "مجتبی" اما بخاطر خوابی که قبل از بارداری دیده بودم، من و پدرش نظرمون روی "حسین" بود و بالاخره نظر هر چهارتامون این شد که اسمشو بذاریم حسین. وقتی فهمیدم اسم ستادی_جهادیش تو محل کار مجتبی است برام عجیب بود. هم حسین و هم مجتبی شد! ☘ ↧ʝσɨŋ↧ ♡:) @AhmadMashlab1995∞♡
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
برادرشهــید: وقتے پیڪرش را داخـل قبرگذاشتـم ازطــرف همسـر معززش گفتند: چفیه ای ڪہ ازآقاگرفته بااو
کسی از هم صحبتی با محسن سیر و خسته نمی‌شد، اگر بچه‌ها در جلسات قرآن حاج محسن که اکثرا نوجوانان و جوانان شرکت داشتند، در کنار آموزش قرآن شوخی می‌کردند او هم با آن‌ها می‌خندید و اجازه نمی‌داد که فضا خیلی خشک و خسته کننده شود، البته به رعایت اخلاق و احترام به بزرگ‌ترها در کنار انجام شوخی‌های متین و مناسب تاکید داشت و حتی خودش هم اهل شوخی‌های مناسب بود حتی وقتی برای تلاوت در جلسه گمنامی در منطقه‌ای دور افتاده دعوتش می‌کردند می‌گفتم: خسته‌ای نرو، می‌گفت: اینجا را باید حتما بروم چون برای رضای خداست. محسن حاجی حسنی ☘ ↧ʝσɨŋ↧ ♡:) @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
#عاشقانہ_شهـــدا❣ #شهید_عباس_ڪریمی تواضع و فروتنے عباس😍 باور نڪردنی بود همیشہ عادتـــ داشت وقتے م
🔹كلاس چهارم ابتدايی بود كه يك روز پرسيد : «آيا من شما را اذيت می‌كنم؟» من از پسرم كاملا راضي بودم. گفتم: نه! 🔺دوباره از من خواست كه فكر كنم و به او بگويم كه از او راضی هستم يا نه. گفتم: شما هيچ وقت مرا اذيت نكرده‌ای. گفت: ديشب دو تا مار دنبال من می‌آمدند. يكی از آن دو به من رسيد و از خواب بيدار شدم.🐍 من به او گفتم: خير باشد. لابد با فكر و خيال خوابيده‌ای. 🤔اما هميشه خواب احمد در ذهنم بود. وقتی خبر شهادتش را شنيدم، فهميدم كه آن دو مار، همان دو موشک🚀ميگ بودند كه پسرم را به شهادت رساندند. ☘ •┈┈••✾•♥️•✾••┈┈• @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
بالاترین خدمت به جامعه انسان ها و محکم ترین و استوارترین پایه برای زندگی کردن انسان ها این است که
🔹- می گفت : « توی خواب دیدم مریضی سختی دارم. آقا آمدند و فرمودند چرا این قدر ناراحتی و ناله می کنی؟ 🔸- عرض کردم آقا تاب و توانم کم شده. نظر لطفی کردند و باز فرمودند چه می خواهی؟ گفتم آقاجان، شما اول شفایم بدهید؛ بعد هم شهادت را نصیبم کنید. » 🔹-  شفایش را از امام رضا (ع) گرفته بود. برای شهادتش هم فرموده بودند: « وقتی به شهادت ی رسی که ازدواج کرده باشی. » 🔸- روی همین حساب برای ازدواج سریع اقدام کرد. برایش خواستگاری رفتم و چیزی نگذشت که رخت دامادی پوشید. 🔹- وعده امام رضا (ع) خیلی زود تحقق پیدا کرد. 🔸- رخت دامادی که پوشید رخت شهادت را به تنش پوشاند.. ☘ •✾•♥️•✾• @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
#شهیدانه🌱✨ پسرم از روی پله ها افتاد و دستش شکست. بیشتر از من عبدالحسین هول کرد. بچه را که داشت به ش
💠شهید_محمد_هادی_نژاد : چند روز قبل از رفتن به سوریه ازم خواست که بزارم بره سوریه. باهاش مخالفت کردم و گفتم تو مال جنگ نیستی و من فقط یک پسر دارم اگر تو بری دیگر کسی را ندارم.... شب که خوابیدم حضرت زینب (س) را در خواب دیدم که پسرمو ازم خواست و گفت با رفتنش مخالفت نکنم. وقتی خبر شهادت محمد را شنیدم اصلا ناراحت نبودم چون حضرت زینب(س) محمد منو انتخاب کرده بود‌... ♥️🌱| @AhmadMashlab1995
بسم رب الشهدا🥀 الأم الشهید احمد مشلب الثورة الایرانیة هی الثورة التي انتجت اجیال فدائیه واجیال مقاومة هی ثورة حق ضدالباطل والبوصیلة التي یجب ان نتوجه نحوها لننعم بالنصر والعزة والکرامة... . انقلاب ایران انقلابے است که نسلهاے مختلفے از چریڪها و نسلهاے مقاومت ایجاد ڪرده است ، این یڪ انقلاب حق علیه باطل و قطب نماے است ڪه براے لذت بردن از پیروزے ، سربلندے و عزت باید به آن برویم. @AhmadMashlab1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
در نجف تصمیم گرفت که سه روز آب و غذا کمتر بخوره یا اصلاً نخوره تا حال آقا اباعبدالله‌الحسین علیه الس
نوید من، عاشق امام حسین بود. از همان بچگی که می‌بردمش توی روضه‌ها و پای دیگ‌های نذری، کمک حال مجلس بود. بچه که بود دود کردن اسفند مجلس با او بود، بزرگ‌تر هم که شد، دیگر ما محرم نویدی نمی‌دیدیم. وقف جلسات روضه بود. روی پیراهن سیاهش خیلی حساس بود. میگفت این لباس خیلی حرمت دارد . . . نویدم حرمت نگه‌دار بود. همین بود که به آرزویش رسید. دلش می‌خواست شبيه اربابش شهید شود. این حرف‌ها را به من نمی‌زد. توی دفترهایی که از او به یادگار مانده، نوشته است. به من فقط همیشه می‌گفت: «برایم دعا کن مادر‌..‌.» 🌱 ✨🌹 ☑️ @AHMADMASHLAB1995
شهید احمد مَشلَب 🇵🇸
ما گدایـانِ رھ و جـود رضـاییـم همـہ، زشت باشـد ڪہ نمڪ خـوردھ نمڪدان شڪند :)♥️✨ #چهارشنبہ_هاے_امام_ر
: همیشہ از من مےخواست دعا کنم کہ شهید شود. حتے وقتی دانشگاه بود، پیامک ‌مےفرستاد کہ مامان یادت نرود دعا کنے شهید شوم. هربار در جواب مےگفتم کہ نیتت را خالص کن تا شهید شوے! نیتش را خالص کرد…!🥀 💫 کـانـال‌رسمےشھیـداحمـدمَشلَـب🥀 ♡j๑ïท🌱↷ 『 @AhmadMashlab1995
مادر : وقتے کہ زنده و در خط مقدم جبهہ بود من برایش دعا مےکردم و خـدا را شاکر بودم کہ یک مجاهد جوان داشتم؛ و البتہ کہ نگرانے هاے زیاد آن زمان من رو پشیمون نمیکرد! من احساس غرور میکردم کہ او یک مجاهد است و از دین دفاع میکند و آن را بہ دیگران نشان میدهد. ما را در این مسیر بزرگ کرده‌ایم. خط {علیہ‌السلام}...🕊✨ 🎙 کـانـال‌رسمےشھیـداحمـدمَشلَـب🥀 ♡j๑ïท🌱↷ 『 @AhmadMashlab1995
مادر : وقتے کہ زنده و در خط مقدم جبهہ بود من برایش دعا مےکردم و خـدا را شاکر بودم کہ یک مجاهد جوان داشتم؛ و البتہ کہ نگرانے هاے زیاد آن زمان من رو پشیمون نمیکرد! من احساس غرور میکردم کہ او یک مجاهد است و از دین دفاع میکند و آن را بہ دیگران نشان میدهد. ما را در این مسیر بزرگ کرده‌ایم. خط {علیہ‌السلام}...🕊✨ 🎙 کـانـال‌رسمےشھیـداحمـدمَشلَـب🥀 ♡j๑ïท🌱↷ 『 @AhmadMashlab1995