eitaa logo
کانال اخبار رسمی 🇮🇷
14هزار دنبال‌کننده
43.6هزار عکس
17.7هزار ویدیو
29 فایل
✨#بِسْــــــمِ‌اللَّهِ‌الرَّحْمَـنِ‌الرَّحِيــمِ✨ ‌ پایگاه خبری کانال اخبار رسمی در ایتا تبلیغات : https://eitaa.com/joinchat/3014066770Caf064355cb
مشاهده در ایتا
دانلود
🔴پرونده‌ای که اشک قاضی را در آورد تو هم بخون و گریه کن 😵😭 💠مردی با تسلیم به شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل و را در چند کیلومتری حاشیه یکی از خریدم اما چون مالی اتاقی را که گوشه حیاط بود دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که 😓😣 💠وقتی از سرکار به خانه می آمدم آنها از من «کباب» می کردند من که «گوشت» را نداشتم هر بار با ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که شدم هر چند روز یک بار از که به اجاره کرده ام .....😓😭 🔰ادامه این داستان واقعی👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2872311810C68bf4161f6 ✔️داستان‌های‌ناب و تکان‌دهنده👆👆
🔴پرونده‌ای که اشک قاضی را در آورد تو هم بخون و گریه کن 😵😭 💠مردی با تسلیم به شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل و را در چند کیلومتری حاشیه یکی از خریدم اما چون مالی اتاقی را که گوشه حیاط بود دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که 😓😣 💠وقتی از سرکار به خانه می آمدم آنها از من «کباب» می کردند من که «گوشت» را نداشتم هر بار با ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که شدم هر چند روز یک بار از که به اجاره کرده ام .....😓😭 🔰ادامه این داستان واقعی👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/2872311810C68bf4161f6 ✔️داستان‌های‌ناب و تکان‌دهنده👆👆
🔴پرونده‌ای که اشک قاضی را در آورد تو هم بخون و گریه کن 😵😭 💠مردی با تسلیم #شکایتی به #قاضی شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل #خانه_محقر و #مخروبه‌ای را در چند کیلومتری حاشیه یکی از #شهرک‌های‌ #مشهد خریدم اما چون #وضعیت مالی #مناسبی_نداشتم اتاقی را که گوشه حیاط بود #اجاره دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که 😓😣 💠وقتی از سرکار به خانه می آمدم آنها از من #طلب «کباب» می کردند من که #توان_خرید «گوشت» را نداشتم هر بار با #بهانه ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که #متوجه شدم هر چند روز یک بار از #اتاقی که به اجاره #واگذار کرده ام .....😓😭 🔰ادامه این داستان واقعی👇👇👇 http://eitaa.com/joinchat/906493966Cd2582ceabf ✔️داستان‌های‌ناب و تکان‌دهنده👆👆
🔴پرونده‌ای که اشک قاضی را در آورد تو هم بخون و گریه کن 😵😭 💠مردی با تسلیم به شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل و را در چند کیلومتری حاشیه یکی از خریدم اما چون مالی اتاقی را که گوشه حیاط بود دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که 😓😣 💠وقتی از سرکار به خانه می آمدم آنها از من «کباب» می کردند من که «گوشت» را نداشتم هر بار با ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که شدم هر چند روز یک بار از که به اجاره کرده ام .....😓😭 🔰ادامه این داستان واقعی👇👇 http://eitaa.com/joinchat/906493966Cd2582ceabf داستان های ناب و تکان دهنده و کوتاه
هدایت شده از  🇮🇷 کانال خبر 🇮🇷
🔴پرونده‌ای که اشک قاضی را در آورد تو هم بخون و گریه کن 😵😭 💠مردی با تسلیم به شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل و را در چند کیلومتری حاشیه یکی از خریدم اما چون مالی اتاقی را که گوشه حیاط بود دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که 😓😣 💠وقتی از سرکار به خانه می آمدم آنها از من «کباب» می کردند من که «گوشت» را نداشتم هر بار با ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که شدم هر چند روز یک بار از که به اجاره کرده ام .....😓😭 🔰ادامه این داستان واقعی👇👇 http://eitaa.com/joinchat/906493966Cd2582ceabf داستان های ناب و تکان دهنده و کوتاه
🔴پرونده‌ای که اشک قاضی را در آورد تو هم بخون و گریه کن 😵😭 💠مردی با تسلیم به شورای حل اختلاف گفت: چندی قبل و را در چند کیلومتری حاشیه یکی از خریدم اما چون مالی اتاقی را که گوشه حیاط بود دادم. مدتی از اجاره منزل نگذشته بود که 😓😣 💠وقتی از سرکار به خانه می آمدم آنها از من «کباب» می کردند من که «گوشت» را نداشتم هر بار با ای آن ها را دست به سر می کردم تا این که شدم هر چند روز یک بار از که به اجاره کرده ام .....😓😭 🔰ادامه این داستان واقعی👇👇 http://eitaa.com/joinchat/906493966Cd2582ceabf داستان های ناب و تکان دهنده و کوتاه
هدایت شده از ذاکرین
یکی از رفقا میگفت:"قصد داشتم گفتم برم و از امام رضا یه زن خوب بخوام..رفتم و درخواستمو به آقا گفتم...شب شد و جایی واسه خواب نداشتم...☹️هر جای حرم که میخوابیدم خادما رو سرم خراب میشدن که...😢"آقا بلند شو..."متوجه شدم کنار یه عده با پارچه خودشونو به نیت شفا بستن…کسی هم کاری به کارشون نداره.رفتم یه پارچه سبز گیر آوردم و.......تاااا صبح راحت خوابیدم...❗️صبح شد...پارچه رو وا کردم با صحنه ای روبه رو شدم که👇😳 https://eitaa.com/joinchat/843186305C9e691d072d