eitaa logo
تجارت ناموفق💸💸 (یوسسسسسسسسسسسسسسسفففففففففففففففف)☠👾💸
104 دنبال‌کننده
415 عکس
882 ویدیو
9 فایل
اینجا مکانی برای اختلاسه چون تجارت ناموفق بود
مشاهده در ایتا
دانلود
تجارت ناموفق💸💸 (یوسسسسسسسسسسسسسسسفففففففففففففففف)☠👾💸
"داستان سیاوش در شاهنامه"پارت 3 گذر سیاوش از آتش مگر کاتش تیز پیدا کند گنه
"داستان سیاوش در شاهنامه"پارت 4 تا اینکه افراسیاب، پادشاه توران، با سه هزار سرباز جنگنده آماده جنگ با سرزمین ایران شدند. کی کاووس، وقتی آن را فهمید، غمگین شد، زیرا می دانست که باید ضیافت و دوستی را با نبرد عوض کند و بر افراسیاب خشمگین شد، او را سرزنش کرد، چرا که افراسیاب عهد خود را شکست و یک بار دیگر به سرزمین او حمله کرد. اما سیاوش وقتی آن را شنید، با خود فکر کرد: اگر پادشاه به من اجازه دهد که لشکر خود را به پیش ببرم، شاید نامی دلاور برای خود به دست بیاورم و از مکر سودابه رهایی یابم. سیاوش در جنگ ایران و توران در شاهنامه سیاوش زره جنگ را به تن کرد و نزد پدرش آمد و درخواست خود را به او اعلام کرد. و به کی کاووس یادآوری کرد که از نژادی شایسته است و از او خواست تا به او اجازه دهد تا رهبری لشکر را بر عهده بگیرد. کی کاووس با خوشحالی به سخنان او گوش داد و به خواسته های او رضایت داد. سپس قاصدانی نزد رستم فرستاد و رستم را فرمانده جنگ خواست و از او درخواست کرد تا از سیاوش مراقبت کند. کی کاووس به پهلوانش گفت: اگر مراقب او هستی، می‌توانم بخوابم، اما اگر نه، من به نظر خود عمل کنم. و رستم پاسخ داد و گفت: « ای پادشاه، من بنده تو هستم و بر من واجب است که هر چه تو خواهی را انجام دهم. سیاوش نور قلب من و شادی روح من است، من خوشحالم که از او در برابر دشمنان محافظت کنم.» پس شیپورهای جنگ به صدا درآمد و صدای پای سواران فضا را پر کرد. لشکریان به ترتیب از پیش کی کاووس گذشتند و پسرش سیاوش در رأس آنها سوار بود. کی کاووس رو به پسر کرد و گفت: باشد که ستاره خوبت بر تو بدرخشد و پیروز و شاد به سوی من بازگردی . سپس سیاوش علامت داد که کی کاووس را به خانه اش برگردانند و لشگریان به راه افتادند تا به دیار زابلستان رسیدند. @maktab_chob_falak