▪️محل خیمهگاه
محمد حسن مصطفی الکلیدار آل طعمة:
«در کتب اهل سیره و معاجم آنها از شیعه و سنی و حتی کسانی که بیشتر زندگیشان را وقف تدوین و تألیف درباره واقعه [شهادت] امام حسین (ع) در کربلا کردهاند، اسمی از محل خیمهگاه حسین (ع) نمییابیم و برای همین گروهی از مورخان معتقدند که محل فعلی خیمهگاه هیچ ربطی به حقیقت تاریخی آن ندارد؛ بلکه کل ماجرا این است که رهبر فرقه بکتاشیه، عبدالمؤمن دده در اواخر قرن ۱۰ ق. یک مقام یادبود برای بستر امام زین العابدین (ع) بنا کرد و در کنارش اتاق دیگری ساخت که آن را صومعه خود قرار داد ... شواهد به روشنی نشان میدهد که رهبر بکتاشیه در تعیین محل فعلی خیمهگاه به اجتهاد خود عمل کرده و مستند آن، ذوق شخصی و باور درونی است نه روایتی تاریخی ...»
📘مدینة الحسین (ع)، ۱۴۳۷ ق.، ج۲، ص۵۰
نویسنده، منبع گزارش خود درباره عبدالمؤمن دده را ذکر نکرده است. مؤیدات دیگری نیز برای نظر خود درباره خیمهگاه آورده که برخیش محل تأمل است؛ ولی در این حد روشن است که تعیین محل خیمهگاه آن هم با دقت و جزئیات فعلی، منشأ درستی نمیتواند داشته باشد.
@AlAthar
▪️ادب مداحی
سید هبة الدین شهرستانی:
«در ۱۲ ذی القعده [۱۳۳۰ ق.] در العمارة، بزرگان شهر از شیعه و سنی نزد ما جمع شدند. در بینشان شیخ طاهر، شاعر العمارة حضور داشت؛ بلند شد و سرودهای از خود در مدح حسین (ع) خواند:
سَكِرتُ بِحُبِّهِما ما صَحَوتُ
وَفيهِ لِواءَ خُطوبي لَوَيتُ
(از عشق آن دو مست شدم و به هوش نیامدم و در آن بیرق مصائبم را پیچیدم.)
از من خواست شعر را اصلاح کنم. گفتم: شیخ! مستی در نظر ما همچون زنا و لواط و قمار و دزدی است. هم از نظر شرع و هم از نظر عقل، اسمی است برای یک معنای پلید و مناسب پاکی و قداست اهل بیت (ع) نیست که با چنین نامهای زشتی از ساحت آنها و آن چه به ایشان مربوط است، تعبیر کنی. اگر کسی بگوید: "تقامرت في حب النبي محمد (ص)" [در عشق پیامبر محمد (ص) قمار کردم] سخنش را زشت نمیشمری؟ قمار زشتتر از مستی نیست. حاضران سخن مرا نیکو شمردند و از شیخ طاهر خواستند شعر را تغییر دهد. او بالبداهة تغییرش داد و گفت:
رَضَعتُ بِثَديِ الوَلا ما فُطِمتُ
وَفيهِ لِواءَ خُطوبي لَوَيتُ.
(از سینه ولایت شیر نوشیدم و از آن بازگرفته نشدم و در آن بیرق مصائبم را پیچیدم.)»
📚رحلة السيد هبة الدين الحسيني الشهرستاني إلى الهند، تحقيق: جواد كاظم البيضائي، دار مدارك، ٢٠١٢ م، ص٥٢-٥٣.
@AlAthar
▪️وساطت فیض
سید هبة الدین شهرستانی در پاسخ یک مبلغ مسیحی که میگفت: مسیح خالق ما است؛ زیرا تقدس خداوند مانع آن است که بیواسطه ما را بیافریند، میگوید:
«إِنَّ التَّقَدُّسَ لَو عُدَّ مانِعاً مِن تَعَلُّقِ فَيضِهِ بِالنّاسِ حَيثُ إنَّهُم غَيرُ مُقَدَّسينَ -مِن بابِ عَدَمِ المُناسَبَةِ بَينَ العِلَّةِ وَالمَعلولِ- فَكيفَ جازَ عَلَى المَسيحِ أن يَخلُقَ الخَلقَ؟ إذِ المانِعُ مِن طَرَفِه [الله] -وَهُوَ التَّقَدُّسُ- أو مِن طَرَفِنا -وَهُوَ عَدَمُ التَّقَدُّسُ- مَوجودٌ عَلى كُلِّ حالٍ بِسَبَبِ عَدَمِ المُناسَبَةِ المَذكورَةِ وَنَحتاجُ إلى واسِطَةٍ أخرى بَينَنا وَبَينَه فَيَعودُ الكَلامُ وَيَتَسَلسَلُ.»
📚حديث مع الدعاة؛ بحثنا مع الدعاة البروتستانتيين، مؤسسة السيد هبة الدين الشهرستاني، ١٤٣٧ ه، ص٤٩
ترجمه: «اگر از باب عدم مناسبت بین علت و معلول، تقدس [خداوند] مانع شود که فیض خداوند به مردم -که مقدس نیستند- تعلق گیرد، پس چگونه ممکن است که مسیح، خلق را بیافریند؟ زیرا مانع یا از جانب خدا است -که همان تقدس باشد- یا از جانب ما است -که همان عدم تقدس باشد- که این مانع در هر صورت برقرار است؛ زیرا این عدم مناسبت [بین ما و مسیح هم] وجود دارد؛ پس نیازمند واسطه دیگری بین خود و مسیح هستیم؛ پس همین سخن [درباره همین واسطه جدید] دوباره تکرار میشود و تسلسل پیش میآید.»
✍️ برخی از مفوضه یا فیلسوفان و عارفان مسلمان، استدلال مشابهی درباره ضروری بودن وساطت پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) در فیض و خلق آوردهاند که همین پاسخ با اندکی تغییر، نادرستی دلیلشان را نشان میدهد.
#تفویض
#وساطت_فیض
@AlAthar