eitaa logo
میراث امامان
426 دنبال‌کننده
188 عکس
4 ویدیو
36 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
Kholafaa.pdf
حجم: 4M
📕 خلفا از نگاهی دیگر بررسی شخصیت خلفا از نظر شجاعت، علم، ایمان، و عدالت بر اساس روایات معتبر اهل سنت ✍ حسین قربانی دامنابی ۱. افضلیت خلیفه ۲. مقابله با روایات مطاعن خلفا و راویانش ۳. بررسی ویژگی‌های سه خلیفه ۳. ۱. شجاعت خلفا ۳. ۲. علم خلفا ۳. ۳. ایمان خلفا ۳. ۴. عدالت خلفا ۳. ۵. بدعت‌های خلفا ۴. پیشگویی‌های پیامبر (ص) @Al_Meerath
JIS_Volume 5_Issue 9_Pages 247-271.pdf
حجم: 2.1M
بررسی روایات فضایل خلفا از لسان اهل بیت (ع) در کتابی منسوب به دارقطنی ✍ حامد دژآباد و امیر رشیدی یکی از کتاب‌هایی که به دارقطنی، از محدثان بنام اهل سنت در قرن چهارم، منسوب است کتاب فضایل الصحابة است که تاکنون اثری از آن در دسترس نیست و ظاهراً مفقود است. چند سال قبل در عربستان سعودی کتابی نشر یافت که بنا بر ادعای محققان آن کتاب، جزء یازدهم و تنها قسمت یافته‌شده از کتاب دارقطنی است. اهمیت این کتاب حدیثی کوچک در این است که فقط شامل فضایل شیخین از لسان امام علی (ع) و خاندان ایشان است. در این نوشتار با روش توصیفی تحلیلی و با استناد به مقبولات و مسلّمات، بعد از بررسی سندی این کتاب و سندهای تعدادی از روایات و نقد محتوایی آنها نشان داده می‌شود که طبق معیارهای علمی رجالیان اهل سنت تمام روایات این بخش حدیثی ضعیف است و تنها دو روایت آن تا حدی از مرتبه ضعف بالاتر می‌آید؛ البته متن آن دو نیز با قرائن متقن حدیثی و تاریخی ناسازگار است. 📌گفتنی است سیدمحمد موسوی‌نسب در رسالهٔ دکتریش نشان داده که روایات مشهور منسوب به امیرالمؤمنین (ع) در ستایش خلفا عمدتاً در سال‌های ۹۰-۱۵۰ق پرداخته شده و ارتباطی با ایشان ندارد. @Al_Meerath
سانسور حدیث دستور قتل معاویه در منابع اهل سنت حدثنا أبو يوسف حدثني إسحاق بن إبراهيم بِمَكَّةَ حَدَّثَنَا عَبْدُ اللَّهِ بْنُ جَعْفَرٍ عَنْ جعفر بن محمد عَنْ أَبِي لَيْلَى [بْنِ] عَبْدِ اللَّهِ بْنِ عبد الرحمن عن محمود بن أسد أَخْبَرَنِي رِجَالٌ مِنْ قَوْمِي مِنَ الْأَنْصَارِ قَالُوا: كُنَّا جُلُوسًا مَعَ رَسُولِ اللَّهِ صَلَّى اللَّهُ عليه وسلم فينا فلان- سماه- فأشار رسول الله صلى الله عليه وسلم إلى فُلَانٍ فَقَالَ: إِنَّ ‌هَذَا ‌لَيَطْلُبُ ‌الْإِمَارَةَ يَوْمًا، فإذا فعل فافعلوا به كذا (المعرفة والتاريخ، ۲/ ۲۶۹). همين حدیث در شرح الأخبار قاضی نعمان (ج۲، ص۱۴۷) از ابو لیلی و در التشریف ابن طاوس از کتاب الفتن سلیلی از محمود بن لبید [اسد] (التشریف، ص۲۳۰) بدون ابهام روایت شده است. طبق این منابع مقصود از فلان «معاویه» است و مقصود از «فافعلوا به کذا» «فابقروا بطنه» (شکمش را بدرید) است که در المعرفة والتاریخ سانسور شده است. شبیه این روایت با الفاظ و مضامین نزدیک در منابع مختلف نقل شده که همگی نشان می‌دهد مقصود قتل معاویه است (نمونه: شرح نهج البلاغة، ج‏۴، ص۱۰۷؛ أنساب الأشراف، ۵/ ۱۲۸). @Al_Meerath
روزهای پایانی ذی‌الحجة سالگرد قتل خلیفه دوم بنابر قول صحیح، قتل عمر بن الخطاب در روزهای پایانی ماه ذی الحجة رخ داده است و اکنون در سالگرد آن قرار داریم. دوران حکومت عمر بن الخطاب یکی از تاریک‌ترین مقاطع تاریخ اسلام است که در آن، اساس بدعت‌های ظالمانه بسیاری گذاشته شد. در این جا تنها به یک نمونه از احکام مضطرب او در دماء مسلمین می‌پردازیم. به اسانید معتبر نزد اهل سنت نقل شده است: «إنّ رجلا من المسلمين قتل رجلا من أهل الحيرة فكتب فيه إلى عمر بن الخطّاب، فكتب عمر: أن اقتلوه به، فقيل لأخيه حنين اقتله، قال: حتّى يجيء الغضب. قال: فبلغ عمر أنّه من فرسان المسلمين، قال: فكتب عمر: أن لا تقيدوه به، قال: فجاءه الكتاب وقد قتل» (مصنف ابن أبي شيبة، ت الحوت، ۵/ ۴۰۹، ش۲۷۴۷۰؛ همچنین نک‍: مصنف ابن أبي شيبة، ۵/ ۴۰۸، ش۲۷۴۶۳، ۲۷۴۶۶، ۲۷۴۶۷؛ الاستذكار، ۸/ ۱۲۲؛ أحكام القرآن للجصاص، ط العلمية، ۱/ ۱۷۳؛ شرح معاني الآثار ۳/ ۱۹۶، ۲۷۹؛ الخلافيات للبيهقي، ت النحال، ۶/ ۵۱۹) یعنی مردی از مسلمانان مردی [غیر مسلمان] از اهل حیره را کشت. دراین‌باره با عمر بن الخطاب نامه‌نگاری کردند. عمر پاسخ نوشت: او را به تقاص وی بکشید. به حنین، برادر مقتول گفته شد: او را بکش. گفت: [صبر می‌کنم] تا خشمم بیاید [و آمادگی روح کامل برای قصاص داشته باشم]. [در این مدت] به عمر خبر رسید که قاتل از جنگاوران مسلمانان است. پس عمر نامه نوشت: قصاصش نکنید. راوی می‌گوید: نامه در حالی رسید که آن مرد کشته شده بود. چنان که می‌بینیم بر خلاف سنت پیامبر (ص) (نک‍: صحيح البخاري، ط السلطانية، ۹/ ۱۲) به دستور عمر، مرد مسلمانی را به تقاص کافری کشته‌اند. عجب آن که خود عمر، حکمش را به صرف این که فهمیده، قاتل از جنگاوران است، تغییر داده است! گو این که خون مسلمانان یکسان نیست! یا حکم خدا تابع مصالح شخصی و سیاسی و نظامی است! برخی برای توجیه کار عمر گفته‌اند وقتی عمر شنید که آن مرد از جنگاوران است، خواست که با اولیاء دم مصالحه کند و دیه بپردازد (نک‍: الآثار لأبي يوسف، ص۱۵۶؛ أحكام القرآن للجصاص ط العلمية، ۱/ ۱۷۳) که این توجیه اصل مشکل مخالفت با سنت و تبعیض بین مسلمانان را حل نمی‌کند و بر خلاف متن نقل دیگر روایت است: «قال: وحدّثني أبي، قال: حدّثنا هشيم، وغير واحد منهم شعبة، عن عبد الملك بن ميسرة، عن النّزّال بن ميسرة، أنّ رجلا من المسلمين قتل رجلا من أهل الحيرة نصرانيا عمدا، قال: فكتب في ذلك إلى عمر بن الخطّاب، قال: فكتب إليه: أن أقيدوه منه، قال: فدفع إليه، فكان يقال له: اقتله. قال: فكان يقول: حتّى ‌يجيء ‌الغيظ، حتّى يجيء الغضب. قال: فبينا هم كذلك إذا كتاب من عمر، رضي اللّه عنه: أن لا تقتلوه، فإنّه لا يقتل مؤمن بكافر، وليعط الدّية» (أحكام أهل الملل والردة - من الجامع للخلال ص۳۲۱) چنان که می‌بینیم طبق این گزارش، عمر تغییر حکم را این گونه تعلیل می‌کند: «فإنّه لا يقتل مؤمن بكافر» (زیرا مؤمن را به تقاص کافر نباید کشت) که نشان می‌دهد حکم نخست نادرست بوده و در خلال این مدت، متوجه اشتباه خود شده است. ابن عبد البرّ به چگونگی تنبّه عمر بر اشتباه خود اشاره کرده است: «وقد روي هذا الخبر بما دلّ عليه أنّه شاور فقال له - إمّا علي وإمّا غيره - فإنّه لا يجب عليه قتل فكتب أن لا يقتل» (الاستذكار ۸/ ۱۲۲). (این خبر به گونه‌ای نقل شده که نشان می‌دهد عمر مشورت کرده است. پس علی (ع) یا غیر او، به او گفته‌اند که قتل بر او واجب نیست؛ پس نامه نوشت که کشته نشود.) اساسا خود عمر به ناآگاهی خود از فقه و قضا اعتراف داشته است؛ چنان که به اسانید معتبر نزد اهل سنت روایت شده است که در یک سخنرانی گفته است: «من أراد أن يسأل عن القرآن، فليأت أبيّ بن كعب، ومن أراد أن يسأل عن الفرائض فليأت زيد بن ثابت، ومن أراد أن يسأل عن الفقه، فليأت معاذ بن جبل، ومن أراد أن يسأل عن ‌المال ‌فليأتني فإنّ اللّه تبارك وتعالى جعلني له خازنا وقاسما» ( الأموال لأبي عبيد، ص۲۸۵؛ مصنف ابن أبي شيبة ۶/ ۴۵۷). یعنی هر که می‌خواهد از قرآن بپرسد نزد ابی بن کعب برود؛ هر که می‌خواهد درباره فرائض (ارث) بپرسد نزد زید بن ثابت برود؛ هر که می‌خواهد از فقه بپرسد، نزد معاذ بن جبل برود. هر که می‌خواهد از مال بپرسد [و پول طلب کند]، نزد من بیاید؛ زیرا خداوند مرا خزانه‌دار و تقسیم‌کننده مال قرار داده است! اما تاریخ گواه است که عمر در تقسیم مال نیز سررشته‌ای نداشت و از هیچ منطق شرعی یا عقلی پیروی نمی‌کرد! برای افزایش و کاهش سهم مسلمانان از بیت المال، ملاک‌های عجیب و سخیفی به کار گرفت که نه تنها هیچ اساسی در قرآن و سنت نداشت؛ که با ادراک عقل سلیم نیز سازگار نیست (برای نمونه نک‍: مصنف ابن أبي شيبة ۶/ ۴۵۵). همین تبعیض غیرمنطقی، زمینه‌ساز فتنه‌های بعدی جهان اسلام در دوران حکومت عثمان بن عفان و امیرالمؤمنین علی علیه السلام شد. @Al_Meerath
زیارت عاشورا در مختصر المصباح مرحوم شیخ طوسی، ط مکتبة العلامة المجلسي، ص۵۸۸-۵۹۴ @Al_Meerath
زیارت عاشورا در کامل الزیارات نسخهٔ کتابخانهٔ فاضل خوانسار، از کهن‌ترین نسخه‌های کامل الزیارات @Al_Meerath