eitaa logo
میراث امامان
426 دنبال‌کننده
188 عکس
4 ویدیو
36 فایل
مطالعاتی در خصوص روایات برجای‌مانده از امامان اهل بیت علیهم السلام در تراث اسلامی کانال در تلگرام: https://t.me/Al_Meerath ارتباط با ادمین: @KhorvashAmirhasan
مشاهده در ایتا
دانلود
میراث امامان
📜 تطبیق سنگ‌نوشته‌های کهن اسلامی با شخصیت‌های شناخته‌شده در سال‌های اخیر سایت‌های باستان‌شناسی زیادی در عربستان کشف می‌شود که حاوی سنگ‌نوشته‌هایی از دورۀ اسلام و دورۀ پیش از اسلام است. اخیراً نیز کمیسیون میراث (تابع وزارت فرهنگ عربستان سعودی)، اطلاع داد که در منطقۀ مهد در استان مدینه، 1774 اثر باستانی کشف کرده که شامل 461 سنگ‌نوشته از دورۀ اسلامی می‌شود. یکی از این سنگ‌نوشته‌ها که در مهد کشف شده، کتیبه‌ای است که به خلیفۀ دوم، عمر بن خطاب (د. 23ق) نسبت داده می‌شود. این سنگ‌نوشته در فضای توییتر عربی و انگلیسی بسیار مورد توجه قرار گرفت و بحث‌های جدلی پیرامون آن شکل گرفت. متعاقباً هم بحث‌های جدلی‌ای پیرامون دیگر سنگ‌نوشته‌هایی که در سال‌های گذشته کشف شده بود، از جمله سنگ‌نوشته‌های منسوب به زید بن حسن و امام صادق (ع) درگرفت. متن سنگ‌نوشتۀ منسوب به عمر بن خطاب از این قرار است: «الله ولي عمر بن الخطاب في الدنیا والآخرة: خدا سرپرستِ عمر بن خطاب در دنیا و آخرت است» (تصویر اول). این عبارت که بیشتر صورت دعایی دارد، معمولاً چنین تفسیر می‌شود که توسط شخصی نوشته شده که مورد دعا قرار گرفته است (در اینجا: "عمر بن الخطاب"). همچنین با توجه با خط کهن سنگ‌نوشته بسیاری فرض کرده‌اند که این می‌تواند از شخص خلیفۀ دوم باشد. با این حال، نباید شواهد باستانی تازه‌کشف‌شده را به همین سادگی تفسیر و تاریخ‌گذاری کرد. وحید صفا، محقق زبان‌های سامی، این کتیبه را از منظر کهن‌خط‌شناسی (paleography) بررسی کرده و نشان داده که سبک نگارش الف متصل در این کتیبه موافق با کتیبه‌های پالیوعربی و کتیبه‌های نیمۀ اول قرن اول نیست و مطابق با کتیبه‌های اواخر قرن اول است. وی نتیجه می‌گیرد که این کتیبه باید از یک "عمر بن خطاب" دیگر باشد که از خلیفۀ دوم متأخر بوده است. این مورد نشان می‌دهد که نباید در تطبیق سنگ‌نوشته‌ها با شخصیت‌های مشهور شتاب‌زده عمل کرد. مثلاً در کتیبۀ دیگری هم آمده: «اللهم إن حسن بن علي مؤمن بك وبرسلك ویشهد ألا إله إلا أنت ویستغفرك لذنبه فاغفر له...» (تصویر دوم). دربارۀ این کتیبه هم از آقای صفا پرسیدم و ایشان توضیح دادند که فرم خطّش مربوط به قرن دوم به بعد است لذا نمی‌تواند از امام حسن مجتبی (ع) باشد. در سوی دیگر با شواهد باستانی می‌توان درستی انتساب برخی از سنگ‌نوشته‌ها را به شخصیت‌های متقدم اسلامی نشان داد: برای نمونه، احمد جلاد و هیثم صدقی براساس شواهد زبان‌شناختی و رسم‌الخطی زمان نگارش دو کتیبه را مشخص می‌کنند و نویسندۀ یکی از آن دو کتیبه را با احتمال زیاد، صحابیِ مشهور، حنظلۀ غسیل‌الملائکه که در جنگ اُحد (سال 3ق) شهید شد، تعیین می‌کنند. در کتیبۀ حنظله آمده است: «بسمك ربنا أنا حنظلة بن عمرو أوصي ببر الله: به نامِ تو، پروردگارِ ما! من حنظله پسر عمرو هستم؛ سفارش می‌کنم به نیکی به الله» (تصویر سوم). @Al_Meerath
میراث امامان
◾️حسین بن علی (ع) و یادکردِ مقتل یحیی (ع) در مسیر کربلا علی بن زَید بن جُدْعان (د. 129ق) روایتی از علی بن الحسین (ع) نقل می‌کند که در آن از یادکردِ مقتل یحیی پسر زکریای نبی (ع) توسط حسین بن علی (ع) در طول سفر از مکه به کربلا سخن رفته است: ابوالنضر > سلیمان بن مغیره > علی بن زید بن جدعان: علی بن حسین (امام سجاد) برای ما روایت کرد و گفت: همراه با حسین بن علی (ع) [به سوی کربلا] آمدیم؛ در این مسیر، کمتر پیش می‌آمد که در منزلی فرود آییم، مگر اینکه برای ما داستان کشته‌شدن یحیی پسر زکریا را می‌گفت: پادشاهی از پادشاهان از دنیا رفت و همسر و دختری از خود برجای گذاشت. برادرش پادشاهی او را به ارث برد و خواست که با همسر برادرش ازدواج کند. پس با یحیی پسر زکریا دربارۀ این ازدواج مشورت کرد؛ چرا که پادشاهان در آن روزگار به فرمان پیامبران عمل می‌کردند. یحیی به او گفت: "با او ازدواج نکن، چرا که او بدکاره است." آن زن متوجه شد که یحیی دربارۀ او چنین گفته و پادشاه را از این کارمنصرف کرده است... زن گفت: "یا یحیی باید کشته شود یا پادشاه از حکومت بیافتد!" پس به سراغ دخترش رفت، او را آراست و به او گفت: "در حضور بزرگان و درباریان نزد عمویت برو؛ چراکه وقتی تو را ببیند، صدایت می‌زند، تو را در آغوش خود می‌نشاند و می‌گوید: هرچه می‌خواهی از من بخواه، که هرچه بخواهی به تو خواهم داد. پس هرگاه این را به تو گفت، بگو: هیچ چیز از تو نمی‌خواهم جز سرِ یحیی!" رسم پادشاهان آن زمان این بود که اگر یکی از آن‌ها در برابر بزرگان سخنی می‌گفت و به آن عمل نمی‌کرد، از پادشاهی خلع می‌شد. دختر همین کار را کرد. پس پادشاه میان دو انتخاب قرار گرفت: یا مرگ ناشی از کشتن یحیی و یا مرگ ناشی از از دست دادن پادشاهی‌اش. پس او پادشاهی‌اش را انتخاب کرد و یحیی را به قتل رساند و زمین مادر آن دختر را فرو برد (الخطب والمواعظ لأبي عبید، 169). مقتل یحیای تعمیددهنده در انجیل متی 14: 1-12 و انجیل مرقس 6: 14-29 نیز یاد شده است. داستان منقول از امام حسین (ع) هسته‌ای مشترک با روایت‌های متی و مرقس دارد: قتل یحیی (ع) به دلیل مخالفت با یک ازدواج نامشروع در خاندان سلطنتی و توطئۀ ملکه از طریق واسطه قرار دادن دخترش در یک مجلس رسمی. با این حال، تفاوت‌های ظریفی نیز میان آن‌ها وجود دارد که مناسب است در مجال دیگری به آن توجه شود. داستان یادکرد امام حسین (ع) از مقتل یحیی در مسیر کربلا، در دو طریق دیگر هم از علی بن زید روایت شده و می‌توان علی بن زید (د. 129ق) را حلقۀمشترک اصل این حدیث دانست: ... حماد بن سلمة (د. 167ق) > علی بن زید: علی بن الحسین (ع): حسین بن علی (ع) یک روز پیش از قتلش برایم روایت کرد، گفت: «بنی‌اسرائیل پادشاهی داشتند[...]»، پس حدیثی طولانی در خصوص قتل یحیی بن زکریا (ع) گفت (الآحاد والمثاني، 1/ 310؛ مشابه: المعجم الکبیر، 3/ 107). ... سفیان بن عیینه (د. 197ق) > علی بن زید: علی بن الحسین (ع) گفت: با حسین (ع) [از مکه به سوی عراق] بیرون آمدیم، پس در هیچ منزلی فرود نیامد و از آن کوچ نکرد، جز اینکه یحیی بن زکریا (ع) و قتلِ او را یاد کرد. یک روز گفت: از پستی دنیا نزد خدا است که سر یحیی بن زکریا (ع) هدیه شد به بدکاره‌ای از بدکاره‌های بنی‌اسرائیل! (الإرشاد، 2/ 132). نگر: نمودار اسناد حدیث علی بن زید این روایت کهن‌ترین روایت شناخته‌شده دربارهٔ پیوند میان شهادت یحیی (ع) و شهادت حسین بن علی (ع) است؛ پیوندی که در سنت روایی بعدی نیز بارها بازتاب یافته است: از جمله حسین بن علی (ع) "شبیهِ یحیی" خوانده شده و گفته شده که آسمان بر هر دو گریسته و قاتل هر دو ناپاک‌زاده بوده است (قرب الإسناد، 100؛ کامل الزیارات، 77-79، 89-93، 291). * تصویر اول و دوم: دو نقاشی رنگ روغن، اثر کاراواجو (د. 1610م)، نقاش برجستۀ ایتالیایی که آثار مهمی از جمله "شک توماسِ مقدّس" از کارهای اوست. نقاشی اول، "سربریدن یحیای تعمیددهندۀ مقدّس" (1608م) است. این اثر بزرگ‌ترین اثر کاراواجو از نظر ابعاد است (۵.۲ در ۳.۶ متر) و تنها اثر اوست که او آن را امضا کرده است. در این نقاشی جلاد با خونسردی خنجر را کشیده تا کار را تمام کند و دختر (سالومه) با خونسردی، تشت طلا را جلو آورده تا سر بریده را تحویل بگیرد. نقاشی دوم، "سالومه با سر یحیای تعمیددهنده" (نسخۀ لندن؛ حدود 1609-1610م) است که در آن جلّاد سر یحیی را در تشت طلای سالومه قرار می‌دهد. کاراواجو دو نسخه از این نقاشی دارد که در اینجا نسخۀ لندن آمده و نسخۀ مادرید را در این مدخل می‌توانید ببینید. تصویر سوم و چهارم: متن کتاب الخطب المواعظ ابوعبید قاسم بن سلام (د. 224ق) است که در آن مقتل یحیی به روایت علی بن زید از علی بن الحسین (ع) از حسین بن علی (ع) ثبت شده و در ادامه آمده که علی بن زید این روایت را بر سعید بن مسیب عرضه کرد و سعید داستان قتل زکریای نبی را هم برای او گفت. @Al_Meerath
◾️شبیه یحیی بن زکریا (ع) به چند سند روایت شده از حنان بن سدیر از امام صادق (ع) که دربارۀ زیارت امام حسین (ع) فرمود: ... زُرْهُ وَ لَا تَجْفُهُ فَإِنَّهُ سَيِّدُ الشُّهَدَاءِ وَ سَيِّدُ شَبَابِ أَهْلِ الْجَنَّةِ وَ شَبِيهُ‌ يَحْيَى‌ بْنِ زَكَرِيَّا وَ عَلَيْهِمَا بَكَتِ السَّمَاءُ وَ الْأَرْضُ ... حسین را زیارت کن و به او جفا نکن! چه او سرور شهیدان و سرور جوانان اهل بهشت و شبیه یحیی بن زکریا است و بر آن دو آسمان و زمین گریست! 📚 کامل الزیارات، 91، 291؛ مشابه: قرب الإسناد، 100؛ کامل الزیارات، 109، به اختصار؛ ثواب الأعمال، 97، به اختصار. این حدیث یکی از احادیث کهن امامیه در سفارش به زیارت امام حسین (ع) است. حلقۀمشترک اصلی این حدیث، حنان بن سدیر صیرفی است. عبدالصمد بن بشیر و محمد بن اسماعیل بن بزیع نیز به عنوان حلقۀ‌مشترک‌های فرعی‌ این روایت را مستقیماً از حنان روایت می‌کنند و طرق دیگری نیز به حنان منتهی می‌شود. البته پیوند شهادت حسین بن علی (ع) با شهادت یحیی بن زکریا (ع) تنها در روایت حنان از امام صادق (ع) نقل نشده است. در روایات کلیب بن معاویه، عبدالخالق، داود بن فرقد، اسماعیل بن کثیر، و حسن بن زیاد از امام صادق (ع)، قاتل یحیی (ع) و قاتل حسین (ع) در کنار هم و با یک وضعیت یاد شده‌اند: قاتل یحیی بن زکریا (ع) و قاتل حسین بن علی (ع) فرزندِ زنا بودند (کامل الزیارت، 77-79، 91). @Al_Meerath
میراث امامان
◾️پیش‌گویی پسر عمرو عاص از پیروزی قیام حسین بن علی (ع) (در دو فرسته) از جمله گزارش‌های شوکه‌کننده در منابع تاریخی اسلامی، نقلی است که عبدالله بن عمرو بن عاص حدود یک ماه قبل از عاشورای سال 61ق پیش‌گویی می‌کرده که حسین بن علی (ع) در قیام پیروز می‌شود و سلاح دشمنان در بدن او فرو نخواهد رفت! عبدالله بن عمرو، از صحابۀ جوان پیامبر (ص) بوده که یکی از مراجع فقهی نسل‌های بعدی مسلمین شد. طبق این نقل، عبدالله بن عمرو -احتمالاً مانند بسیاری از مردمان معاصرش- توقع دولت عدل بنی‌هاشم را داشته و با شنیدن خبر قیام امام حسین (ع) گمان کرده این قیام، همان قیامِ موعود است و شکست‌ناپذیر خواهد بود. در نگاه اول توقع‌داریم که چنین گزارش‌هایی در منابع خاص شیعه باشد، ولی می‌بینیم که این گزارش‌ها در منابع متقدم عامه ثبت شده است: ◾️نقل سفیان بن عیینه یکی از این گزارش‌ها، نقلی از که سفیان بن عیینه (د. 197ق) -محدث بزرگ مکه و کوفه در قرن دوم- حلقۀ‌مشترک آن است و آن را مستقیماً از پسرِ فرزدق نقل می‌کند: حمیدی > سفیان بن عیینه: لبطة بن فرزدق - در حالی که در حال طواف بود و همراه ابن شُبرُمه بود - برایم حدیث کرد و گفت: پدرم مرا خبر داد که گفت:... وارد مکه شدیم. چون در منا بودیم، به همراهم گفتم: بیا پیش عبدالله بن عمرو برویم و از او درباره حسین و خروجش بپرسیم. پس به منزلش در منا رفتیم. ناگاه کودکانی از آنِ او دیدیم، سیاه‌پوست و خانه‌زاد که بازی می‌کردند. گفتیم: پدرتان کجاست؟ گفتند: در خیمه، دارد وضو می‌گیرد. دیری نپایید که از خیمه‌اش بیرون آمد. از او درباره حسین پرسیدیم. گفت: بدانید که سلاح در او کارگر نخواهد شد... سپس بیرون رفتیم تا به آبی از آنِ خودمان رسیدیم که تَعشار نام داشت. هر کس از کنارمان می‌گذشت از او درباره حسین می‌پرسیدیم، تا اینکه کاروانی از کنارمان گذشت. صدا زدیم: حسین بن علی چه کرد؟ گفتند: کشته شد. گفتم: خدا با عبدالله بن عمرو چنین و چنان کند (الطبقات الکبیر، 6/ 429). عبدالرزاق صنعانی (د. 211ق) نیز همین گزارش را مستقیماً از سفیان بن عیینه نقل کرده (الأمالي في آثار الصحابة، 101) و دیگران آن را با واسطه‌های مختلف از سفیان آورده‌اند (أخبار مکة للفاکهي، 1/ 330؛ المعرفة والتاریخ، 2/ 673). به نظر می‌رسد جزئیات متن شواهدی است بر اینکه با یک گزارش اصیل و واقعی روبه‌رو هستیم: در سند سفیان تذکر می‌دهد که در چه حالی از لبطه پسر فرزدق این داستان را شنیده، در متن هم جزئیات غیر ضروری -مثل حضور دو کودک سیاه‌پوست خانه‌زاد، وضوی عبدالله بن عمرو، رسیدن به تعشار- هست که احتمال ساختگی‌نبودن گزارش را افزایش می‌دهد. افزون بر این، طبق نقل حمیدی، راویِ اصلی -سفیان بن عیینه- خود ظاهر گزارش را قبول نداشته و آن را به معنای دوری تأویل می‌کرده است: سفیان گفت: فرزدق سخن را به غیر معنی - یا گفت: به غیر وجه - حمل کرد. عبدالله بن عمرو تنها گفت: "سلاح در او کارگر نخواهد شد"، یعنی کشته شدن به او زیان نمی‌رساند، با توجه به سوابقی که داشته است (الطبقات الکبیر، 6/ 430). تأویل سفیان به روشنی با متن گزارش و شواهدی که در ادامه خواهد آمد، کاملاً ناسازگار است؛ بنابراین گزارش با مقصودِ سفیان همسو نیست و سفیان نمی‌تواند جاعل آن باشد و باید آن را امانت‌دارانه نقل کرده باشد. @Al_Meerath
نکتۀ جالب دیگر اینکه سفیان تنها از طریق لبطة بن فرزدق به این متن دسترسی نداشته، بلکه او از طریق یک راوی شیعی به نام علاء بن ابی‌العباس هم از امام باقر (ع) که ایشان فرمود: هنگامی که حسین خروج کرد، عبدالله بن عمرو درباره‌اش گفت: سلاح در او کارگر نخواهد شد (الطبقات الکبیر، 6/ 430). ◾️نقل‌های مستقل از سفیان نقلی دیگری ابن سعد از همین دیدار فرزدق ارائه می‌کند که در آن اگرچه جزئیات نقل سفیان نیامده، اشارۀ کلی به پیروزی دنیوی قیام امام حسین (ع) شده است: ... مروان اصفر > فرزدق: با عبدالله بن عمرو ملاقات کردم و به او گفتم: «این مرد [حسین]‌ خروج (قیام) کرده است، نظر تو چیست؟» گفت: «نظرم این است که با او همراه شوی؛ چرا که اگر دنیا را بخواهی به آن می‌رسی و اگر آخرت را بخواهی نیز به آن دست می‌یاب». [فرزدق] گفت: پس به سوی او حرکت کردم. اما هنگامی که در میانۀ راه بودم، خبر کشته شدن او به من رسید. بنابراین نزد عبدالله بن عمرو بازگشتم و گفتم: «آنچه به من گفتی چه شد؟» گفت: «این تنها نظری بود که داشتم [مبتنی بر متن مقدسی نبود]». نقل دیگری نیز ابن‌کلبی (د. 204ق) در مقتل الحسین خود که منبع تاریخ طبری است، آورده که در این نقل گزارش لبطة بن فرزدق از غیر طریق سفیان بن عیینه روایت می‌شود: عوانة بن حکم (د. 158ق) که مقتل‌نویسان عثمانی بوده، نقل می‌کند از لبطة بن فرزدق از پدرش که گفت: ... به راه افتادم تا اینکه ناگهان خیمه‌ای برپا شده در حرم (مکه) دیدم که ظاهر زیبایی داشت. به سوی آن رفتم و متوجه شدم متعلق به عبدالله بن عمرو بن عاص است. او از من پرسید و من از دیدارم با حسین بن علی به او خبر دادم. به من گفت: «وای بر تو! چرا از او پیروی نکردی؟ به خدا سوگند او حتماً به حکومت (قدرت) می‌رسد و سلاح بر او و یارانش کارگر نخواهد بود». به خدا قسم تصمیم گرفتم به او ملحق شوم و سخن او در دلم نشست، اما سپس پیامبران و کشته شدنشان را به یاد آوردم و همین موضوع مرا از پیوستن به آنان بازداشت. پس نزد خانواده‌ام در عُسفان رفتم. به خدا سوگند نزد آن‌ها بودم که کاروانی که از کوفه آذوقه آورده بود نمایان شد. وقتی خبر رسیدن آن‌ها را شنیدم به دنبالشان رفتم تا اینکه صدایم را به آن‌ها رساندم و پیش از آنکه کاملاً به آن‌ها برسم با عجله فریاد زدم: «هان! چه بر سر حسین بن علی آمد؟». به من پاسخ دادند: «بدان که او کشته شد». پس در حالی که عبدالله بن عمرو بن عاص را لعنت می‌کردم، بازگشتم. مردم آن زمان درباره این امر (قیام و پیروزی) سخن می‌گفتند و هر روز و شب منتظر آن بودند. و عبدالله بن عمرو می‌گفت: «درخت و نخل و کودک هنوز رشد نخواهند کرد که این امر آشکار خواهد شد»... (تاریخ الطبري، 5/ 387). این گزارش مستقل از سفیان، جزئیات خیلی جالبی دارد: از جمله اشاره می‌کند به اینکه افزون بر عبدالله بن عمرو، دیگر مردمان آن دوره انتظار قیام موفق اهل‌بیت (ع) را داشتند. همچنین جمله‌ای از عبدالله -احتمالاً خارج از این گفتگو- اضافه می‌کند که فهم اینکه مقصود او دقیقاً همین پیروزی زودهنگام قیام موعود بوده، کمک می‌کند. افزون بر سخنی که در این نقل از عبدالله بن عمرو نقل شده، سخنان دیگری نیز از عبدالله نقل شده که می‌تواند در همین فضا معناده باشد؛ از جمله از عبدالله نقل شده که گفت: حسین در تقدیر خود شتاب کرد. به خدا سوگند، اگر او را درمی‌یافتم، نمی‌توانست خارج شود مگر آنکه بر من چیره می‌شد [و با زور از من عبور می‌کرد]. [کار این امت] با بنی‌هاشم [= پیامبر] آغاز شد و با بنی‌هاشم [= دولت نهایی موعود] به پایان می‌رسد؛ پس هرگاه دیدی که یک هاشمی به حکومت رسیده است، بدان که روزگار به سر آمده است» (تاریخ دمشق، 14/ 203؛ بغیة الطلب، 6/ 141). @Al_Meerath
◾️مرثیهٔ سلیمان بن قتّه (د. ۱۲۶ق) برای شهدای کربلا مَرَرْتُ على أبياتِ آلِ مُحَمَّدٍ … فلم أَرَهَا أمثالَها یَومَ حَلَّتِ بر خانه‌های آل محمد (ص) گذر کردم، اما آن‌ها را آن‌گونه که در روزگارِ اقامت و حضورِ خودِ آن‌ها بود، نیافتم. فلا يُبْعِدِ اللهُ الدِیارَ وأهلَها … وإن أصبَحتْ منهم بِرَغْمِي تَخَلَّتِ خداوند این دیار و اهلش را از رحمت خود دور مگرداند؛ هرچند که امروز این خانه‌ها بر خلاف میل و رغبت من، از حضور آن‌ها خالی شده است. وكانوا لَنَا غَنْماً فَعَادُوا رَزِيَّةً … لقد عَظُمَتْ تلك الرَّزَايَا وجَلَّتِ آنان برای ما مایه غنیمت و برکت بودند، اما به مصیبتی بزرگ تبدیل شدند؛ راستي که آن مصیبت‌ها چقدر بزرگ و سنگین است! وإنَّ قتيلَ الطَّفِّ مِن آلِ هاشمٍ … أَذَلَّ رِقابًا مِن قُرَيشٍ فَذَلَّتِ و همانا آن کشتهٔ سرزمین طَف از خاندان هاشم، [با ریخته شدن خونش] گردن‌های قریشیان را خوار و بی‌مقدار ساخت [پس از آن، دیگران نیز خوار و بی‌مقدار شدند و ابهت و حرمت خون قریش فرو ریخت و راه برای قتل و قمع بعدیِ آن‌ها باز شد]. إذا افْتَقَرَتْ قيسٌ جَبَرْنا فَقِيرَها … وتَقْتُلُنا قيسٌ إذا النَّعْلُ زَلَّتِ هرگاه قبیلهٔ «قِیس» به فقر می‌افتاد، ما تهیدستشان را بی‌نیاز می‌کردیم، اما قیس با اولین لغزش روزگار و به‌دست آوردن فرصت، به کشتن ما برمی‌خیزد! وعندَ غَنِيٍّ قطرةٌ من دمائِنا … سَنَجزِيهم يومًا بها حيثُ حَلَّتِ و نزد قبیلهٔ «غَنِیّ»، قطره‌ای از خون ما است؛ سرانجام روزی آنان را در هر کجا که باشند، به سزای این کار خواهیم رساند. ألم تَرَ أَنَّ الأرضَ أَضحَتْ مَرِيضةً … لِفَقْدِ حُسينٍ والبلادُ اقْشَعَرَّتِ آیا ندیدی که زمین به خاطرِ از دست رفتنِ حسین بیمار و رنجور گشت، و سرزمین‌ها بر خود لرزیدند؟ منظور از خونی که قبیلهٔ غنی از بنی‌هاشم ریختند، یکی از شهدای کربلاست که به دست عبدالله بن عقبه از قبیلهٔ غنی به شهادت رسید (جمهرة النسب، ۴۶۹؛ أنساب الأشراف، ۱۳/ ۲۵۶). همچنین تعدادی از جنایتکاران کربلا از قبیلهٔ قیس یا هم‌پیمان با آن قبیله بودند و از این رو شاعر به آن اشاره می‌کند. این شعر -در کنار اشعار کمیت اسدی (۱۲۶ق)- از جمله مراثی کربلاست که به دورهٔ اموی باز می‌گردد. از جمله شواهد قدمت شعر، درگیرشدن شاعر با قبایل فعال در کربلا و تهدید آن‌ها به انتقام قبیله‌ای است. ابیاتی از این شعر، به شاعر متقدم‌تر، ابودهبل جمحی (۶۳ق) نیز منسوب شده است. این شعر احتمالاً بیش از دیگر مراثی امام حسین (ع) مورد توجه مورخان متقدم بوده است؛ تا جایی که هیثم بن عدی (۲۰۷ق)، ابن سعد (۲۳۰ق)، مصعب زبیری (۲۳۶ق)، زبیر بن بکار (۲۵۶ق)، ابوالفضل ریاشی (۲۵۷ق)، بلاذری (۲۷۹ق)، ابوالعباس مبرد (۲۸۵ق)، و ابوالفرج اصفهانی (۳۵۶ق) این شعر را به زیادت و نقصان و تقدیم و تأخیر ابیات و اختلاف در کلمات روایت کرده‌اند. جالب توجه است که در نقل ابن سعد آمده که عبدالله محض با شنیدن این شعر به شاعر اعتراض می‌کند که چرا به جای «أذل رقابا من قریش فذلت» نگفته: «أذل رقاب المسلمين فذلت»؟ بدین معنی که قتل امام حسین (ع) صرفاً به ذلت قریش منجر نشد بلکه تمام مسلمانان را ذلیل کرد. 📚 الطبقات الکبیر، ۱/ ۵۱۰؛ نسب قریش، ۴۱؛ أنساب الأشراف، ۳/ ۴۲۰، به نقل از هیثم بن عدی؛ الکامل للمبرد، ۱/ ۱۸۰؛ التعازي للمبرد، ۱۰۹، به نقل از ریاشی؛ مقاتل الطالبیین، ۱۲۱؛ تاریخ دمشق، ۱۴/ ۲۵۹، به نقل از زبیر بن بکار. @Al_Meerath