✨ دعای پیامبر خدا (ص) هنگام رؤیت هلال ماه رمضان
... بشر بن إسحاق، عن جابر بن يزيد، عن أبي جعفر، قال: كان النبي ص إذا استهل هلال شهر رمضان أقبل على الناس بوجهه، ثم قال: «اللهم أهله علينا بالأمن، والإيمان، والسلامة، والإسلام، والعافية المجللة، ورفع الأسقام، والعون على الصيام والصلاة وتلاوة القرآن، اللهم سلمنا لرمضان، وسلمه لنا، وتسلمه منا حتى يخرج رمضان وقد غفرت لنا، ورحمتنا، وعفوت عنا»... (فضائل رمضان لابن أبي الدنيا، ص46).
از جابر بن یزید جعفی از ابو جعفر [باقر] (ع) روایت شده است که فرمود:
هنگامی که هلال ماه رمضان نمایان میشد، پیامبر (ص) رو به مردم میکرد و میفرمود:
«بارالها، این ماه را با امنیت و ایمان، سلامت و اسلام، و عافیت گسترده و رفع بیماریها بر ما نو گردان و ما را بر روزهداری، نماز و تلاوت قرآن یاری فرما. خدایا، ما را برای رمضان سالم بدار و رمضان را برای ما سلامت دار تا زمانی که رمضان سپری شود و تو ما را آمرزیده، بر ما رحم آورده، و از ما درگذشته باشی»...
🔍این حدیث از بشر بن اسحاق و عمرو بن شمر از جابر بن یزید جعفی روایت شده است. متن کامل حدیث حاوی دعای پیامبر (ص) هنگام رؤیت هلال ماه رمضان و خطبهٔ پیامبر (ص) دربارهٔ این ماه و عید فطر است. نقلهای مختلف حدیث و نمودار اسناد آن را در اینجا ملاحظه کنید.
@Al_Meerath
میراث امامان
💢 سگکشی؛ دستور پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) یا زیادتی در حدیث سکونی؟
✍️ محمدحسین شیرعلی، امیرحسن خوروش
🔺یکی از نقلهایی که دربارۀ حضرت علی (ع) مورد توجه قرار میگیرد، حدیثی است که در آن آمده پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) دستور دادند که به فلان شهر بروند و هر نقشی را محو کنند، هر قبری را با خاک همسطح کنند، و هر سگی را بکشند.
این حدیث در منابع شیعه تنها از یک راوی نقل شده است: اسماعیل بن ابیزیاد سکونی (محاسن، 2/ 613؛ کافی، 6/ 528). بسیاری به توجیه این حدیث پرداختهاند. ولی تاکنون این حدیث ریشهیابی سندی-متنی نشده تا میزان اصالت تاریخی آن روشن شود.
اسماعیل بن ابیزیاد سکونی -راوی این حدیث-، قاضی بنیعباس و از محدثین بَدنام عامه بوده که مورد انتقاد شدید ناقدان رجالی بوده و متهم به حدیثسازی و سندسازی میشده است (نگر: قندهاری). احادیث او به منابع شیعه هم راه یافته است.
خوشبختانه حدیث دستور پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) مبنی بر تسویۀ قبور و محو تمثالها، ورژنها متعددی در منابع عامه دارد که ریشهیابی این حدیث را مقدور میکند. این حدیث دستکم از 8 راوی از حضرت علی (ع) نقل شده است: حیان بن حصین، حنش کنانی، ابوالمورع، قیس بن ابیحازم، ثعلبة بن یزید، شعبی، و حبیب بن ابیثابت (نگر: نمودار حاضر).
نکتۀ عجیب این است که تحریرهای مختلف این حدیث همگی فاقد بخش «سگکشی» است و صرفاً شامل تسویۀ قبور، محو تماثیل، و تخریب اصنام میشود. از جمله تحریر ابوالمورع که به لحاظ متنی نزدیک به تحریر سکونی است و میتوان ریشۀ باواسطۀ آن باشد، عاری از بخش سگکشی است. بنابراین، در منابع اسلامی صرفاً سکونی است که توصیه به سگکشی را به این حدیث افزوده و این بخش قابلانتساب به حضرت علی (ع) نیست.
با مقایسهٔ نقل سکونی با دیگر نقلهای عامی روشن میشود که بخش سگکشی در حدیث سکونی در واقع برگرفته از حدیث عامی دیگری است که منسوب به ابورافع است (نگر: نمودار حاضر) و ارتباط با نقلهای منتسب به امیرالمؤمنین (ع) ندارد. بر این اساس، سکونی در واقع توصیۀ منقول از پیامبر (ص) به حضرت علی (ع) در منابع عامه را گرفته و با حدیثی دیگر ترکیب کرده و به امام صادق (ع) منسوب کرده است.
🔺 نکتۀ جالب توجه این است که در منابع شیعه یک حدیث دیگر در باب سگکشی هست که آن هم اتفاقاً به روایت سکونی است! سکونی نقل کرده از امام صادق (ع) از امیرالمؤمنین (ع) که فرمود: صیدِ سگ سیاهِ بهیم (سگی که یکدست سیاه است) را نباید خورد؛ زیرا پیامبر خدا (ص) به قتل او دستور دادند! (کافی، 6؛ 206؛ تهذیب، 9/ 80). با جستجوی متن این حدیث در منابع عامه روشن میشود که این نقل هم ریشۀ عامی دارد و در واقع ارتباطی با امام صادق (ع) و امیرالمؤمنین (ع) ندارد:
معمر بن راشد (153ق) و ابن ابیعروبه (156ق) نقل کردهاند که قتادة بن دعامه (117ق) -فقیه بصره- "کراهت داشت نسبت به خوردن صید سگ سیاهِ بهیم؛ زیرا پیامبر خدا (ص) دستور داد به قتل آن" (مصنف عبدالرزاق، 5/ 179؛ مصنف ابن ابیشیبه، 11/ 184). نقل قتاده واژهبهواژه مشابه نقل سکونی است، با این تفاوت که کراهت قتاده نسبت به صید سگِ سیاه، فتوای شخص قتاده است که برگرفته از حدیث منسوب به پیامبر (ص) دربارۀ سگکشی است و در فتوای قتاده اشارهای به چنین فتوایی در میان صحابه -از جمله امیرالمؤمنین (ع)- نشده است.
مهمتر اینکه در تمام باب "في صید الکلب البهیم" در مصنف ابن ابیشیبه، هیچ اشارهای به چنین قولی در میان نسل اول صحابه نشده و صرفاً این فتوا از متوفیان اواخر قرن یکم و اوایل قرن دوم -عروة بن زبیر، ابراهیم بن یزید نخعی، حسن بصری، و قتاده- نقل شده است (مصنف ابن ابیشیبه، 11، 184). بر این اساس، در اینجا سکونی به وضوح فتوای یک تابعی را که متأثر از فضای عامه دربارۀ سگکشی بوده، سرقت کرده به امام علی (ع) منسوب کرده است.
⬅️ در نهایت روشن شد که در میراث شیعه دو حدیث هست که از فرمان سگکشی میگوید و هر دو منتسب به حضرت علی (ع) است و هر دو یک راوی دارد: اسماعیل سکونی. در روایت نخست، سکونی حدیثی منقول از حضرت علی (ع) را با استفاده از حدیثی منسوب به ابورافع تکمیل کرده و بحث سگکشی را بدان افزوده است. در روایت دوم، سکونی از این هم سادهتر عمل کرده و فتوای یک تابعی -قتاده- را به صورت کامل به حضرت علی (ع) منسوب کرده است.
با این همه، باید در نظر داشت که در میراث عامه نقلهای دیگری دربارۀ دستور به سگکشی به پیامبر (ص)، ابوبکر، عثمان، و دیگران منتسب شده است. برخی از این نقلها پیشتر ارزیابی شدهاند (معلمی و دیگران). با این حال، شواهد تازهیابی به دست آمده که نشان میدهد فرمان سگکشی در واقع مربوط به دورۀ مروانی بوده و ارتباطی با اسلام نخستین ندارد که در آینده بیان خواهد شد (با تشکر از محمد قندهاری بابت تذکر این شواهد و نکات دیگر).
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◾️دعای امام حسین (ع) در هنگام جنگ
نقل شده که صبح عاشورا هنگامی که سواران دشمن به سوی امام حسین (ع) هجوم آوردند، ایشان دستهایشان را به سوی آسمان بلند کرده، فرمودند:
اللَّهُمَّ أَنْتَ ثِقَتِي فِي كُلِ كَرْبٍ وَ رَجَائِي فِي كُلِّ شِدَّةٍ، وَأَنْتَ لِي فِي كُلِّ أَمْرٍ نَزَلَ بِي ثِقَةٌ وَعُدَّةٌ، كَمْ مِنْ هَمٍّ يَضْعُفُ فِيهِ الْفُؤَادُ، وَتَقِلُّ فِيهِ الْحِيلَةُ وَيَخْذُلُ فِيهِ الصَّدِيقُ وَيَشْمَتُ فِيهِ الْعَدُوُّ، أَنْزَلْتُهُ بِكَ وَشَكَوْتُهُ إِلَيْكَ، رَغْبَةً مِنِّي إِلَيْكَ عَمَّنْ سِوَاكَ، فَفَرَّجْتَهُ وَكَشَفْتَهُ، وَأَنْتَ وَلِيُّ كُلِّ نِعْمَةٍ وَصَاحِبُ كُلِّ حَسَنَةٍ وَمُنْتَهَى كُلِّ رَغْبَةٍ.
خدایا! تو تکیهگاه من در هر اندوهی، و امیدم در هر سختی هستی! تو در هر کاری که بر من وارد شود، اعتماد و پشتوانهام هستی! چه بسیار اندوهی که در آن دل ناتوان میشود، چاره کم میآید، دوست یاری نمیکند، و دشمن شادمان میشود! آن را نزد تو فرود آوردم، و به تو شکایت کردم؛ به امید تو، نه غیر تو! پس تو آن را گشودی و برطرف کردی! پس تویی وَلیِّ هر نعمتی، صاحب هر نیکی، و نهایتِ هر آرزو!
📚 تاریخ الطبري، 5/ 423 و تاریخ دمشق، 14/ 217، از ابوخالد کاهلی [کابلی؟] از امام حسین (ع)؛ الإرشاد للمفید، 2/ 96 و المصابیح للحسني، 372، از امام سجاد (ع) از امام حسین (ع)؛ الطبقات الکبیر، 6/ 437، به صورت مختصر از امام حسین (ع)
مشابه این دعا از امام صادق (ع) نیز روایت شده (الکافي، 2/578 و تهذیب الأحکام، 3/ 94، از بکر بن محمد ازدی) و گفته شده که هنگامی که امام صادق (ع) دچار امر دشواری میشدند، وضو میگرفتند و دو رکعت نماز میخواندند و پس از آن مشابه این دعا را میخواندند (الدعاء للطبراني، 316، از محمد بن جعفر بن محمد). همچنانکه از ریان بن صلت روایت شده که مشابه همین دعا را از امام رضا (ع) شنید و پس از آن در هر سختی آن را خواند و گشایش برایش حاصل شد (أمالي المفید، 273). این دعا ضمن روایات دیگری هم آمده است (الکافي، 2/ 593؛ تهذیب الأحکام، 3/ 83-84).
@Al_Meerath
◾️وَلَا تَقُولُوا لِمَنْ يُقْتَلُ فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتٌ بَلْ أَحْيَاءٌ وَلَكِنْ لَا تَشْعُرُونَ
وَلَنَبْلُوَنَّكُمْ بِشَيْءٍ مِنَ الْخَوْفِ وَالْجُوعِ وَنَقْصٍ مِنَ الْأَمْوَالِ وَالْأَنْفُسِ وَالثَّمَرَاتِ وَبَشِّرِ الصَّابِرِينَ
الَّذِينَ إِذَا أَصَابَتْهُمْ مُصِيبَةٌ قَالُوا إِنَّا لِلَّهِ وَإِنَّا إِلَيْهِ رَاجِعُونَ
أُولَئِكَ عَلَيْهِمْ صَلَوَاتٌ مِنْ رَبِّهِمْ وَرَحْمَةٌ وَأُولَئِكَ هُمُ الْمُهْتَدُونَ (البقرة: ۱۵۴-۱۵۶)
◾️و آنان را كه در راه خدا كشته مىشوند مرده نخوانيد، بلكه آنان زندهاند ولى شما درك نمىكنيد.
و بىگمان شما را به پارهاى از ترس و گرسنگى و كاهشى از مالها و جانها و كمبود ميوهها مىآزماييم؛ و صابران را نويد ده؛
آنان كه چون مصيبتى بديشان رسد گويند: ما از آن خداييم و همه به سوى او باز مىگرديم.
آنانند كه درودهايى پياپى و رحمتى از پروردگارشان بر آنهاست و آنانند كه رهيافتهاند.
◾️ ایرانِ حسین (ع) تا ابد پیروز است.
وَلَا تَحْسَبَنَّ الَّذِينَ قُتِلُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ أَمْوَاتًا ۚ بَلْ أَحْيَاءٌ عِنْدَ رَبِّهِمْ يُرْزَقُونَ
فَرِحِينَ بِمَا آتَاهُمُ اللَّهُ مِنْ فَضْلِهِ وَيَسْتَبْشِرُونَ بِالَّذِينَ لَمْ يَلْحَقُوا بِهِمْ مِنْ خَلْفِهِمْ أَلَّا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَلَا هُمْ يَحْزَنُونَ
يَسْتَبْشِرُونَ بِنِعْمَةٍ مِنَ اللَّهِ وَفَضْلٍ وَأَنَّ اللَّهَ لَا يُضِيعُ أَجْرَ الْمُؤْمِنِينَ
الَّذِينَ اسْتَجَابُوا لِلَّهِ وَالرَّسُولِ مِنْ بَعْدِ مَا أَصَابَهُمُ الْقَرْحُ ۚ لِلَّذِينَ أَحْسَنُوا مِنْهُمْ وَاتَّقَوْا أَجْرٌ عَظِيمٌ
الَّذِينَ قَالَ لَهُمُ النَّاسُ إِنَّ النَّاسَ قَدْ جَمَعُوا لَكُمْ فَاخْشَوْهُمْ فَزَادَهُمْ إِيمَانًا وَقَالُوا حَسْبُنَا اللَّهُ وَنِعْمَ الْوَكِيلُ
هدایت شده از میراث امامان
◾️دعای امیرالمؤمنین (ع) در هنگام جنگ
خدایا به سوی تو قدمها برداشته شدهاند، و بدنها به زحمت افتادهاند، و دلها روانه شدهاند، و دستها بلند شدهاند، و دیدگان خیره شدهاند! پروردگارا، میان ما و قوممان به حق داوری فرما!
در چند نقل مختلف دعای امیرالمؤمنین (ع) به چند تحریر روایت شده است:
نَصْرٌ عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ عَنْ جَابِرٍ عَنْ تَمِيمٍ قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ إِذَا سَارَ إِلَى الْقِتَالِ ذَكَرَ اسْمَ اللَّهِ حِينَ يَرْكَبُ ثُمَّ يَقُولُ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ عَلَى نِعَمِهِ عَلَيْنَا وَ فَضْلِهِ الْعَظِيمِ سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ» ثُمَّ يَسْتَقْبِلُ الْقِبْلَةَ وَ يَرْفَعُ يَدَيْهِ إِلَى اللَّهِ ثُمَّ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِلَيْكَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ أُتْعِبَتِ الْأَبْدَانُ وَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَ رُفِعَتِ الْأَيْدِي وَ شَخَصَتِ الْأَبْصَارُ- رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ سِيرُوا عَلَى بَرَكَةِ اللَّهِ» ثُمَّ يَقُولُ: «اللَّهُ أَكْبَرُ اللَّهُ أَكْبَرُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَرُ يَا اللَّهُ يَا أَحَدُ يَا صَمَدُ يَا رَبَّ مُحَمَّدٍ- بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ الْعَلِيِّ الْعَظِيمِ- الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ إِيَّاكَ نَعْبُدُ وَ إِيَّاكَ نَسْتَعِينُ اللَّهُمَّ كُفَّ عَنَّا بَأْسَ الظَّالِمِينَ» فَكَانَ هَذَا شِعَارَهُ بِصِفِّينَ
(وقعة صفین، 230).
نَصْرٌ قَيْسُ بْنُ الرَّبِيعِ عَنْ عَبْدِ الْوَاحِدِ بْنِ حَسَّانَ الْعِجْلِيِّ عَمَّنْ حَدَّثَهُ عَنْ عَلِيٍ: أَنَّهُ سَمِعَ يَقُولُ يَوْمَ صِفِّينَ «اللَّهُمَّ إِلَيْكَ رُفِعَتِ الْأَبْصَارُ وَ بُسِطَتِ الْأَيْدِي وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ دَعَتِ الْأَلْسُنُ وَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَ تُحُوكِمَ إِلَيْكَ فِي الْأَعْمَالِ فَاحْكُمْ بَيْنَنَا وَ بَيْنَهُمْ بِالْحَقِ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ غَيْبَةَ نَبِيِّنَا وَ قِلَّةَ عَدَدِنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا وَ شِدَّةَ الزَّمَانِ وَ ظُهُورَ الْفِتَنِ أَعِنَّا عَلَيْهِمْ بِفَتْحٍ تُعَجِّلُهُ وَ نَصْرٍ تُعِزُّ بِهِ سُلْطَانَ الْحَقِّ وَ تُظْهِرُهُ»
(وقعة صفین، 231).
نَصْرٌ عَمْرُو بْنُ شِمْرٍ عَنْ عِمْرَانَ عَنْ سَلَّامِ بْنِ سُوَيْدٍ قَالَ: كَانَ عَلِيٌّ إِذَا أَرَادَ أَنْ يَسِيرَ إِلَى الْحَرْبِ قَعَدَ عَلَى دَابَّتِهِ وَ قَالَ: «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ* عَلَى نِعَمِهِ عَلَيْنَا وَ فَضْلِهِ الْعَظِيمِ- سُبْحانَ الَّذِي سَخَّرَ لَنا هذا وَ ما كُنَّا لَهُ مُقْرِنِينَ وَ إِنَّا إِلى رَبِّنا لَمُنْقَلِبُونَ» ثُمَّ يُوَجِّهُ دَابَّتَهُ إِلَى الْقَبِيلَةِ ثُمَّ يَرْفَعُ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ ثُمَّ يَقُولُ: «اللَّهُمَّ إِلَيْكَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَ رُفِعَتِ الْأَيْدِي وَ شَخَصَتِ الْأَبْصَارُ نَشْكُو إِلَيْكَ غَيْبَةَ نَبِيِّنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا- رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ سِيرُوا عَلَى بَرَكَةِ اللَّهِ» ثُمَّ يَحْمِلُ فيُورِدُ وَ اللَّهِ مَنِ اتَّبَعَهُ [وَ مَنْ حَادَّهُ] حِيَاضَ الْمَوْتِ
(وقعة صفین، 231).
فَلَمَّا رَأَى أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ ع مَا قَدِمَ عَلَيْهِ الْقَوْمُ مِنَ الْعِنَادِ وَ اسْتَحَلُّوهُ مِنْ سَفْكِ الدَّمِ الْحَرَامِ رَفَعَ يَدَيْهِ إِلَى السَّمَاءِ وَ قَالَ: اللَّهُمَّ إِلَيْكَ شَخَصَتِ الْأَبْصَارُ وَ بُسِطَتِ الْأَيْدِي وَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَ تقرّبت إِلَيْكَ بِالْأَعْمَالِ رَبَّنَا افْتَحْ بَيْنَنا وَ بَيْنَ قَوْمِنا بِالْحَقِّ وَ أَنْتَ خَيْرُ الْفاتِحِينَ
(الجمل للمفید، 341).
و من دعاء له ع كان ع يقول إذا لقي العدو محاربا: اللَّهُمَّ إِلَيْكَ أَفْضَتِ الْقُلُوبُ وَ مُدَّتِ الْأَعْنَاقُ وَ شَخَصَتِ الْأَبْصَارُ وَ نُقِلَتِ الْأَقْدَامُ وَ أُنْضِيَتِ الْأَبْدَانُ اللَّهُمَّ قَدْ صَرَّحَ مَكْنُونُ الشَّنَآنِ وَ جَاشَتْ مَرَاجِلُ الْأَضْغَانِ اللَّهُمَّ إِنَّا نَشْكُو إِلَيْكَ غَيْبَةَ نَبِيِّنَا وَ كَثْرَةَ عَدُوِّنَا وَ تَشَتُّتَ أَهْوَائِنَا
(نهج البلاغة، 237).
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️ پیشوایی که ز شوق دیدار◼️
◼️ میکند قاتل خود را بیدار ◼️
حدثنا الحسين نا عبد الله نا يوسف بن موسى نا عبيد الله بن موسى قال أخبرنا الحسن بن دينار عن الحسن قال سهر علي عليه السلام في تلك الليلة فقال إني مقتول لو قد أصبحت قال فجاءه مؤذنه بالصلاة فقام فمشى قليلا ثم رجع فقالت له ابنته مر جعدة يصلي بالناس قال لا مفر من الأجل ثم قام فخرج فمر على صاحبه وقد سهر ليله ينتظره قد غلبته عينه فضربه برجله وقال الصلاة فقام فلما رأى عليا ضربه قال الحسن أنى علم هذا (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص28؛ مشابه: شرح الأخبار، ج2، ص430؛ الإرشاد، ج1، ص16).
نقل شده از حسن بصری که گفت: علی (ع) در آن شب بیدار بود و گفت: اگر صبح شود کشته میشوم! مؤذن او برای نماز نزدش آمد. علی کمی پیاده رفت. سپس بازگشت. دخترش [ام کلثوم] بدو گفت: بگو که جعدة [بن هبیرة؛ پسرخواهر علی (ع)] نماز جماعت را بخواند! علی فرمود: فراری از اجل نیست. سپس علی برخاست و بیرون رفت. در راه از کنار قاتل خویش گذر کرد در حالی که تمام شب در انتظار علی بیدار بود و خواب بر چشمانش غلبه کرده بود. علی با پایش بدو زد و گفت: نماز... حسن بصری گفت: علی چگونه این را میدانست؟!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️رهایشان کنید که نوحهخوان هستند
.. الحسن بن كثير عن أبيه وكان أدرك عليا قال خرج علي إلى صلاة الفجر فاستقبله الوز يصحن في وجهه فجعلنا نطردهن عنه فقال دعوهن فإنهن نوائح (مقتل ابن أبي الدنیا، ص27؛ مشابه: فضائل الصحابة لأحمد، ج2، ص560؛ معجم الصحابة للبغوي، ج4، ص366؛ شرح الأخبار، ج2، ص431؛ مروج الذهب، ج2، ص403؛ الإرشاد، ج1، ص17، 321؛ أسد الغابة، ج4، ص102).
نقل شده از حسن بن کثیر احمسی بجلی از پدرش -که علی (ع) را درک کرده بود- که گفت: [در شبی که دشمن خدا ابن ملجم، هنگام نماز صبح به سر شریف علی (ع) ضربت زد] علی (ع) برای نماز صبح بیرون آمد. پس مرغابیها رویاروی او آمده، در پیش روی او صیحه میزدند. ما خواستیم که آنها را دور کنیم. علی (ع) فرمود: رهایشان کنید که نوحهخوان هستند!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️چه بازمیدارد شقیترین آنها را؟!
حدثنا يزيد بن هارون عن هشام بن حسان عن محمد عن عبيدة قال: قال علي: ما يحبس أشقاها أن يجيء فيقتلني، اللهم إني قد سئمتهم وسئموني فأرحني منهم وأرحهم مني (مصنف ابن أبي شیبة، ج21، ص183؛ مشابه: الطبقات لابن سعد، ج3، ص24).
نقل شده از محمد بن سیرین (د. 110ق) از عبیدة بن عمرو (د. 62ق یا پس از آن) که گفت: علی (ع) فرمود: چه بازمیدارد شقیترین آنها را از آن که بیاید و مرا به قتل برساند؟! خداوندا من از ایشان خسته شدم و آنان از من خسته شدند! پس آنها را از من آسوده کن و مرا از آنان آسوده کن!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️بلکه کشته میشوم...
حدثنا عبد الله، حدثني علي بن حكيم الأودي، أخبرنا شريك، عن عثمان بن أبي زرعة، عن زيد بن وهب، قال: قدم على علي قوم من أهل البصرة من الخوارج، فيهم رجل يقال له: الجعد بن بعجة، فقال له: اتق الله يا علي، فإنك ميت. فقال علي: بل مقتول، ضربة على هذا تخضب هذه - يعني لحيته من رأسه - عهد معهود، وقضاء مقضي، وقد خاب من افترى... (مسند أحمد، ط الرسالة، ج2، ص110-111؛ مشابه: مسند أبي داود الطیالسي، ج1، ص133؛ السنة لابن أبي عاصم، ج2، ص447؛ الغارات، ج1، ص66-67؛ المستدرك علی الصحیحین، ط دار المعرفة، ج3، ص143؛ شرح الأخبار، ج2، ص428-429).
نقل شده از زید بن وهب (د. 96ق) که گفت: گروهی از اهل بصره بر علی (ع) وارد شدند؛ در میان آنها کسی از خوارج بوده که نامش جعد بن بعجة بود. او به علی (ع) گفت: از خدا پروا کن ای علی! چه به زودی خواهی مرد! علی (ع) فرمود: بلکه کشته خواهم شد! با ضربتی بر این (یعنی سرش) که این (یعنی لحیهاش) را [از خون] خضاب میکند؛ پیمانی است که بسته شده و قضائی است که قطعی شده است. و البته آنکه دروغ بست، نومید و زیانکار گشت.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
غسل شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى و ابن أبي عمير عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ع قال سمعته يقول الغسل من الجنابة و يوم الجمعة و العيدين و حين تحرم و حين تدخل مكة و المدينة و يوم عرفة و يوم تزور البيت و حين تدخل الكعبة و في ليلة تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين من شهر رمضان و من غسل ميتا (الکافي، ج3، ص40).
نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمود: غسل اینهاست: از جنابت، روز جمعه، عید فطر و عید قربان، هنگامی که مُحرِم میشوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه میشوی، روز عرفه، روزی که خانۀ [خدا] را زیارت میکنی، هنگامی که وارد کعبه میشوی، شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم ماه رمضان، و هرکس میّتی را غسل داد.
💠محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين و صفوان بن يحيى و علي بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أحدهما ع قال: الغسل في ليال من شهر رمضان في تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين و أصيب أمير المؤمنين صلوات الله عليه في ليلة تسع عشرة و قبض في ليلة إحدى و عشرين صلوات الله عليه قال و الغسل في أول ليلة و هو يجزئ إلى آخره (الکافي، ج4، ص154).
از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: غسل در شبهای ماه رمضان، در این شبهاست: نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم. امیرالمؤمنین -صلوات الله علیه- در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بیستویکم از دنیا رفت. صلوات خدا بر او باد! فرمود: غسل [شبهای ماه رمضان] در اول شب انجام میشود و تا پایان شب کافی است.
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى عن منصور بن حازم عن سليمان بن خالد قال: سألت أبا عبد الله ع كم أغتسل في شهر رمضان ليلة قال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قال قلت فإن شق علي قال في إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن شق علي قال حسبك الآن (الکافي، ج4، ص153).
از سلیمان بن خالد نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: شب نوزدهم و شب بیستویکم و بیستوسوم. سلیمان گفت: گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: در شب بیستویکم و بیستوسوم. گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: دیگر بس است!
💠إبراهيم بن إسحاق الأحمري عن جماعة عن ابن فضال عن عبد الله بن بكير عن أبيه بكير بن أعين قال: سألت أبا عبد الله ع في أي الليالي أغتسل في شهر رمضان قال في تسع عشرة و في إحدى و عشرين و في ثلاث و عشرين و الغسل أول الليل قلت فإن نام بعد الغسل قال هو مثل غسل يوم الجمعة إذا اغتسلت بعد الفجر أجزأك (تهذیب الأحکام، ج1، ص373).
از بکیر بن اعین نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای در ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: در نوزدهم، و در بیستویکم، و در بیستوسوم. غسل [این شبها] در اول شب است. گفتم: اگر شخص بعد از غسل به خواب رفت چه؟ فرمود: مانند غسل جعه است. هنگامی که بعد از فجر غسل کردی، برایت کافی است.
@Al_Meerath