هدایت شده از میراث امامان
◼️رهایشان کنید که نوحهخوان هستند
.. الحسن بن كثير عن أبيه وكان أدرك عليا قال خرج علي إلى صلاة الفجر فاستقبله الوز يصحن في وجهه فجعلنا نطردهن عنه فقال دعوهن فإنهن نوائح (مقتل ابن أبي الدنیا، ص27؛ مشابه: فضائل الصحابة لأحمد، ج2، ص560؛ معجم الصحابة للبغوي، ج4، ص366؛ شرح الأخبار، ج2، ص431؛ مروج الذهب، ج2، ص403؛ الإرشاد، ج1، ص17، 321؛ أسد الغابة، ج4، ص102).
نقل شده از حسن بن کثیر احمسی بجلی از پدرش -که علی (ع) را درک کرده بود- که گفت: [در شبی که دشمن خدا ابن ملجم، هنگام نماز صبح به سر شریف علی (ع) ضربت زد] علی (ع) برای نماز صبح بیرون آمد. پس مرغابیها رویاروی او آمده، در پیش روی او صیحه میزدند. ما خواستیم که آنها را دور کنیم. علی (ع) فرمود: رهایشان کنید که نوحهخوان هستند!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️چه بازمیدارد شقیترین آنها را؟!
حدثنا يزيد بن هارون عن هشام بن حسان عن محمد عن عبيدة قال: قال علي: ما يحبس أشقاها أن يجيء فيقتلني، اللهم إني قد سئمتهم وسئموني فأرحني منهم وأرحهم مني (مصنف ابن أبي شیبة، ج21، ص183؛ مشابه: الطبقات لابن سعد، ج3، ص24).
نقل شده از محمد بن سیرین (د. 110ق) از عبیدة بن عمرو (د. 62ق یا پس از آن) که گفت: علی (ع) فرمود: چه بازمیدارد شقیترین آنها را از آن که بیاید و مرا به قتل برساند؟! خداوندا من از ایشان خسته شدم و آنان از من خسته شدند! پس آنها را از من آسوده کن و مرا از آنان آسوده کن!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◼️بلکه کشته میشوم...
حدثنا عبد الله، حدثني علي بن حكيم الأودي، أخبرنا شريك، عن عثمان بن أبي زرعة، عن زيد بن وهب، قال: قدم على علي قوم من أهل البصرة من الخوارج، فيهم رجل يقال له: الجعد بن بعجة، فقال له: اتق الله يا علي، فإنك ميت. فقال علي: بل مقتول، ضربة على هذا تخضب هذه - يعني لحيته من رأسه - عهد معهود، وقضاء مقضي، وقد خاب من افترى... (مسند أحمد، ط الرسالة، ج2، ص110-111؛ مشابه: مسند أبي داود الطیالسي، ج1، ص133؛ السنة لابن أبي عاصم، ج2، ص447؛ الغارات، ج1، ص66-67؛ المستدرك علی الصحیحین، ط دار المعرفة، ج3، ص143؛ شرح الأخبار، ج2، ص428-429).
نقل شده از زید بن وهب (د. 96ق) که گفت: گروهی از اهل بصره بر علی (ع) وارد شدند؛ در میان آنها کسی از خوارج بوده که نامش جعد بن بعجة بود. او به علی (ع) گفت: از خدا پروا کن ای علی! چه به زودی خواهی مرد! علی (ع) فرمود: بلکه کشته خواهم شد! با ضربتی بر این (یعنی سرش) که این (یعنی لحیهاش) را [از خون] خضاب میکند؛ پیمانی است که بسته شده و قضائی است که قطعی شده است. و البته آنکه دروغ بست، نومید و زیانکار گشت.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
غسل شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى و ابن أبي عمير عن معاوية بن عمار عن أبي عبد الله ع قال سمعته يقول الغسل من الجنابة و يوم الجمعة و العيدين و حين تحرم و حين تدخل مكة و المدينة و يوم عرفة و يوم تزور البيت و حين تدخل الكعبة و في ليلة تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين من شهر رمضان و من غسل ميتا (الکافي، ج3، ص40).
نقل شده که امام صادق علیه السلام فرمود: غسل اینهاست: از جنابت، روز جمعه، عید فطر و عید قربان، هنگامی که مُحرِم میشوی، هنگامی که وارد مکه و مدینه میشوی، روز عرفه، روزی که خانۀ [خدا] را زیارت میکنی، هنگامی که وارد کعبه میشوی، شب نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم ماه رمضان، و هرکس میّتی را غسل داد.
💠محمد بن يحيى عن محمد بن الحسين و صفوان بن يحيى و علي بن الحكم عن العلاء بن رزين عن محمد بن مسلم عن أحدهما ع قال: الغسل في ليال من شهر رمضان في تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين و أصيب أمير المؤمنين صلوات الله عليه في ليلة تسع عشرة و قبض في ليلة إحدى و عشرين صلوات الله عليه قال و الغسل في أول ليلة و هو يجزئ إلى آخره (الکافي، ج4، ص154).
از امام باقر (ع) یا امام صادق (ع) نقل شده که فرمود: غسل در شبهای ماه رمضان، در این شبهاست: نوزدهم، بیستویکم، و بیستوسوم. امیرالمؤمنین -صلوات الله علیه- در شب نوزدهم ضربت خورد و در شب بیستویکم از دنیا رفت. صلوات خدا بر او باد! فرمود: غسل [شبهای ماه رمضان] در اول شب انجام میشود و تا پایان شب کافی است.
💠محمد بن إسماعيل عن الفضل بن شاذان عن صفوان بن يحيى عن منصور بن حازم عن سليمان بن خالد قال: سألت أبا عبد الله ع كم أغتسل في شهر رمضان ليلة قال ليلة تسع عشرة و ليلة إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قال قلت فإن شق علي قال في إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن شق علي قال حسبك الآن (الکافي، ج4، ص153).
از سلیمان بن خالد نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: شب نوزدهم و شب بیستویکم و بیستوسوم. سلیمان گفت: گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: در شب بیستویکم و بیستوسوم. گفتم: اگر بر من دشوار باشد؟ فرمود: دیگر بس است!
💠إبراهيم بن إسحاق الأحمري عن جماعة عن ابن فضال عن عبد الله بن بكير عن أبيه بكير بن أعين قال: سألت أبا عبد الله ع في أي الليالي أغتسل في شهر رمضان قال في تسع عشرة و في إحدى و عشرين و في ثلاث و عشرين و الغسل أول الليل قلت فإن نام بعد الغسل قال هو مثل غسل يوم الجمعة إذا اغتسلت بعد الفجر أجزأك (تهذیب الأحکام، ج1، ص373).
از بکیر بن اعین نقل شده که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) پرسیدم: در کدام شبهای در ماه رمضان غسل کنم؟ فرمود: در نوزدهم، و در بیستویکم، و در بیستوسوم. غسل [این شبها] در اول شب است. گفتم: اگر شخص بعد از غسل به خواب رفت چه؟ فرمود: مانند غسل جعه است. هنگامی که بعد از فجر غسل کردی، برایت کافی است.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
عَبْدُ الرَّزَّاقِ ، عَنِ الثَّوْرِيِّ... قَالَ: وَأَخْبَرَنِي جَعْفَرُ بْنُ مُحَمَّدٍ، عَنْ أَبِيهِ أَنَّ عَلِيًّا كَانَ يَتَحَرَّى لَيْلَةَ الْقَدْرِ لَيْلَةَ تِسْعَ عَشْرَةَ، وَإِحْدَى وَعِشْرِينَ، وَثَلَاثٍ وَعِشْرِينَ (مصنف عبد الرزاق، ج4، ص251).
سفیان ثوری نقل میکند از امام صادق علیه السلام از پدرشان امام باقر علیه السلام که علی (ع) شب قدر را در شب نوزدهم و بیستویکم و بیستوسوم میجست.
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ عَنْ عَلِيِّ بْنِ الْحَكَمِ عَنِ ابْنِ بُكَيْرٍ عَنْ زُرَارَةَ قَالَ قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ ع التَّقْدِيرُ فِي لَيْلَةِ تِسْعَ عَشْرَةَ وَ الْإِبْرَامُ فِي لَيْلَةِ إِحْدَى وَ عِشْرِينَ وَ الْإِمْضَاءُ فِي لَيْلَةِ ثَلَاثٍ وَ عِشْرِينَ (الکافي، ج4، ص159).
از زراره از امام صادق علیه السلام نقل شده است: تقدیر و برآورد در شب نوزدهم است و محکمکردن در شب بیستویکم و قطعیکردن در شب بیستوسوم.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
💠 عدة من أصحابنا عن أحمد بن محمد عن علي بن الحكم عن سيف بن عميرة عن حسان بن مهران عن أبي عبد الله ع قال: سألته عن ليلة القدر فقال التمسها في ليلة إحدى و عشرين أو ليلة ثلاث و عشرين (الکافي، ج4، ص156).
نقل شده از حسان بن مهران که گفت: از ابوعبدالله [صادق] (ع) دربارۀ شب قدر پرسیدم. فرمود: آن را در شب بیستویکم یا شب بیستوسوم بجوی!
💠 عنه عن ابن أبي عمير عن ابن بكير عن زرارة عن أبي جعفر ع قال: سألته عن ليلة القدر قال هي ليلة إحدى و عشرين أو ثلاث و عشرين قلت أ ليس إنما هي ليلة قال بلى قلت فأخبرني بها فقال و ما عليك أن تفعل خيراً في ليلتين (تهذیب الأحکام، ج3، ص58).
نقل شده از زراره که گفت: از ابوجعفر [باقر] (ع) دربارۀ شب قدر پرسیدم. فرمود: شب بیستویکم یا بیستوسوم است...
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◾️ یک جمعه قبل از شب ضربت
... یک جمعه قبل [از شب ضربت علی (ع)]، علی (ع) بر منبر ایستاد و فرمود: «بر زبان پیامبرِ اُمِّی (ص) در میان آنچه مقرَّر شد، این مقرر شد که [خطاب به من فرمود]: "هیچ مؤمنی تو را دشمن نمیدارد و هیچ کافری تو را دوست نمیدارد" و قطعاً زیانکار است کسی که بار گناهی بر دوش کشد و دروغ ببندد. من در شب گذشته در خواب دیدم که شیطانی ضربهای بر من وارد کرد و محاسنم از خون تازهٔ سرم خضاب شد، و این مرا اندوهگین نکرد. [سپس علی (ع) خطاب به خود فرمود:] بدان ای علی! که تو کشته خواهی شد، انشاءالله. پس شقیترینِ آنها چه انتظار میکشد جز اینکه این [محاسن] را با این [خون سر] خضاب کند؟!». سپس دست راستش را بر محاسن خود کشید و بعد بر سرش، و سپس از منبر پایین آمد... (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص35؛ مشابه: شرح الأخبار، ج1، ص159-160).
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
📕 دو قصیده از بَکر بن حمّاد تاهَرْتی (د. 296ق) دربارۀ ابن ملجم مرادی
عمران بن حِطَّان شیبانی (د. 84ق) از بزرگان خوارج است که در شعرش ابن ملجم مرادی را به سبب قتل امیرالمؤمنین (ع) ستوده است:
يَا ضَرْبَةً مِنْ تَقِيٍّ مَا أَرَادَ بِهَا … إلَّا لِيَبْلُغَ مِنْ ذِي الْعَرْشِ رِضْوَانًا
إنِّي لَأَذْكُرُهُ حِينًا فَأَحْسَبُهُ … أَوْفَى الْبَرِّيَّةِ عِنْدَ اللَّهِ مِيزَانًا
(الکامل للمبرد، ج3، ص125؛ قبول الأخبار للکعبي، ج1، ص214).
این شعر او در مدح ابن ملجم بسیار مورد توجه قرار گرفته و افراد مختلفی شعر او را نقض کردهاند و بر او ردیهای گفتهاند؛ از جمله: عبدالقاهر بغدادی (الفرق بین الفرق، ص72)، قاضی ابوالطیب طبری (الأذکیاء لابن الجوزي، ص210؛ الإصابة لابن حجر، ج5، ص232)، ابوالمعالی (قلائد الجمان، ج2، ص133)، طاهر بن محمد اسفراینی، سید حمیری (طبقات الشافعیة الکبری للسبکي، ج1، ص290)، و محمد بن محمد غَزِّی (الکواکب السائرة، ج3، ص8).
در این میان، بکر بن حماد تاهَرْتی (200-296ق) -شاعری از شهر تیارت در شمال الجزائر- دو قصیده دربارۀ قتل امیرالمؤمنین (ع) به دست ابن ملجم گفته است:
در قصیدۀ نخست به روشنی قصیدۀ عمران بن حطان را نقض کرده و به مناقب امیرالمؤمنین (ع) -چون سبقت در اسلام و علم به قرآن و سنت و حدیث منزلت و دلاوری ایشان- اشاره کرده و پس از آن، از شقاوت ابن ملجم و همطرازی او با شقیِ پیشینیان -پیکنندۀ شتر صالح (ع)- آگاهیدادن امیرالمؤمنین (ع) از کیفیت شهادتشان گفته است (الاستیعاب لابن عبد البر، ت الترکي، ج5، ص375؛ الحماسة المغربیة للجراوي، ج2، ص795؛ الکامل لابن الأثیر، ت تدمري، ج2، ص745؛ الجوهرة للبُرِّي، ج2، ص270).
در قصیدۀ دوم، از این گفته که علی (ع) دست بر محاسن خویش زد و از خضابشدنش با خون سرش خبر داد و از این گفته که ابن ملجم به دلیل مهریهٔ شوم قطام دست به قتل امیرالمؤمنین (ع) زد و امیرالمؤمنین (ع) به فوزِ شهادت رسید و ابن ملجم به دوزخ شتافت (الاستیعاب، ج5، ص381؛ الحماسة المغربیة، ج2، ص793؛ الجوهرة، 2، ص272).
در اینجا هر دو قصیدۀ بکر بن حماد را بر اساس نقل ابن عبدالبر (د. 463ق) در الاستیعاب میآوریم:
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
🖋 قصیدۀ نخست بکر بن حماد
قُلْ لِابنِ مُلْجَمَ وَالأقْدارُ غالِبَةٌ … هَدَمتَ وَيْلَكَ لِلإسلامِ أَرْكَانَا
بگو به ابن ملجم -با آنکه تقدیر چیره است!-: وای بر تو! تو ستونهایی از اسلام را ویران کردی!
قَتَلتَ أَفضَلَ مَن يَمشِي عَلَى قَدَمٍ … وَأَوَّلَ النَّاسِ إِسلامًا وَإِيمانَا
تو بهترین انسانی را کُشتی که [بر زمین] گام نهاده، و نخستینِ مردم در اسلامآوردن و ایمانآوردن را
وَأَعلمَ النَّاسِ بِالقرآنِ ثُمَّ بِما … سَنَّ الرَّسولُ لَنا شَرْعًا وَتِبيانَا
و داناترین مردم را به قرآن، و به آنچه پیامبر (ع) از باب تشریع و تبیین برای ما سنّت نهاد.
صِهْرَ النبيِّ وَمَوْلاهُ وَناصِرَهُ … أَضْحَتْ مَناقِبُهُ نُورًا وَبُرْهانَا
دامادِ پیامبر (ص) و پسرعموی او و یاورِ او را؛ که مناقبِ او، آشکار و درخشان شد.
وَكانَ مِنهُ عَلَى رَغْمِ الحَسودِ لَهُ … مَكانَ هارونَ مِن مُوسَى بنِ عِمْرانَا
و او به کوری چشم حسودانش، نسبت به پیامبر (ص) در جایگاه هارون (ع) بود نسبت به موسی بن عمران (ع).
وَكانَ في الحَربِ سَيْفًا صارِمًا ذَكَرً[ا] … لَيثًا إِِذا لَقِيَ الأقرانُ أقْرانَا
و او در میدان جنگ، شمشیری تیز و بُرّان بود و شیری بود هنگامی که پهلوانان به هم میرسیدند.
ذَكَرْتُ قاتِلَه وَالدَّمعُ مُنحدِرٌ … فقلتُ سُبْحانَ رَبِّ الناسِ سُبْحانَا
قاتلش را یاد کردم در حالی که اشک میریختم، پس گفتم: سبحان الله! سبحان الله!
إِنِّي لَأَحسَبُهُ ما كانَ مِن بَشَرٍ … يَخشَى المَعادَ وَلٰكنْ كانَ شَيْطانَا
بهراستی گمان میکنم او [ابن ملجم] آدمیزاد نبود که از معاد بترسد؛ بلکه او شیطانی بود.
أَشقَى مُرادٍ إِذا عُدَّتْ قَبائِلُها … وَأَخسَرُ الناسِ عِندَ اللهِ مِيزانَا
هنگامی که قبیلههای «مُراد» شمرده شود، او بدبختترین آنهاست، و زیانکارترین انسان نزد خدا در وزن اعمال است.
كَعاقِرِ النَّاقةِ الأُولى التي جَلَبَتْ … عَلَى ثَمودَ بأَرضِ الحِجْرِ خُسْرانَا
مانند آنکه شتر [در روزگاران] کهن را پی کرد؛ همان شتری که برای قوم «ثمود» در سرزمین «حِجْر»، هلاکت آورد.
قَد كانَ يُخبِرُهم أَن سَوفَ يَخْضِبُها … قَبلَ المَنيَّةِ أَزمانًا فأَزمانَا
او [علی (ع)] پیشتر بارها و بارها قبل از درگذشتش به آنها خبر میداد که به زودی این محاسن را [با خون] خضاب خواهد کرد.
فَلا عَفَی اللهُ عَنهُ ما تَحَمَّلَهُ … وَلَا سَقَى قَبرَ عِمرانَ بنِ حِطَّانَا
پس خدا آن گناهی را که او [ابن ملجم] به دوش کشید، بر او نبخشاید! و بر قبر عِمران بن حِطّان رحمت نفرستد!
لِقَولِهِ فِي شَقِيٍّ ظَلَّ مُجْتَرِمًا … وَنالَ ما نالَهُ ظُلْمًا وَعُدْوَانَا:
بهخاطر سخن عمران بن حطان دربارۀ شقیای [ابن ملجم] که پیوسته مُجرم بود، و از روی ظلم تجاوز رسید به آنچه رسید:
«يا ضَربةً مِن تَقِيٍّ ما أرادَ بِها … إلَّا لِيَبلُغَ مِن ذِي العَرشِ رِضوانَا»
«وه! چه ضربتی از پرهیزگاری که هدفش چیزی نبود جز رسیدن به رضوانِ خدای صاحب عرش!».
بَل ضَربةٌ مِن غَوِيٍّ أورَدَتْهُ لَظًى … فَسَوفَ يَلقَى بِها الرحمٰنَ غَضبانَا
نه! بلکه ضربتی بود از گمراهی که او را به دوزخ کشاند، پس به زودی با آن ضربت، رحمٰن را خشمگین دیدار خواهد کرد.
كَأنَّه لم يُرِدْ قَصْدًا بِضَربتِهِ … إلَّا لِيَصْلَی عذابَ الخُلْدِ نِيرانَا
گویی هیچ هدفی از آن ضربت نداشت جز آنکه به آتشِ جاودانِ دوزخ گرفتار شود.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
🖋 قصیدۀ دوم بکر بن حماد
وهَزَّ عليٌّ بالعِراقَيْنِ لِحْيَةً … مُصِيبتُها جَلَّت على كلِّ مُسْلِمِ
و علی (ع) در سرزمین عراقین (کوفه و بصره) محاسنی را جنباند [= دست بر محاسن خویش زد] که مصیبت آن بر هر مسلمانی گران است.
فَقالَ سَيَأْتيها مِن اللهِ حادِثٌ … وَيَخْضِبُها أشقَى البَرِيَّةِ بالدَّمِ
پس فرمود: به زودی حادثهای از جانب خدا بر آن (محاسن) خواهد آمد، و بدبختترینِ مردمان آن را با خون، خضاب خواهد کرد [1].
فَبَاكرَهُ بِالسَّيفِ شَلَّتْ يَمِينُهُ … لِشُؤْمِ قَطَام عندَ ذاكَ ابنُ مُلْجَمِ
پس بامدادان ابنملجم -دستش فلج باد!- از شومیِ قطام [2] با شمشیر به علی (ع) هجوم آورد.
فَيا ضَرْبةً مِن خَاسِرٍ ضَلَّ سَعْيُهُ [3] … تبَوَّأَ مِنها مَقْعَدًا في جَهَنَّمِ
وه! چه ضربتی از زیانکاری که تلاشش بیهوده بود! او از آن ضربت، در جهنم جای گرفت.
فَفازَ أميرُ المؤمنينَ بِحَظِّهِ … وَإِنْ طَرَقَتْ فِيها الخُطُوبُ بِمُعْظَمِ
پس امیرالمؤمنین (ع) به بهرهٔ خویش [شهادت] رسید، گرچه در آن بزرگترین مصیبتها رخ داد.
ألَا إِنَّما الدُّنيا بَلاءٌ وَفِتْنَةٌ … حَلَاوتُها شِيبَتْ بِصَابٍ وعَلْقَمِ
بدان که دنیا آزمایش و فتنه است؛ شیرینیاش با تلخی درآمیخته است.
1. اشاره به اینکه امیرالمؤمنین (ع) در کوفه دست بر محاسنِ خویش گذاشت و از این خبر داد که «أشقی: بدبختترین» آن محاسن را به خون سر، خضاب خواهد کرد (نمونه: مصنف عبد الرزاق، ط 1437ق، ج10، ص338؛ أنساب الأشراف، ط الفکر، ج3، ص260؛ مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص35).
2. اشاره به این حکایت که ابن ملجم به قصد قتل امیرالمؤمنین (ع) به کوفه آمده و در آنجا قَطام بنت شِجنَة را خواستگاری کرد و اتفاقاً قطام به او گفت که مهریهاش 3000 درهم و قتل علی بن ابیطالب (ع) است (نمونه: الطبقات الکبیر، ط الخانجي، ج3، ص34-35؛ مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص32-33؛ تاریخ الطبري، ج5، ص144).
3. اشاره به آیۀ شریفۀ ﴿الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا﴾ (الكهف: 104). در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) این آیه بر خوارج تطبیق داده شده است (نمونه: تفسیر یحیی بن سلام، ج1، ص210؛ تفسیر عبد الرزاق، ج3، ص234؛ تفسیر الطبري، ت الترکي، ج15، ص426-427؛ المستدرك علی الصحیحین، ط الرسالة، ج4، ص297).
@Al_Meerath
◾️ قرآن کریم، سورهٔ یونس: ۸۸:
وَقَالَ مُوسَىٰ: رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ ۖ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ.
و موسى گفت: پروردگارا، تو فرعون و سران او را در زندگانى دنيا زينت و اموالى دادهاى، پروردگارا، تا [بندگانت را] از راه تو گمراه سازند! پروردگارا، مالهاى آنان را تباه ساز و دلهاى آنان را سخت کن تا ديگر ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند!
◾️کتاب مقدس، سفر خروج ۱۴: ۱-۴:
خداوند به موسی فرمود: «... فرعون گمان خواهد كرد كه چون روبروی شما دريا و پشت سر شما بيابان است، شما در ميان دريا و صحرا در دام افتادهايد،
و من دل فرعون را سخت میسازم تا شما را تعقيب كند. اين باعث میشود كه من بار ديگر قدرت و بزرگی خود را به او و به تمام لشكرش ثابت كنم تا مصریها بدانند كه من خداوند هستم.»
🤲 از خدا مسئلت داریم که در این شب مبارک هلاکت ترامپ و نتانیاهو و لشکریانشان و از کار افتادن سلاحشان و نابودی اموالشان و فرج امام قائم سلام الله علیه را مقدَّر گرداند.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا
◼️حدثنا الحسن بن علي حدثنا الهيثم بن أشعث حدثنا أبو حنيفة اليمامي عن عمير بن عبد الملك قال خطبنا علي رضي الله تعالى عنه على منبر الكوفة فأخذ بلحيته ثم قال متى يبعث أشقاها حتى يخضب هذه من هذه (الآحاد والمثاني، ص148).
نقل شده که علی علیه السلام بر منبر مسجد کوفه خطبه گفت. پس لحیهاش را به دست گرفت و فرمود: چه زمانی شقیترین آنها برانگیخته شود و این [= لحیه] را از این [= خون سر] خضاب کند؟
◼️حدثنا سويد بن سعيد، حدثنا رشدين بن سعد، عن يزيد بن عبد الله بن أسامة بن الهاد، عن عثمان بن صهيب، عن أبيه، قال: قال علي، قال لي رسول الله ص: من أشقى الأولين؟ قلت: عاقر الناقة، قال: صدقت، فمن أشقى الآخرين؟ قلت: لا علم لي يا رسول الله، قال: الذي يضربك على هذه، وأشار بيده إلى يافوخه، وكان يقول: وددت أنه قد انبعث أشقاكم فخضب هذه من هذه، يعني لحيته من دم رأسه (مسند أبي یعلی الموصلي، ج1، ص377).
... نقل شده که علی علیه السلام میفرمود: دوست داشتم که شقیترین شما بهپا میخاست پس این (یعنی لحیهاش) را از این (یعنی خون سرش) خضاب میکرد!
@Al_Meerath