هدایت شده از میراث امامان
🖋 قصیدۀ دوم بکر بن حماد
وهَزَّ عليٌّ بالعِراقَيْنِ لِحْيَةً … مُصِيبتُها جَلَّت على كلِّ مُسْلِمِ
و علی (ع) در سرزمین عراقین (کوفه و بصره) محاسنی را جنباند [= دست بر محاسن خویش زد] که مصیبت آن بر هر مسلمانی گران است.
فَقالَ سَيَأْتيها مِن اللهِ حادِثٌ … وَيَخْضِبُها أشقَى البَرِيَّةِ بالدَّمِ
پس فرمود: به زودی حادثهای از جانب خدا بر آن (محاسن) خواهد آمد، و بدبختترینِ مردمان آن را با خون، خضاب خواهد کرد [1].
فَبَاكرَهُ بِالسَّيفِ شَلَّتْ يَمِينُهُ … لِشُؤْمِ قَطَام عندَ ذاكَ ابنُ مُلْجَمِ
پس بامدادان ابنملجم -دستش فلج باد!- از شومیِ قطام [2] با شمشیر به علی (ع) هجوم آورد.
فَيا ضَرْبةً مِن خَاسِرٍ ضَلَّ سَعْيُهُ [3] … تبَوَّأَ مِنها مَقْعَدًا في جَهَنَّمِ
وه! چه ضربتی از زیانکاری که تلاشش بیهوده بود! او از آن ضربت، در جهنم جای گرفت.
فَفازَ أميرُ المؤمنينَ بِحَظِّهِ … وَإِنْ طَرَقَتْ فِيها الخُطُوبُ بِمُعْظَمِ
پس امیرالمؤمنین (ع) به بهرهٔ خویش [شهادت] رسید، گرچه در آن بزرگترین مصیبتها رخ داد.
ألَا إِنَّما الدُّنيا بَلاءٌ وَفِتْنَةٌ … حَلَاوتُها شِيبَتْ بِصَابٍ وعَلْقَمِ
بدان که دنیا آزمایش و فتنه است؛ شیرینیاش با تلخی درآمیخته است.
1. اشاره به اینکه امیرالمؤمنین (ع) در کوفه دست بر محاسنِ خویش گذاشت و از این خبر داد که «أشقی: بدبختترین» آن محاسن را به خون سر، خضاب خواهد کرد (نمونه: مصنف عبد الرزاق، ط 1437ق، ج10، ص338؛ أنساب الأشراف، ط الفکر، ج3، ص260؛ مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص35).
2. اشاره به این حکایت که ابن ملجم به قصد قتل امیرالمؤمنین (ع) به کوفه آمده و در آنجا قَطام بنت شِجنَة را خواستگاری کرد و اتفاقاً قطام به او گفت که مهریهاش 3000 درهم و قتل علی بن ابیطالب (ع) است (نمونه: الطبقات الکبیر، ط الخانجي، ج3، ص34-35؛ مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص32-33؛ تاریخ الطبري، ج5، ص144).
3. اشاره به آیۀ شریفۀ ﴿الَّذِينَ ضَلَّ سَعْيُهُمْ فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا وَهُمْ يَحْسَبُونَ أَنَّهُمْ يُحْسِنُونَ صُنْعًا﴾ (الكهف: 104). در روایتی از امیرالمؤمنین (ع) این آیه بر خوارج تطبیق داده شده است (نمونه: تفسیر یحیی بن سلام، ج1، ص210؛ تفسیر عبد الرزاق، ج3، ص234؛ تفسیر الطبري، ت الترکي، ج15، ص426-427؛ المستدرك علی الصحیحین، ط الرسالة، ج4، ص297).
@Al_Meerath
◾️ قرآن کریم، سورهٔ یونس: ۸۸:
وَقَالَ مُوسَىٰ: رَبَّنَا إِنَّكَ آتَيْتَ فِرْعَوْنَ وَمَلَأَهُ زِينَةً وَأَمْوَالًا فِي الْحَيَاةِ الدُّنْيَا رَبَّنَا لِيُضِلُّوا عَنْ سَبِيلِكَ ۖ رَبَّنَا اطْمِسْ عَلَىٰ أَمْوَالِهِمْ وَاشْدُدْ عَلَىٰ قُلُوبِهِمْ فَلَا يُؤْمِنُوا حَتَّىٰ يَرَوُا الْعَذَابَ الْأَلِيمَ.
و موسى گفت: پروردگارا، تو فرعون و سران او را در زندگانى دنيا زينت و اموالى دادهاى، پروردگارا، تا [بندگانت را] از راه تو گمراه سازند! پروردگارا، مالهاى آنان را تباه ساز و دلهاى آنان را سخت کن تا ديگر ايمان نياورند تا عذاب دردناك را ببينند!
◾️کتاب مقدس، سفر خروج ۱۴: ۱-۴:
خداوند به موسی فرمود: «... فرعون گمان خواهد كرد كه چون روبروی شما دريا و پشت سر شما بيابان است، شما در ميان دريا و صحرا در دام افتادهايد،
و من دل فرعون را سخت میسازم تا شما را تعقيب كند. اين باعث میشود كه من بار ديگر قدرت و بزرگی خود را به او و به تمام لشكرش ثابت كنم تا مصریها بدانند كه من خداوند هستم.»
🤲 از خدا مسئلت داریم که در این شب مبارک هلاکت ترامپ و نتانیاهو و لشکریانشان و از کار افتادن سلاحشان و نابودی اموالشان و فرج امام قائم سلام الله علیه را مقدَّر گرداند.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
كَذَّبَتْ ثَمُودُ بِطَغْوَاهَا إِذِ انْبَعَثَ أَشْقَاهَا
◼️حدثنا الحسن بن علي حدثنا الهيثم بن أشعث حدثنا أبو حنيفة اليمامي عن عمير بن عبد الملك قال خطبنا علي رضي الله تعالى عنه على منبر الكوفة فأخذ بلحيته ثم قال متى يبعث أشقاها حتى يخضب هذه من هذه (الآحاد والمثاني، ص148).
نقل شده که علی علیه السلام بر منبر مسجد کوفه خطبه گفت. پس لحیهاش را به دست گرفت و فرمود: چه زمانی شقیترین آنها برانگیخته شود و این [= لحیه] را از این [= خون سر] خضاب کند؟
◼️حدثنا سويد بن سعيد، حدثنا رشدين بن سعد، عن يزيد بن عبد الله بن أسامة بن الهاد، عن عثمان بن صهيب، عن أبيه، قال: قال علي، قال لي رسول الله ص: من أشقى الأولين؟ قلت: عاقر الناقة، قال: صدقت، فمن أشقى الآخرين؟ قلت: لا علم لي يا رسول الله، قال: الذي يضربك على هذه، وأشار بيده إلى يافوخه، وكان يقول: وددت أنه قد انبعث أشقاكم فخضب هذه من هذه، يعني لحيته من دم رأسه (مسند أبي یعلی الموصلي، ج1، ص377).
... نقل شده که علی علیه السلام میفرمود: دوست داشتم که شقیترین شما بهپا میخاست پس این (یعنی لحیهاش) را از این (یعنی خون سرش) خضاب میکرد!
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
خطبه_امام_حسن_ع_پس_از_شهادت_امیرالمؤمنین_ع.pdf
حجم:
1.1M
◼️خطبۀ امام حسن (ع) در روز شهادت امیرالمؤمنین (ع)؛ تحریرها، شواهد، و دلالتها
✍️امیرحسن خوروش
خطبۀ امام حسن (ع) در صبح شهادت امیرالمؤمنین (ع) در میان کوفیان مورد توجه بوده است. این خطبه مضامین مهمی را دربارۀ علی (ع) مطرح کرده از جمله آنکه "کسی از پیشینیان بر علی (ع) سبقت نگرفت و کسی از پسینیان به او نخواهد رسید، پیامبر (ص) علی (ع) را میفرستد و پرچم را به او میسپرد و او بازنمیگشت تا آنکه خدا برایش فتح را رقم زند، در سمت راستِ علی (ع)، جبرئیل (ع) و در سمت چپش میکائیل (ع) بود، علی (ع) جز 700درهم از خود باقی نگذاشت، علی (ع) در شبی از دنیا رفت که عیسی بن مریم (ع) به آسمان رفت و یوشع بن نون (ع) -وصی موسی (ع)- از دنیا رفت". این خطبه در تحریرهای مختلفی باقی مانده و کوفیانی چون ابواسحاق سبیعی (د. حدود 129ق) در ترویج آن مؤثر بودهاند. در این مطالعه به بررسی تحریرهای مختلف این خطبه توجه میکنیم و شواهد اصالت آن را در نظر خواهیم داشت. به نظر میرسد حداقل بخشی از این خطبه به امام حسن (ع) قابلانتساب باشد. علاوه بر این، احادیثی از امام باقر (ع) و امام صادق (ع) نیز دردست است که موید برخی مضامین این خطبه است.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◾️سیاهپوشی امام حسن (ع) در روز شهادت امیرالمؤمنین (ع)
در نقلهای مختلفی از خطبۀ امام حسن (ع) پس از شهادت امیرالمؤمنین (ع)، اشاره شده به اینکه ایشان در روز شهادت امیرالمؤمنین (ع)، لباس سیاه (عمامه، جُبّه، ثیاب، و طیلسان سیاه) پوشیده بودند.
از این نقلها میتوان دریافت که سنّت سیاهپوشیدن در عزاء، بسیار کهن بوده است؛ چنانکه در نقلهای دیگری آمده که انصار پس از شکست در جنگ احد (أخبار الدولة العباسیة، ص247)، زنان بنیهاشم پس از شهادت امام حسین (ع) (المحاسن، ج2، ص420)، برخی پس از قتل زید بن علی (معجم الشعراء للمرزباني، ص310)، برخی از زنان در ماتم (أسماء المغتالین، ج2، ص234؛ تهذیب اللغة، ج12، ص171)، و افراد در هنگام مصیبت (عیون الأخبار، ج2، ص320؛ المجالسة وجواهر العلم، ج3، ص108) لباس سیاه میپوشیدند.
آن نقلهای خطبۀ امام حسن (ع) که اشاره به سیاهپوشیِ ایشان در روز شهادت امیرالمؤمنین (ع) دارند، از این قرارند:
ا) نقل یونس بن ابیاسحاق (د. حدود 154ق) از ابواسحاق سبیعی (د. حدود 129ق) از هبیرة بن یریم (د. 66ق)
أخبرنا إسحاق بن إبراهيم قال: أخبرنا النضر بن شميل قال: حدثنا يونس، عن أبي إسحاق، عن هبيرة بن يريم قال: خرج إلينا الحسن بن علي، وعليه عمامة سوداء فقال: لقد كان فيكم بالأمس رجل ما سبقه الأولون، ولا يدركه الآخرون...
(السنن الكبرى للنسائي، ط الرسالة، ج7، ص416).
ب) نقل زید العمي از ابواسحاق سبیعی از هبیرة بن یریم
حدثنا أبو حامد محمد بن هارون الحضرمي، قال: حدثنا الحسين بن علي بن يزيد الصُدائي، قال: حدثني أبي علي بن يزيد، قال: ثنا الفضيل بن مرزوق، عن زيد العمي، عن أبي إسحاق، عن هبيرَة بن يريم، قال: لمّا أقبل [صح: قتل] عليّ عليه السلام قام الحسن ابن عليّ عليه السلام وعليه جبّة وعمامة سوداء، ليس عليه قميص، قام، ثم حمد الله، وأثنى عليه، ثم قال: لقد فارقكم بالأمس رجل لم يسبقه الأولون، ولم يدركه الآخرون، وكان رسول الله صلى الله عليه وسلم يعطيه العطاء [صح: الرایة]، فيقاتل جبريل عليه السلام عن يمينه، وميكائيل عليه السلام عن شماله، لا ترد له رَاية حتى يفتح الله له، ما ترك دينارًا ولا درهما، إلا سبعمائة درهم فضلت من عطائه، أراد أن يبتاع بها خادمًا (الأفراد للدارقطني، ص127).
ج) نقل عاصم بن ابیالنجود (د. 127ق) از ابورزین مسعود بن مالک (د. 85ق)
قال: أخبرنا الفضل بن دكين، وهشام أبو الوليد الطيالسي، قال: حدثنا شريك، عن عاصم، عن أبي رزين، قال: خطبنا الحسن بن علي وعليه ثياب سود وعمامة سوداء (الطبقات الكبير، ط الخانجي، ج6، ص377).
حدثنا أبو بكر قال: حدثنا شاذان، قال: حدثنا شريك، عن عاصم، عن أبي رزين، قال: «خطبنا الحسين [صح: الحسن] بن علي يوم الجمعة، وعليه عمامة سوداء» (مصنف ابن أبي شيبة، ت الحوت، ج5، ص179).
حدثنا عبد الله قال: حدثني أبي، نا وكيع، عن شريك، عن عاصم، عن أبي رزين قال: خطبنا الحسن بن علي بعد وفاة علي وعليه عمامة سوداء فقال: لقد فارقكم رجل لم يسبقه الأولون بعلم، ولا يدركه الآخرون (فضائل الصحابة، ج2، ص600).
حدثنا الحسين نا عبد الله نا علي بن الجعد قال أخبرنا شريك عن عاصم بن أبي النجود عن أبي رزين قال خطبنا الحسن بن علي بعد وفاة أبيه على منبر الكوفة في ثياب سودة (مقتل علي لابن أبي الدنیا، ص86).
د) نقل منصور بن معتمر (د. 132ق) از ابورزین مسعود بن مالک
حدثنا أبو جعفر أحمد بن موسى التميمي، قال: نا القاسم بن الضحاك قال: نا يحيى بن سالم، عن أبي الجارود، عن منصور، عن أبي رزين، قال: خطبنا الحسن بن علي حين أصيب أبوه، وعليه عمامة سوداء، فقال: أيها الناس لقد فارقكم البارحة رجل، لم يسبقه الأولون ولا يدركه الآخرون... (مسند البزار، ج4، ص180).
هـ) مرسلۀ شلمغانی (د. 323ق)
و روي أن الحسن قام خطيبا بعد دفنه، فعلا منبر الكوفة و عليه عمامة سوداء مسدولة و طيلسان أسود، فحمد الله و أثنى عليه ثم قال: انه و الله قد قبض في هذه الليلة رجل، ما سبقه الأولون، و لا يدركه الآخرون... (إثبات الوصیة، ص157).
گفتنی است احادیثی که در مصادر امامیه از پوشیدن لباس سیاه نهی می کنند، همگی دچار ارسال و ضعف سند هستند (الکافي، ج3، ص403؛ ج6، ص449؛ علل الشرائع، ج2، ص346-347؛ الخصال، ج2، ص615) و حدیث معتبری در این باب یافت نشد.
همچنین با توجه به اینکه در آثار مروی از پیامبر (ص)، صحابه، و تابعین در عامه، اختلاف روشنی دربارۀ جواز یا کراهت لباس سیاه یافت نمیشود، محتمل به نظر میرسد که اصل کراهت لباس سیاه در صدر اسلام و در سخنان پیامبر (ص) نبوده باشد و بعدها در واکنش به اینکه لباس سیاه، شعار بنیعباس شد، چنین مسئلهای مطرح شده باشد.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
◾️صَلَّى الْإِلَهُ عَلَى رُوحٍ تَضَمَّنَهُ *** قَبْرٌ فَأَصْبَحَ فِيهِ الْعَدْلُ مَدْفُونَا
◾️قَدْ حَالَفَ الْحَقَّ لَا يَبْغِي بِهِ بَدَلًا *** فَصَارَ بِالْحَقِّ وَالْإِيمَانِ مَقْرُونَا
(سودة بنت عمارة الهمدانیة)
خداوند درود فرستد بر آن روحی که آن را قبری دربرگرفته است، پس عدالت در آن قبر، به خاک سپرده شد.
او با حق همپیمان شد و جایگزینی برای آن نمیجست، پس با حق و ایمان قرین گشت.
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
و روى محمد بن حمران عن سفيان بن السمط قال: قلت لأبي عبد الله ع الليالي التي يرجى فيها من شهر رمضان فقال تسع عشرة و إحدى و عشرين و ثلاث و عشرين قلت فإن أخذت إنساناً الفترة أو علة ما المعتمد عليه من ذلك فقال ثلاث و عشرين (کتاب من لا یحضره الفقیه، ج2، ص160).
نقل شده از سفیان بن سمط که گفت: به ابوعبدالله [صادق] (ع) گفتم: شبهایی در ماه رمضان که در آنها امید میرود [که آن شب، شب قدر باشد]، کدام است؟ فرمود: «نوزدهم و بیستویکم و بیستوسوم». گفتم: اگر انسانی دچار رخوت یا بیماریای شود، کدامیک از این شبها مورد اعتماد است؟ فرمود: «بیستوسوم».
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
روایت شده از محمد بن عیسی بن عبید (د. حدود 260ق) که روایت کرده به سندش از [یکی از] صالِحین (علیهم السلام) که فرمود:
این دعا را تکرار کن در شب بیستوسوم ماه رمضان، در حال سجده، ایستاده، نشسته، و در هر حالتی، و در تمام این ماه، و هر گونه که توانستی، و هر وقت از روزگار که این دعا به یادت آمد، بعد از حَمدِ خداوند -تبارك وتعالی- و صلواتفرستادن بر پیامبر (صلی الله علیه وآله) بگو:
اللَّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ فُلاَنِ بْنِ فُلاَنٍ[1] فِي هَذِهِ السَّاعَةِ وَ فِي كُلِّ سَاعَةٍ، وَلِيّاً وَ حَافِظاً وَ نَاصِراً وَ دَلِيلاً وَ قَائِداً وَ عَوْناً وَ عَيْناً، حَتَّى تُسْكِنَهُ أَرْضَكَ طَوْعاً وَ تُمَتِّعَهُ فِيهَا طَوِيلاً.
خدایا، در این لحظه و در هر لحظه، برای ولیّت (فلانی پسر فلانی)، ولی، نگهبان، یاریدهنده، راهنما، پیشوا، یار، و چشم باش، تا زمانی که او را در زمینت از روی میلورغبت ساکن گردانی و برای مدتی طولانی او را در زمین بهرهمند سازی (الکافي، ج4، ص162).
1. در روزگار ما، ولیّ خدا، حضرت حجة بن الحسن (عج) است؛ لذا در دعا میگوییم: اللهم کن لولیك الحجة بن الحسن...
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
✨ دعا کن و نگو کار تمام شده!
در چند روایت از امام صادق (ع) بر اهمیت دعا تأکید شده و گفته شده که نباید به این دلیل که امور مقدَّر است، دست از دعا کشید و دعا قضاء [سوء و بد] را دفع میکند هرچند قطعی شده باشد.
این روایات از جمعی از راویان مهم امامیه از جمله میسر بن عبدالعزیز، حارث بن مغیرة، زرارة بن اعین (باواسطه)، بکر بن محمد ازدی، علی بن عقبة، عبدالله بن سنان، حماد بن عثمان، بسطام بن سابور زَیّات، و حماد بن عیسی، همگی از امام صادق (ع) روایت شده است.
با توجه به نزدیکی مضامین این روایات، این مضامین را در کنار هم میبینیم:
- دعا کن و نگو که کار تمام شده است [سرنوشت قطعی شده] (میسر بن عبدالعزیز، حارث بن مغیرة، زرارة بن اعین، حماد بن عیسی)
- دعا عبادت است؛ خداوند میفرماید: "کسانی که از عبادتِ من [= دعا و خواندنِ من] گردنکشی میکنند، به زودی با خواری وارد جهنم میشوند" (حارث بن مغیرة، زرارة بن اعین، حماد بن عیسی)
- دعا قضا را برمیگرداند (هرچند محکم و قطعی شده باشد) (بکر بن محمد، عبدالله بن سنان، علی بن عقبة، حماد بن عثمان، بسطام زیات)
- نزد خدا منزلتی است که جز با درخواست به دست نمیآید/ آنچه نزد خداست جز با دعا به دست نمیآید (میسر بن عبدالعزیز، عبدالله بن سنان، علی بن عقبة)
- دربی نیست که (زیاد) کوبیده شود مگر آنکه نزدیک است که برای شخص باز شود (میسر بن عبدالعزیز، عبدالله بن سنان، علی بن عقبة)
📚 قرب الإسناد، 32؛ الکافي، 2/ 466-470، 3/، 341؛ جامع الأحادیث، 201؛ فلاح السائل، 28
@Al_Meerath
هدایت شده از میراث امامان
💠 وداع ماه مبارک رمضان
الْحُسَيْنُ بْنُ مُحَمَّدٍ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ إِسْحَاقَ عَنْ سَعْدَانَ بْنِ مُسْلِمٍ عَنْ أَبِي بَصِيرٍ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ ع فِي وَدَاعِ شَهْرِ رَمَضَانَ:
اللَّهُمَّ إِنَّكَ قُلْتَ فِي كِتَابِكَ الْمُنْزَلِ: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذِي أُنْزِلَ فِيهِ الْقُرْآنُ» وَ هَذَا شَهْرُ رَمَضَانَ وَ قَدْ تَصَرَّمَ فَأَسْأَلُكَ بِوَجْهِكَ الْكَرِيمِ وَ كَلِمَاتِكَ التَّامَّةِ إِنْ كَانَ بَقِيَ عَلَيَّ ذَنْبٌ لَمْ تَغْفِرْهُ لِي أَوْ تُرِيدُ أَنْ تُعَذِّبَنِي عَلَيْهِ أَوْ تُقَايِسَنِي بِهِ أَنْ يَطْلُعَ فَجْرُ هَذِهِ اللَّيْلَةِ أَوْ يَتَصَرَّمَ هَذَا الشَّهْرُ إِلَّا وَ قَدْ غَفَرْتَهُ لِي يَا أَرْحَمَ الرَّاحِمِينَ اللَّهُمَّ لَكَ الْحَمْدُ بِمَحَامِدِكَ كُلِّهَا أَوَّلِهَا وَ آخِرِهَا مَا قُلْتَ لِنَفْسِكَ مِنْهَا وَ مَا قَالَ الْخَلَائِقُ الْحَامِدُونَ الْمُجْتَهِدُونَ الْمَعْدُودُونَ الْمُوَقِّرُونَ ذِكْرَكَ وَ الشُّكْرَ لَكَ الَّذِينَ أَعَنْتَهُمْ عَلَى أَدَاءِ حَقِّكَ مِنْ أَصْنَافِ خَلْقِكَ مِنَ الْمَلَائِكَةِ الْمُقَرَّبِينَ وَ النَّبِيِّينَ وَ الْمُرْسَلِينَ وَ أَصْنَافِ النَّاطِقِينَ وَ الْمُسَبِّحِينَ لَكَ مِنْ جَمِيعِ الْعَالَمِينَ عَلَى أَنَّكَ بَلَّغْتَنَا شَهْرَ رَمَضَانَ وَ عَلَيْنَا مِنْ نِعَمِكَ وَ عِنْدَنَا مِنْ قَسْمِكَ وَ إِحْسَانِكَ وَ تَظَاهُرِ امْتِنَانِكَ فَبِذَلِكَ لَكَ مُنْتَهَى الْحَمْدِ الْخَالِدِ الدَّائِمِ الرَّاكِدِ الْمُخَلَّدِ السَّرْمَدِ الَّذِي لَا يَنْفَدُ طُولَ الْأَبَدِ جَلَّ ثَنَاؤُكَ أَعَنْتَنَا عَلَيْهِ حَتَّى قَضَيْنَا صِيَامَهُ وَ قِيَامَهُ مِنْ صَلَاةٍ وَ مَا كَانَ مِنَّا فِيهِ مِنْ بِرٍّ أَوْ شُكْرٍ أَوْ ذِكْرٍ اللَّهُمَّ فَتَقَبَّلْهُ مِنَّا بِأَحْسَنِ قَبُولِكَ وَ تَجَاوُزِكَ وَ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ وَ غُفْرَانِكَ وَ حَقِيقَةِ رِضْوَانِكَ حَتَّى تُظْفِرَنَا فِيهِ بِكُلِّ خَيْرٍ مَطْلُوبٍ وَ جَزِيلِ عَطَاءٍ مَوْهُوبٍ وَ تُوَقِّيَنَا فِيهِ مِنْ كُلِّ مَرْهُوبٍ أَوْ بَلَاءٍ مَجْلُوبٍ أَوْ ذَنْبٍ مَكْسُوبٍ اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِعَظِيمِ مَا سَأَلَكَ بِهِ أَحَدٌ مِنْ خَلْقِكَ مِنْ كَرِيمِ أَسْمَائِكَ وَ جَمِيلِ ثَنَائِكَ وَ خَاصَّةِ دُعَائِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ أَنْ تَجْعَلَ شَهْرَنَا هَذَا أَعْظَمَ شَهْرِ رَمَضَانَ مَرَّ عَلَيْنَا مُنْذُ أَنْزَلْتَنَا إِلَى الدُّنْيَا بَرَكَةً فِي عِصْمَةِ دِينِي وَ خَلَاصِ نَفْسِي وَ قَضَاءِ حَوَائِجِي وَ تُشَفِّعَنِي فِي مَسَائِلِي وَ تَمَامِ النِّعْمَةِ عَلَيَّ وَ صَرْفِ السُّوءِ عَنِّي وَ لِبَاسِ الْعَافِيَةِ لِي فِيهِ وَ أَنْ تَجْعَلَنِي بِرَحْمَتِكَ مِمَّنْ خِرْتَ لَهُ لَيْلَةَ الْقَدْرِ وَ جَعَلْتَهَا لَهُ خَيْراً مِنْ أَلْفِ شَهْرٍ فِي أَعْظَمِ الْأَجْرِ وَ كَرَائِمِ الذُّخْرِ وَ حُسْنِ الشُّكْرِ وَ طُولِ الْعُمُرِ وَ دَوَامِ الْيُسْرِ اللَّهُمَّ وَ أَسْأَلُكَ بِرَحْمَتِكَ وَ طَوْلِكَ وَ عَفْوِكَ وَ نَعْمَائِكَ وَ جَلَالِكَ وَ قَدِيمِ إِحْسَانِكَ وَ امْتِنَانِكَ أَنْ لَا تَجْعَلَهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنَّا لِشَهْرِ رَمَضَانَ حَتَّى تُبَلِّغَنَاهُ مِنْ قَابِلٍ عَلَى أَحْسَنِ حَالٍ وَ تُعَرِّفَنِي هِلَالَهُ مَعَ النَّاظِرِينَ إِلَيْهِ وَ الْمُعْتَرِفِينَ لَهُ فِي أَعْفَى عَافِيَتِكَ وَ أَنْعَمِ نِعْمَتِكَ وَ أَوْسَعِ رَحْمَتِكَ وَ أَجْزَلِ قَسْمِكَ يَا رَبِّيَ الَّذِي لَيْسَ لِي رَبٌّ غَيْرُهُ لَا يَكُونُ هَذَا الْوَدَاعُ مِنِّي لَهُ وَدَاعَ فَنَاءٍ وَ لَا آخِرَ الْعَهْدِ مِنِّي لِلِّقَاءِ حَتَّى تُرِيَنِيهِ مِنْ قَابِلٍ فِي أَوْسَعِ النِّعَمِ وَ أَفْضَلِ الرَّجَاءِ وَ أَنَا لَكَ عَلَى أَحْسَنِ الْوَفَاءِ إِنَّكَ سَمِيعُ الدُّعَاءِ اللَّهُمَّ اسْمَعْ دُعَائِي وَ ارْحَمْ تَضَرُّعِي وَ تَذَلُّلِي لَكَ وَ اسْتِكَانَتِي وَ تَوَكُّلِي عَلَيْكَ وَ أَنَا لَكَ مُسَلِّمٌ لَا أَرْجُو نَجَاحاً وَ لَا مُعَافَاةً وَ لَا تَشْرِيفاً وَ لَا تَبْلِيغاً إِلَّا بِكَ وَ مِنْكَ فَامْنُنْ عَلَيَّ جَلَّ ثَنَاؤُكَ وَ تَقَدَّسَتْ أَسْمَاؤُكَ بِتَبْلِيغِي شَهْرَ رَمَضَانَ وَ أَنَا مُعَافًى مِنْ كُلِّ مَكْرُوهٍ وَ مَحْذُورٍ وَ مِنْ جَمِيعِ الْبَوَائِقِ الْحَمْدُ لِلهِ الَّذِي أَعَانَنَا عَلَى صِيَامِ هَذَا الشَّهْرِ وَ قِيَامِهِ حَتَّى بَلَّغَنِي آخِرَ لَيْلَةٍ مِنْهُ (الکافي، ج4، ص165-166).
@Al_Meerath