🔍 قبر هارون الرشید خلیفۀ عباسی و روضۀ رضوی
🔸قبر امام رضا (ع) بر خلاف معمول قبور ائمه (ع)، در کانون روضۀ مطهره قرار ندارد. ضریح رضوی در وسط روضه نیست بلکه در سمت غربی روضه (نزدیک به مسجد بالاسر) قرار دارد. همچنین قبر امام در داخل ضریح نیز وسط ضریح قرار ندارد و تمایل زیادی به سمت مسجد بالاسر دارد. این وضعیت نشان میدهد که قبه با محوریت قبر امام رضا (ع) بنا نشده است.
حال سؤال این است که چرا باید قبۀ و روضۀ موجود با محوریت قبر امام بنا نشود؟ پاسخ با رجوع به متون تاریخی روشن میشود. هارون الرشید خلیفۀ عباسی ده سال قبل از امام رضا (ع) در این مکان که خانۀ حمید بن قحطبه بود، دفن شده بود (تاریخ الطبري، 8/ 345؛ تاریخ الطبري، 8/ 568). پس ممکن است وجود دو قبر در این قبه، علت کانونی نبودن قبر امام باشد. حال سؤال این است که قبر هارون در کجای قبه وجود داشته؟
🔸مطابق متون تاریخی، امام رضا (ع) در سمت قبلۀ قبر هارون دفن شدند (عیون أخبار الرضا، 1/ 19، 2/ 244، 248). قبر هارون در پایین پای قبر امام رضا (ع) در سمت شرقی آن و با فاصلۀ حدوداً یک متری از آن قرار داشته است (الثقات، 2/ 327). بر این اساس قبر هارون به کانون قبه نزدیکتر است.
قبر هارون در میان قرنهای چهارم تا هشتم در کنار قبر امام رضا (ع) همچنان موجود و شناختهشده بوده است (المسالك والممالك، 147؛ صورة الأض، 2/ 434؛ حدود العالم، 115؛ الثقات، 2/ 327؛ الإشارات إلی معرفة الزیارات، 17، 84؛ معجم البلدان، 3/ 259؛ 4/ 49؛ العباب الزاخر، 1/ 137؛ مفرج الکروب، 4/ 60؛ مراصد الاطلاع، 2/ 897). در قرن هفتم شیعیان آن دیار قبر امام رضا (ع) را بسیار تزیین میکردند بر خلاف قبر هارون (آثار البلاد، 392). ابن بطوطه (773ق) نیز در سفرنامهاش وضعیت دو قبر در قرن هشتم را وصف میکند:
«مشهدِ گرامی رضا (ع)، بر آن گنبدی بزرگ است و در درون زاویهای قرار دارد و در کنار آن، مدرسه و مسجدی ساخته شده است. همۀ این بناها زیبا و خوشساختاند و دیوارهایشان با کاشی پوشیده شده است. روی قبر رضا (ع)، سکویی از چوب قرار دارد که با صفحات نقره پوشیده شده و بر فرازش چراغدانهای نقرهای آویختهاند. آستانۀ درِ گنبد نیز از نقره است و بر درِ آن پردهای از حریر زربافت آویزان است. سراسر آنجا با انواع فرشها مفروش شده است. در مقابل این قبر، قبر هارونالرشید... قرار دارد و بر روی آن نیز سکویی است که بر آن شمعدانهایی میگذارند... و چون شخص رافضی برای زیارت وارد میشوند، با پا قبر رشید را لگد میکند و بر رضا سلام میدهد» (رحلة ابن بطوطة، 3/ 55).
در متنی از قرن نهم نیز به قبر هارون الرشید در طوس اشاره شده (الروض المعطار، 399، 400؛ تاریخ الخمیس، 2/ 287)، ولی روشن نیست که این اشاره بر اساس اطلاع فعلی مؤلف بوده یا فقط متکی بر منابع قبلی بوده است. به هر روی، به احتمال زیاد در حدود قرن نهم یا دهم، حذف آثار قبر هارون الرشید انجام گرفته است.
🔸اینکه قبر امام رضا (ع) در مرکز قبۀ فعلی نیست و قبر مفقود هارون به مرکز نزدیک است، نشان میدهد که بنای فعلی روضه ریشه در بنای اولیۀ قرن دومی-سومی دارد؛ چون از قرن سوم به بعد قبر امام رضا (ع) -بر خلاف قبر هارون- به عنوان مزار در کانون توجه بوده (نمونه: الثقات لابن حبان، 8/ 457؛ عیون أخبار الرضا، 2/ 278-288) و قاعدتاً روضهای که بیارتباط با روضۀ قبلی بنا شود، نباید بر محوریت هارون باشد.
اینکه با حذف قبر هارون، روضه تغییر مکان نداده، احتمالاً بدین دلیل بوده که در زمان حذف قبر هارون (احتمالاً در قرن نهم یا دهم) بناهای مختلف (مساجد و مدارسی) با محوریت روضۀ رضوی ساخته شده بوده که تخریب و تغییر مکان روضه مستلزم تخریب آنها نیز بوده و این کار میسور نبوده است. همچنین تخریب خود روضه هم دشوار بوده چه میدانیم که از قرون گذشته روضۀ رضوی دیوارهای محکم و استواری داشته است (صورة الأرض، 2/ 434).
📌 در نهایت میتوان گفت با وجود بازسازیهای مکرر و با وجود اینکه در طول تاریخ چند مرتبه روضۀ رضوی مورد هجوم قرار گرفته (مجلة لغة العرب العراقیة، 6/ 662) همواره باز صورت اولیۀ روضه حفظ شده است. این مسئله که قبر امام رضا (ع) در کانون قبۀ فعلی نیست، شاهد مادی جالبی -در کنار دیگر شواهد- است بر اینکه موقعیت قبر امام رضا (ع) در همان وضعیت اصیلش مانده و بعداً با حذف قبر هارون بروزرسانی نشده تا در وسط قبه قرار بگیرد.
@Al_Meerath
موقیعت ضریح رضوی در نقشهٔ قدیمی آستان قدس
پیشتر گفتیم که ضریح مطهر رضوی در کانون روضهٔ مطهره قرار ندارد بلکه در سمت غرب آن جای گرفته است. همچنین توضیح دادیم که این وضعیت بدین دلیل است که روضهٔ رضوی فعلی ریشه در بنای اولیه این مکان دارد که بقعهٔ هارون الرشید بوده و بنای فعلی، حالت باستانی خود را حفظ کرده است.
در اینجا نقشهای از حرم مطهر میبینیم که در دورهٔ قاجاریه (دوران حکومت احمدشاه قاجار) در سال ١٣٤٢ق/ ١٣٠٢ش به دست میرزا علی اصغر خان مهندس و به سفارش عبدالرزاق بغایری ترسیم شده است.
در این نقشه نیز میبینیم که ضریح نه در وسط روضه که در جانب غربی آن ترسیم شده است. این نقشه را از کانال مشهد شناخت در تلگرام گرفتیم. این کانال مقالات و نقشهها و آثار مفید متعددی درباره مشهد دارد.
@Al_Meerath
💠 سفارش منقول از امام جواد (ع) برای رفع خطورات شیطانی
عِدَّةٌ مِنْ أَصْحَابِنَا عَنْ سَهْلِ بْنِ زِيَادٍ وَ مُحَمَّدُ بْنُ يَحْيَى عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ جَمِيعاً عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ: كَتَبَ رَجُلٌ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ ع يَشْكُو إِلَيْهِ لَمَماً يَخْطُرُ عَلَى بَالِهِ فَأَجَابَهُ فِي بَعْضِ كَلَامِهِ إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ إِنْ شَاءَ ثَبَّتَكَ فَلَا يَجْعَلُ لِإِبْلِيسَ عَلَيْكَ طَرِيقاً قَدْ شَكَا قَوْمٌ إِلَى النَّبِيِّ ص لَمَماً يَعْرِضُ لَهُمْ لَأَنْ تَهْوِيَ بِهِمُ الرِّيحُ أَوْ يُقَطَّعُوا أَحَبُّ إِلَيْهِمْ مِنْ أَنْ يَتَكَلَّمُوا بِهِ فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص أَ تَجِدُونَ ذَلِكَ قَالُوا نَعَمْ فَقَالَ وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ إِنَّ ذَلِكَ لَصَرِيحُ الْإِيمَانِ فَإِذَا وَجَدْتُمُوهُ فَقُولُوا آمَنَّا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ لَا حَوْلَ وَ لَا قُوَّةَ إِلَّا بِاللَّهِ (کافی، 2/ 425).
علی بن مهزیار روایت میکند که مردی به امام جواد (ع) نامهاى نوشت و از تصورات درونى خود شكوه كرد، امام جواد (ع) در ضمن پاسخ او نوشتند: خداوند عز و جل اگر بخواهد، تو را ثابت قدم مىدارد و راه ابليس را بر تو مسدود مىكند. جماعتى به پیامبر (ص) شكوه بردند كه خاطرات ناپسندى در دل آنان عارض مىشود كه اگر از كوه پرت شوند و يا با شمشير پاره پاره شوند براى آنان بهتر است تا اين كه آن خاطرات را بازگو نمايند. رسول خدا (ص) به آنان گفت: آيا واقعا آن را چنان درک میکنید [آن خطورات شیطانی برایتان چنان تلخ است]؟ آنان گفتند: آرى! رسول خدا (ص) فرمود: سوگند به آن كه جانم در دست او است این وضعیت [تلخی شدید خطورات ناپسند]، ايمان خالص است! بعد از اين اگر دچار اين خطورات شديد، بگوئيد: «آمنا بالله و رسوله و لا حول و لا قوة الا بالله: ما به خدا و رسول ايمان آوردهايم، نيروى گريز و دفاع جز در دست خدا نيست».
🔹 از امام صادق (ع) نیز روایت شده که مردی نزد پیامبر (ص) از وسوسۀ شیطان شکایت کرد و پیامبر (ص) وضعیت آن مرد را «ایمانِ محض» دانستند (کافی، 2/ 425، از محمد بن مسلم). همچنین نقل شده که امام صادق (ع) این گفتۀ پیامبر (ص) را چنین تفسیر کردند: «مقصود پیامبر خدا ص آن بود که ترس آن مرد از اینکه با این خطور قلبی نابود شود، ایمانِ محض است» (کافی، 2/ 425، از عبدالرحمن بن حجاج).
🔸 در روایتی از امام باقر (ع) نیز آمده که پیامبر (ص) به کسی که دچار وسوسۀ شیطان میشد توصیه کردند که خدا را یاد کند (کافی، 2/ 425-426، از حمران). در نقلی هم آمده که امام صادق (ع) برای رفع وسوسه به گفتن ذکر «لا إله إلا الله» سفارش کردند (کافی، 2/ 424، از جمیل و محمد بن حمران).
🔹 در منابع عامه نیز روایت شده که از وسوسۀ شیطان نزد پیامبر (ص) شکایت شد و پیامبر (ص) آن وضعیت را ایمانِ محض دانستند (مصنف عبدالرزاق، 10/ 281، از زهری؛ سنن سعید، بدایة التفسیر، 3/ 1005، از مجاهد؛ مسند الطیالسي، 4/ 153، مسند أحمد، 15/ 79، 433، و صحیح مسلم، 1/ 83، از ابوهریره؛ مسند ابن راهویه، 3/ 1022، از عائشه).
🔸 همچنین در روایتی دیگر در منابع عامه اشاره شده که پیامبر (ص) برای رفع وسوسهها سفارش به گفتن «آمنا بالله ورسوله» کردهاند (مصنف عبدالرزاق، 10/ 281؛ از عروة بن زبیر؛ الکامل لابن عدي، 7/ 239، از عائشه).
@Al_Meerath
🕋 حدیث حج جابر به روایت امام جعفر صادق (ع)
✍ امیرحسن خوروش
یکی از احادیث جابر بن عبدالله انصاری که به روایت امام جعفر صادق (ع) مشهور شده، حدیث حج است. این حدیث را امام صادق (ع) از پدرشان امام محمد باقر (ع) از جابر بن عبدالله روایت میکنند. این حدیث به تفصیل داستان حج پیامبر (ص) در سال دهم هجری از زمان خروج از مدینه تا پایان مناسک را گزارش میکند.
به نظر میرسد که این حدیث مشهورترین و پرسندترین حدیث امام جعفر صادق (ع) باشد و انتساب آن به ایشان قطعی باشد. در طبقۀ اول بیش از 20 راوی این حدیث را از امام صادق (ع) روایت میکنند و در طبقۀ دوم حدود 100 نفر حضور دارند. همچنین حداقل 13 حلقۀ مشترکی فرعی، این حدیث را مستقیماً از امام صادق (ع) روایت میکنند.
نقل این حدیث در شهرهای مدینه، مکه، بصره، و کوفه شایع بوده و فقهای مهم هر چهار شهر -مانند مالک بن انس، ابن جریج، یحیی بن سعید قطّان، و سفیان ثوری- این حدیث را از امام صادق (ع) روایت میکنند. همچنین در منابع امامیه، اشاره شده به اینکه امام صادق (ع) این حدیث را بر افراد املاء میکردند و در کتاب معاویة بن عمار نیز نقلی از امام صادق (ع) روایت شده که به نظر میرسد شرح این حدیث است.
امام صادق (ع) تنها راوی این حدیث از امام باقر (ع) نیستند و ابن اسحاق (د. 150ق) -سیرهنگار مشهور- نیز این روایت را از امام باقر (ع) نقل میکند؛ همچنانکه عطاء (د. 117ق) و مجاهد (د. 107ق) تحریرهایی از این حدیث را مستقل از امام باقر (ع) از جابر روایت میکنند.
متن کامل یادداشت:
https://deraayaat.ir/hajj/
@Al_Meerath
📜 وصیتنامۀ مکتوب امام باقر (ع) به امام صادق (ع) و شواهد آن در منابع فریقین (در دو فرسته و سه نمودار)
کلینی (د. 329ق) از عبدالاعلی بن اعین روایتی نقل میکند که در آن وصیتنامۀ مکتوب امام باقر (ع) به امام صادق (ع) گزارش شده و نام یکی از شاهدان وصیت ذکر گردیده است:
علی بن ابراهیم > محمد بن عیسی > یونس بن عبدالرحمن > [حماد بن عثمان] > عبدالأعلی بن اعین > امام صادق (ع) فرمود: پدرم (ع) آنچه را که آنجا بود به من سپرد. چون هنگام وفاتش فرا رسید، فرمود: برایم شاهد بخوان. پس چهار نفر از قریش را فراخواندم که در میانشان نافع، مولای عبدالله بن عمر، بود. فرمود: بنویس:
این همان چیزی است که یعقوب به پسرانش وصیت کرد: «يَا بَنِيَّ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَىٰ لَكُمُ الدِّينَ فَلَا تَمُوتُنَّ إِلَّا وَأَنْتُمْ مُسْلِمُونَ: ای پسران من، خداوند این دین را برای شما برگزیده، پس نمیرید مگر آنکه مسلمان باشید» و محمد بن علی به جعفر بن محمد وصیت میکند و به او دستور میدهد که در ردایی که در آن نماز جمعه میگزارد کفنش کند، عمامهاش را بر سرش بنهد، قبرش را مسطح و چهارگوشه کند و چهار انگشت از زمین بالا بیاورد، و گرههای کفنش را هنگام دفن بگشاید.
آنگاه به شاهدان گفت: بروید، خدا رحمتتان کند. پس از آنکه رفتند، گفتم: پدرجان، چه ضرورتی داشت که بر این وصیت شاهد بگیری؟ فرمود: پسرم، نخواستم که روزی مغلوب شوی و گفته شود که او تو را وصی خود نگردانده؛ پس خواستم حجت برای تو تمام باشد (کافی، 1/ 307).
▪️نقلهای دیگر حدیث یونس از حماد از عبدالاعلی
متن کاملتر این گزارش را کلینی در باب مربوط به شناسایی امامان (ع) آورده که در آن پیش از داستان وصیت، به وجوب معرفت امام، شواهد تعیین امام، و وجود سلاح پیامبر (ص) نزد امام اشاره شده است. در آن نقل، میان یونس و عبدالاعلی، نام حماد درج است که نشان میدهد در این سند کلینی نام حماد افتاده است (کافی، 1/ 378-379).
بخشی از روایت کاملِ یونس را صفار (د. 290ق) و بخشی دیگر را علی بن بابویه (د. 328ق) هر دو از طریق محمد بن عیسی بن عبید، از «حماد بن عیسی»، از عبدالاعلی نقل کردهاند (بصائر الدرجات، 1/ 182؛ الإمامة والتبصرة، 48-49). این دو نقل احتمالاً تقطیعهایی از روایتی واحد از محمد بن عیسی هستند که نام شیخ او، یونس، در آن افتاده است.
فقرهای از روایت یونس از حماد در بصائر الدرجات و کافی از احمد بزنطی و حسن بن علی بن وشاء از حماد بن عثمان از عبدالاعلی بن اعین دیده میشود (بصائر الدرجات، 1/ 184، 186؛ کافی، 1/ 234؛ نقل یونس: سلاح رسول الله ص... عندي لا أنازع فيه؛ نقل بزنطی و وشاء: عندي سلاح رسول الله ص لا أنازع فيه).
بر اساس این نقلها میتوان مطمئن شد که شیخ یونس هم در روایت کاملش حماد بن عثمان بوده (چنانکه یونس در جاهای دیگر از حماد بن عثمان روایت میکند) و صرفاً در نقل محمد بن عیسی نام «عثمان» به «عیسی» تصحیف شده است.
◾️ نقل ابن ابیعمیر از حماد بن عثمان
مشابه نقل یونس دربارۀ وصیت را ابن ابیعمیر از حماد بن عثمان روایت میکند:
پدرم روزی در ایام بیماریاش به من گفت: پسرم، مردانی از قریش، از اهل مدینه، بیاور تا آنان را گواه بگیرم. گفت: پس گروهی از آنان را بر او وارد کردم. پس فرمود: ای جعفر، چون من درگذشتم، مرا غسل بده و کفن کن، و قبرم را چهار انگشت بالا بیاور و بر آن آب بپاش. چون بیرون رفتند، گفتم: ای پدر، اگر مرا به این کارها امر میکردی، انجام میدادم، و نیازی نبود که گروهی را بیاوری تا آنان را گواه بگیری. فرمود: پسرم، خواستم با تو نزاع نکنند (کافی، 3/ 200).
این نقل شاهدی دیگر بر درستی بر نام حماد بن «عثمان» و تصحیفبودن حماد بن «عیسی» است چه ابن ابیعمیر در اینجا نام «حماد بن عثمان» را آورده و اساساً ابن ابیعمیر از حماد بن عیسی روایتی ندارد. همچنین با توجه به نقل یونس و نقلهای بزنطی و وشاء، نقل حماد بن عثمان که در اینجا بدون واسطه از امام صادق (ع) است، باید در واقع با واسطۀ عبدالاعلی باشد.
@Al_Meerath
▪️شواهد مستقل در منابع امامیه
فقرات مربوط به وصیت امام باقر (ع) از مسیرهای مستقل نیز تأیید میشود:
* ابن ابی عمیر، از حمّاد بن عثمان، از حَلَبی، از امام صادق (ع) روایت کرده که فرمود: پدرم در وصیتش نوشت که او را در سه جامه کفن کنم: یکی ردایی از پارچه بُردهای که در آن نماز جمعه میخواند، و جامهای دیگر، و یک پیراهن. پس به پدرم گفتم: چرا این را مینویسی؟ فرمود: میترسم مردم بر تو چیره شوند، و اگر گفتند او را در چهار یا پنج جامه کفن کن، نکن، و عمامهام را بر سرم ببند، اما عمامه جزو کفن به شمار نمیآید؛ تنها آنچه بدن را در آن میپیچند کفن است (کافی، 3/ 144).
* حسن بن محبوب از علی بن رئاب، از حلبی نقل میکند که امام صادق (ع) فرمود:.... پدرم در وصیتنامهاش نوشته بود که او را در سه جامه کفن کنم: ردایی از پارچۀ حِبَره، جامهای دیگر، و یک پیراهن. پرسیدم چرا این را نوشت؟ فرمود: از بیم آنچه مردم میگویند. پس از آن عمامهای نیز به دورش پیچیدیم. و چون تنومند بود، برایش در قبر شکاف زدیم. همچنین به من دستور داده بود قبر را چهار انگشت گشاده از زمین بالا بیاورم... (کافی، 3/ 140).
* علی بن حکم، از یونس بن یعقوب، از امام صادق (ع) روایت کرد که فرمود: پدرم هنگام مرگ به من وصیت کرد: ای جعفر، مرا در فلان جامه و فلان جامه کفن کن، و برایم یک برد و یک عمامه بخر، و هر دو را نو بخر؛ زیرا مردگان به کفنهایشان بر یکدیگر مباهات میکنند (تهذیب، 1/ 449).
* احمد اشعری، از حسن بن علی وَشّاء، از احمد بن عائذ، از ابوسلمه (ابوخدیجه سالم بن مکرم)، از امام صادق (ع) که فرمود: در روزی که پدرم محمد بن علی درگذشت، نزدش بودم. پس مرا به چیزهایی درباره غسلش، و کفنش، و داخل کردنش در قبر وصیت کرد... (بصائر الدرجات، 1/ 482).
با توجه به ساختارها و جزئیات متفاوت این نقلها با نقل عبدالاعلی -با وجود هستۀ مشترک وصیت در میان این دو- میتوان این نقلها را مستقل از نقل عبدالاعلی و شاهدی بر اصالت آن دانست.
▪️شواهد مستقل در نقلهای عامه
افزون بر منابع امامی، در آثار متقدمان عامه نیز گزارشهای متعددی آمده که فقرات این وصیت را از مسیرهای مستقلی تأیید میکند:
* ابن ابیاویس > سعید بن مسلم بن بانک گفت: ردایی بر [پیکر] محمد بن علی بن حسین دیدم، و سالم مولی عبدالله بن علی بن حسین به من خبر داد که محمد وصیت کرده بود در همان ردا کفن شود.
* جابر بن یزید جعفی: محمد بن علی وصیت کرد در پیراهنی که در آن نماز میگزارد کفن شود.
* عروة بن عبدالله بن قُشَیر گفت: از جعفر پرسیدم پدرت را در چه کفن کردی؟ گفت: به من وصیت کرده بود در پیراهنش کفنش کنم و جامه را بشکافم، و در ردایی که میپوشید، و نیز یک برد یمانی بخرم؛ چرا که پیامبر (ص) در سه جامه کفن شد که یکی از آنها برد یمانی بود.
* عبدالله بن مسلمة > سعید بن مسلم بن بانک گفت: بر تابوت محمد بن علی بن حسین بردِ حِبَره دیدم (الطبقات الکبیر، 7/ 317-318).
* انس بن عیاض: از جعفر بن محمد، از پدرش به ما خبر داد که پیامبر (ص) در سه جامه کفن شد: دو جامه صُحاری و یک برد حِبَره. و پدرم مرا به همین وصیت کرد (الطبقات الکبیر، 2/ 248).
* حفص بن غیاث، از جعفر، از پدرش روایت کرد که فرمود: رسول خدا (ص) در دو جامه صُحاری و یک برد حِبَره کفن شد. و پدرم مرا به همین وصیت کرد (مصنف ابن ابیشیبه، 6/ 494).
* عبدالرحمن بن عبدالله > سعید بن مسلم بن بانک: سالم، مولای عبدالله بن علی بن حسین، به من گفت: محمد بن علی ابوجعفر وصیت کرد و فرمود: قبرم را از زمین بالا نبرید (الکنی والأسماء للدولابي، 1/ 415).
@Al_Meerath
نمودارهای حدیث وصیت امام باقر (ع)
نمودار اول: در این نمودار طرق مختلف حدیث حماد بن عثمان از عبدالاعلی آمده؛ چه طرقی که حاوی بخش وصیت امام باقر (ع) است چه طرقی که فقرات دیگر حدیث بلند عبدالاعلی را دارد. اسناد این نمودار بر اساس تصحیف و سقطهایی که توضیح داده شد، بازسازی شده است.
نمودار دوم: در این نمودار انواع طرقی که بخشهایی از وصیت را از امام صادق (ع) روایت میکنند آمده؛ چه نقلهایی از عبدالاعلی که حاوی وصیت است چه دیگر نقلهای شیعی و چه نقلهای عامی از امام صادق (ع).
نمودار سوم: در این نمودار نقلهای مستقل از امام صادق (ع) در عامه که به فرازهای وصیت یا به انجامشدن وصیت اشاره دارد، گردآمده است.
در نمودارها، رنگهای آبی، قرمز، سبز، و زرد به ترتیب برای شهرهای مدینه، کوفه، بصره، و مکه به کار رفته است. لذا مشاهده میکنیم که راویان کوفی و مدنی در نقل وصیت و مضامین مرتبط به آن مشارکت بیشتری داشتهاند.
@Al_Meerath