چرا بر انسان مقدر شده که عمیقترین زخمهایش همانهایی باشند که با دست خودش حفر میکند؟
- غسان کنفانی
«صباح الخير لهمّك الذي تَظن أنه
لَن يَزول ربما يَكون هذا آخرِ صباح لهُ»
روز بخیر، به آن غمی که گمان میبری قرار نیست
از تو دور شود ولی شاید این آخرین صبح آن باشد.
درست آنجا که ترکم کردند، ایستادهام.
بسیار تغیر کردهام و یاد گرفتهام انسانها برای جمع شدن پیکرشان نیاز مُبرم به فروپاشی عمیقی دارند
برای فروپاشیدنم، بسیار ممنونم.
بیست هزار نفر طی هشتاد روز تو محاصره
داعش بودن. ناموسِ شیعه رو قلاده گردنش
انداخته بودن، بسته بودن به تیر چراغ برق
ده دلار میفروختن!
اونجایی که مرغ رو بیست دلار میفروختن!
کجا؟ آمرلی تو شمال عراق.
داعش از دروازه شهر که رد شد گفت:
«هرکی بدتر شیعه ها رو بکشه
بهشت رو شیرینتر تجربه میکنه!»
حاج قاسم کاری کرد که داعش تا آخرین روزها
هم نتونست دیگه نزدیك این شهر بشه.
اگه کسی چیزی راجع به حاج قاسم گفت،
اصلا باهاش بحث نکن، بگو سرچ کنه آمرلی
و راجع بهش بخونه.
این دیگه تاریخ دو هزارسال پیش نیست!
هنوز رد گلولهها رو خونههای آمرلی هست...
آره آقای پزشکیان، حاج قاسم خار چشم
همچین بیشرفهایی بود!