eitaa logo
علویهٔ کاتب.
145 دنبال‌کننده
692 عکس
90 ویدیو
6 فایل
مستِ نجف/دانشجوی مملکت/جان‌فدا/بسی امیدوار/عشق‌کتاب‌وچایی/ادای نویسنده ها رو درمیارم *فن رسمی نادر ابراهیمی *علاقه‌مندم چیزایی که یاد میگیرم رو به اشتراک بذارم🫴🏻 https://eitaa.com/nashenas_app/app?startapp=link_prl1lj&b
مشاهده در ایتا
دانلود
برایم دعا کنید بین روضه ها.
اگه اهل کتاب الکترونیکی هستید، برنامه طاقچه روزانه گردونه (کد تخفیف و اعتبار خرید) گذاشته. حتما استفاده کنید.
عصر که میشود، ابرهای این شهر گرفته تر از هر زمانی می‌شود. باران، عادت همیشگی آسمان بابلسر است. اشکش همیشه دم مشکش است؛ مثل خواهر کوچکترم که از قضا نامش باران است. هیچوقت ندانستم چون خیلی گریه می‌کرد باران نامیده شد، یا چون طبق سلیقه ننه جان اسمش را باران گذاشتیم، ابر بهار شد برایمان. شاید هم آبجی مجنون شده. قبلا ها که به ننه جان گفتم چرا هرروز شهرمان بارانی است برایم داستان بابلسر مجنون را گفت. گفت که بابلسر عاشق پیشه است و در فراق یارش که اجنبی بوده و مادرش ایران خانم اجازه وصلت نداده، هرروز می‌بارد و می‌بارد تا جایی که اشک هایش نام گرفته و صدایش میزنند: خزر.
آنام زهرا (س)آنام زهرا (س) - روح الله رحیمیان.mp3
زمان: حجم: 8.4M
و بلاخره این نماهنگ اومد... - به چادر سوخته‌ت دلم گرفتاره بچه به جز مادر مگه کیو داره؟❤️‍🩹
تو خیلی نگران اتفاقات گذشته و آینده‌ت هستی. دیروز جزئی از تاریخه و فردا یک رازه؛ ولی امروز، یک هدیه‌ست.
اصلا نجات دهنده مادر امام حسنه...💚
پس از شنیدن صدای گریه هایت، دق که نکردند هیچ، زحمت گذاشتن دست به روی گوش هایشان هم ندادند، و فقط گله و شکایت کردند که یا شب گریه کن و یا روز...❤️‍🩹
پس از تو بابِ رفتن در اوج جوانی میان بنی هاشم باز شد... ارثیه شد برای عباست... علی اکبرت...
قبلا ها چادر که سرم میکردم بابا می‌گفت شبیه مادرم شدی. دیشب وقتی گوشواره هام رو دیگه نداشتم، عمه گفت داری هی بیشتر و بیشتر شبیه مادربزرگ میشی... ـ آه از روضه مادر و گریز های کربلا