من بر سر راه تو، با چشم دُر افشانم
تشریف وصال از تو، ترتیب نثار از من؛
- حکیم نزاری -
ماییم که تا مهرِ تو آموختهایم
چشم از همه خوبان جهان دوختهایم ؛
- مولانا -🌱
من رشتهٔ محبتِ تو پاره میکنم،
شاید گره خورَد به تو نزدیکتر شوم :)"
-ذوقی اردستانی-
با دردِ خستگانت درمان چه کار دارد؟
با وصلِ کشتگانت هجران چه کار دارد؟
با محنتِ فراقت راحت چه رخ نماید؟
با دردِ اشتیاقت درمان چه کار دارد؟
گر در دلم خیالت ناید، عجب نباشد
در دوزخ پر آتش، رضوان چه کار دارد؟
سودای تو نگنجد اندر دلی که جان است
در خانهٔ طفیلی مهمان چه کار دارد؟ :)
دل را خوش است با جان گر زآنِ توست، یارا"
بیروی تو دل من با جان چه کار دارد؟
بر بوی وصلت، ای جان، دل بر در تو مانده است؛
ورنه فتاده در خاک چندان چه کار دارد؟
با عشق توست جان را صد سِرِّ سَر نهفته
لیکن دل عراقی با جان چه کار دارد؟
با جان چه کار دارد:)
- عراقی -
هدایت شده از - دفتـرِ ماه -
آنها که شکوه و وقار و زیبایی دشت و عظمت کویر و دریا و جلوه طلوع و غروب، اسیرشان میکند و چشمشان را میگیرد و دلشان را به بند میکشد، چگونه میشود شکوه و عظمت آن روح بزرگتر از کوه، زیبایی و گستردگی آن قلب وسیعتر از هستی و عظمت و ناپیدایی آن سینه ناپیداتر از کویر و عمیقتر از دریا و جلوه آن طلوع بی غروب، چشم و دل و عشق و احساسشان را پر نکند.
هرکس با هر مشربی و عقیدهای، میتواند دوستدار علی باشد؛
٬ غدیر | عین.صاد ،🌱
شهریارInShot_20260603_193023497_03062026.mp3
زمان:
حجم:
1.9M
بِاَبی اَنْتَ و اُمّی :)