❇️ #خاطره آیت الله بهاءالدینی(ره) از نجات فرزند:
🔹️ حدود سال هزار و سیصد و بیست و شش، چند ساعت از شب گذشته بود، چراغها خاموش بودند و اهل خانه هم در خواب به سر میبردند.
ناگهان صدای کوبیدن در مرا از خواب بیدار کرد! در را گشودم دیدم زنی ایستاده است؛ چون مرا دید گفت؛ حاجآقا چراغ بقالی روشن است.. در را بستم و به اتاق رفتم در ذهن خود میگذراندم که این چه خبری بود؟ آنهم در این وقت شب چرا بعضی مزاحمت میکنند؟!!
🔹️ چشمها را رویهم گذاشتم که بخوابم، صدای خفیفی شنیدم دقت کردم حدس زدم حرکت سوسک باشد، بلند شدم چراغ را روشن کردم دیدم دو #عقرب_بزرگ و سیاه نزدیک بچه کوچکمان در حال راه رفتن هستند.. فوراً آنها را از بین بردم، چراغ را که خاموش کردم ناگهان متوجه شدم آن زن #مأمور بیدار کردن ما برای نجات این طفل معصوم بودهاست.
📗 آیت بصیرت، ص۸۲.
زندگانی عالمان | عضو شوید👇
https://eitaa.com/Alemin