•
•
سحر نوزدهم خون به دل "زینب" شد 😭
فرق بشکافته را دید و دگر غوغا شد...
#سحر_نوزدهم
#پست_سحرانه✍
#سحر_نوزدهم_ماه_خدا🌙
بست با پارچہ اے فرق پـــــدر را اما 😔
صد و ده روز دگر خون گلو را چہ کنـد😭
#یازینبـ😔
#نفسے_فداڪ_مولاتے
#شبهاےیتیمےنزدیكه😭
#سحرتون_بخیر
✅ ادامه احیاء شب قدر تا طلوع شمس
از مرحوم حضرت آقای حداد منقول بود که میفرمودهاند:👇🏻
احیاء #شب_قدر را باید تا طلوع شمس ادامه داد، چون برخی مواهب را بین الطلوعین تقسیم میکنند که اگر انسان بخوابد از آن محروم میگردد.
📚 کتاب شریف «نورمجرد» ج۲، ص۳۷۱
اللّهمَّ عَجَّل لِوَلیّکَ الفَرَج
اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ رایَةِ وَلِیِّکَ الْمَهْدِیّ(عجل الله)
#چهل_روز_سرسفره_شهداء
#مراقبتهای_چله_چهلم
اهتمام به اعمال ماه رمضان (تلاوت و دعا و مناجات و. ...)
#استغفار_هفتاد_بند ، امیرالمؤمنین علیه السلام در طول 40 روز
الحقنی بالصالحین«یرتجی»
اللّهمَّ عَجَّل لِوَلیّکَ الفَرَج اَللّهُمَّ ارْزُقْنا تَوْفِیقَ الشَّهادَةِ فِی سَبِیلِکَ تَحْتَ را
سلام علیکم 💐
✅ نوزدهمین روز از #چله_چهلم مهمان سفره شهید
🍃🌷 علی ماهانی 🌷🍃 هستیم.
6.72M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
صحبت های حاج قاسم در مورد شهید ماهانی 👆👆
شهیدی که منشی امیرالمومنین شد!
❣روایت مادر❣
شبی موقع خواب گفتم: خدایا! علی من کجاست؟
خیلی دلم شکسته بود. داغ سه جوان بر دلم بود، شب خواب دیدم کنار نهر آب زلالی نشسته و کبوتری را به دست گرفته. گفتم: مادر جان، علی، این جا چه کار می کنی؟
خندید و با خوشحالی گفت: مادر من منشی امیرالمومنین شدهام.
من هم همیشه به او که در ذهن و قلب من است می گویم: علی جان، اسم مرا هم بنویس. شاید به آبرو و بزرگی مقام تو، آن امام همام شفاعتم کند.
👇👇👇👇
روایتی دیگر
چند سال پیش همسرم یک دوستی داشت بنام خانم سبحانی اهل تهران دانشجوی دانشگاه شهید باهنر کرمان .یک روز اومد خانه ما گفت دیشب خواب عجیبی دیدم بعد رو کرد به من گفت شما شهید علی ماهانی رو میشناسید من گفتم نه زیاد ولی اسمشو شنیدم ، گفت دیشب خواب دیدم که یکی به من گفت میخواهی بهشت ببینی منم گفتم کجاست؟
جایی را نشانم داد من رفتم و رفتم تا رسیدم به یک در وقتی وارد شدم دیدم یک نفرپشت میز نشسته است گفتم تو کی هستی گفت من منشی امیر المومنینم(ع) اینجا باید اسمتو بنویسی! تا من برم از حضرت علی (ع)اجازه بگیرم گفتم تو مگر کی هستی که منشی امیر المومنین(ع) شدی گفت من شهید علی ماهانی هستم از شهدای کرمان!
شهید علی ماهانی در سال 1336 درشهر کرمان بدنیا آمد. تحصیلات ابتدایی ومتوسطه را با موفقیت در این شهر به پایان برد.علی رغم قبولی در دانشگاه ، به خدمت سربازی رفت تا مبارزه علیه حکومت پهلوی را از درون ارتش آغاز کند. اقدامات انقلابی و ضد رژیم او در پادگان محل خدمت (کازرون) باعث شد تا توسط ساواک دستگیرو زندانی شود.او ماهها تحت شکنجه های دژخیمان شاه قرار داشت ولی هرگز لب از لب باز نکرد تا جایی که از طرف دادگاه نظامی محکوم به اعدام شده بود.
شروع جنگ عراق با ایران برگ دیگری از جانفشانی های او برای نگهداری انقلاب بود . او با رها در عملیاتهای گوناگون مجروح ونقص عضو شد.اما همواره زندگی زیر آتش دشمن برای او شیرین تر بود .
عملیات والفجر 3 در سال 1362 آخرین حضور این دلاور در میدانهای نبرد بود .علی آقا در این عملیات با شگفت انگیزترین مفهوم ایثار و از خود گذشتگی به شهادت می رسد و بقایای پیکر این سردار عارف بعد از گذشت 15 سال به خانه اش کرمان باز گردانده می شود