او ابتدا در گردان «فلق» و سپس در گردان «اخلاص» خدمت کرد و پس از گذراندن مراحل پرسنلی به خرمشهر منتقل شد تا آموزش غواصی را ببیند.
مهدی در عملیاتهایی چون کربلای 1، کربلای ۴، کربلای ۵ و بیت المقدس ۲ شرکت داشت و در جبهههای «بانه»، «کردستان»، «حلبچه» و «جزیره مجنون» رشادتهای زیادی آفرید و در سمتهایی چون مسئول آموزش غواصی و معاونت گروه عملیاتی خدمت کرد.
مهدی در خاطراتش آورده است : «اوایل دیماه بود و به عملیات کربلای ۴ نزدیک میشدیم. ما به عنوان نیروهای غواصی نوک پیکان بودیم و این درست همان چیزی بود که می خواستیم. همه خوشحال بودند و مراسم دعا و سینهزنی پرشوری بعد از نماز برگزار میکردند. دنیا، دنیای دیگری شده بود. برادران چنان با فریاد «حسین، حسین» بر سر و سینه میزدند که گویا در جلوی چشمانشان آقا سيد الشهدا (ع) را شهید کردهاند».
وی در خاطراتش میافزاید: «من در آن موقع ۱۶ سال بیشتر نداشتم. عملیات که شروع شد، لحظه به لحظه دوستانم در جلوی چشمان خون گرفتهام، شهید میشدند. هر چند این عملیات در ظاهر موفقیتی در برنداشت، اما عمدهترین فایدهاش این بود که توانستیم خودمان را بشناسیم».
مهدی در عملیات کربلای ۵ بر اثر اصابت ترکش خمپاره مجروح شد و پس از ۵ ماه، دوباره در تیرماه سال ۱۳۶۶ عازم جبهه شد، اما به علت جراحتی که از مجروحیت داشت، دوباره به عقب برگشت و در زمستان همان سال به جبهه برگشت. اینبار پس از گذراندن آموزش تخصصی اطلاعات - عملیات عازم منطقه «حلبچه» شد.
مهدی در بیست و سوم فروردین ماه سال ۱۳۶۷ در حین شناسایی منطقه، بر اثر سقوط از ارتفاع به درجه رفیع شهادت نائل شد
همه آنهایی که من و مهدی را می شناختند، می دانستند که مهدی برای من یک چیز دیگری است! معصومیت و نورانیت رو با هم داشت.
سال ۱۳۶۰ اولین باری بود که او را در پایگاه مالک اشتر در محل مزار حاج آقا نجفی قوچانی دیدم. متولد ۱۳۴۹ بود و آن موقع ۱۱ سال بیشتر نداشت! برادرش حمید تازه شهید شده بود و انگار می خواست جای برادر رفته را در پایگاه پر کند!
قدش به سر شانه های من هم نمی رسید! وقتی تفنگ «M1» را به دستش میدادم، سر جمع یه مقدار کمی بلندتر از اسلحه بود! اما روحش بزرگ بود!
اولین باری که پایش در خانهی ما باز شد، حاج خانم نگاهی به قد و بالایش کرد و با تعجب پرسید: «این بچه دیگه کیه؟» گفتم: «داداشم هست!» و از آن وقت به بعد صاحب یک داداش نازنین شدم!
وقتی از برادر شهیدش حرف می زد، چشم هایش پر اشک می شد. می گفت: «حمید، پیغمبر خانه ما بود!»
این اواخر همه خوراکش شده بود یک لیوان شیر! حالات دیگری با خدا پیدا کرده بود و معلوم بود که دیگر رفتنی است و رفت. بعد شهادتش، یکی از شب ها که خیلی دلتنگ حمید شده بودم، یک دفعه دیدم فضای حیاط خانهمان روشن شد! یک بلبل آمد روی درخت خانه نشست و شروع کرد به خواندن و من هم مات و حیران این فضا و اون صدا. دلم آرام گرفت، بلبل هم پرید و رفت!
10.27M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🎥 برکت را اینگونه به خانه بیاورید...
🔻آیتالله بهجت (ره) در روایت آمده است :
خانههایی که در آنها تلاوت #قرآن میشود ، چنانکه ستاره برای اهل زمین میدرخشد ، برای آسمانیان میدرخشند.
📒 در محضر بهجت ، ج۲، ص۲۹۶
هدیه به روح مطهرشان صلوات 🌷
🌹🌴🌹🌴🌹🌴🌹
📝#بند_68استغفار امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
(از استغفار 70 بندی امیرالمؤمنین "علیه السلام")
🌹اَللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَدَحْتُهُ بِلِسَانِی أَوْ هَشَّتْ إِلَیْهِ نَفْسِی أَوْ حَسَّنْتُهُ بِفِعَالِی أَوْ حَثَثْتُ إِلَیْهِ بِمَقَالِی وَ هُوَ عِنْدَکَ قَبِیحٌ تُعَذِّبُنِی عَلَیْهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الغَافِرِینَ
بارخدایا! و از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که با زبان آن را مدح کردم، یا نفسم به سوی آن مشتاق شد، یا با کردار خود آن را نیکو جلوه دادم، یا با گفتارم به آن تشویق کردم، در حالی که آن نزد تو قبیح بود و بر آن عذابم میکنی. پس بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان
🌴🌹🌴🌹🌴🌹
Shab27Ramazan1400[07].mp3
2.45M
#صوت بند ۶۸ استغفار امیرالمومنین.
🌴🌹🌴🌹🌴🌹🌴
📝#بند_69استغفار امیرالمؤمنین (علیهالسلام)
(از استغفار 70 بندی امیرالمؤمنین "علیه السلام")
🌹اَللَّهُمَّ وَ أَسْتَغْفِرُکَ لِکُلِّ ذَنْبٍ مَثَّلَتْهُ فِی نَفْسِی اسْتِقْلَالًا لَهُ وَ صَوَّرَتْ لِی اسْتِصْغَارَهُ وَ هَوَّنَتْ عَلَیَّ الِاسْتِخْفَافَ بِهِ حَتَّى أَوْرَطَتْنِی فِیهِ فَصَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِ مُحَمَّدٍ وَ اغْفِرْهُ لِی یَا خَیْرَ الْغَافِرِینَ
بارخدایا! و از تو آمرزش میطلبم برای هر گناهی که با کوچک شمردن آن در نفسم آن را تصور کردم، پس حقیر شمردن آن را برایم مجسم و خفیف شمردنش را بر من آسان کرد تا آنکه مرا در ورطه آن فرو برد. پس بر محمد و آل محمد درود و رحمت فرست و اینگونه گناهم را بیامرز ای بهترین آمرزندگان
🌴🌹🌴🌹🌴🌹🌴