استان گلور ، استان شمال شرقی کشور تولداواست که زیر نظر لرد اون منطقه ، لرد گلرویس سوم تحت کنترل و حفاظت قراره میگیره این منطقه بخاطر اینکه به واکس فرگ هم مرزه زمستان های سخت و سردی داره که اهالی تولداوا اگر متولد و ساکن اونجا نباشن روز های سخت و آزار دهنده ای تجربه می کنن در مناطق شمالی گلور تک و توک دهکده هایی که ساکنان آن الف های یخی هستن یافت می شود این قبایل از دوره چهارم ( پس از جنگ سخت میاین خدایان ) کم کم ساکن اینجا شدن و تبدیل به بومی های معروف و مشهور این سرزمین شدن گرچه الف های یخی موجودات صلح طلب و آرامی هستن ولی غریبه ها میان این موجودات مرموز با آغوش گرم پذیرا نمی شن حتی سایر نژاد های الف جایگاهی میان این قبایل ندارن و تعدادی از این قبایل حتی با انسان ها و سایر گونه های دیگه دشمن هستن و رحم و مورتی در صورت نزدیک شدن به دهکده های این موجودات هرگز نشان نخواهند داد از قبایل شناسایی شده رو به شرح زیر می باشند:
1-والسارین ـ vaelsaryn ( یاقوت آبی )
2- سایل آریانلث – syl Arynleth ( زمزمه درخت بید)
3- تالیسیر ـ thal’isir ( فرزندان سرما )
4- خارنور ـ kharnor ( خنجر نقره ای )
5 ـ الدارین ـ eldaryn ( نخستین ها )
اینها اصلی ترین قبایل الف های یخی منقطه گلور هستن که هر قبیله ویژگی های خاص خودشون آداب رسوب خاص خودشون دارن که اونارو از هم متمایز و خاص میکنه
1 – الدارین ها اولین نسل از الف های یخی هستن که وارد سرزمین تولداوا شدن که البته این نژاد قبل از اینکه انسان ها در دوره 5 ام وارد اش بشن و بیشتر آن سرزمین رو تحت سلطه خویش در بیاورند به این سرزمین تولدا خالی می گفتن که میشه ( دو تپه ) ، بعد از ورود انسان ها به این سرزمین قبیله الدارین ها که اولین و تنها قبیله الف های یخی در آن سرزمین بود به سمت شمال شرق این سرزمین نزدیک به مرز های واکس فرگ مهاجرت کردن و سکونت گزیدن گرچه بخاطر خدایانی که آنها می پرستیدن و هرگز منقطه گلور رو به واکس فرگ ترک نکردن و تا دوره پنجم این دهکده در آن سرزمین حضور داشت و هم زیستی رو با انسان ها ادامه داد تا اینکه بخاطر پادشاه منفور و پلید ارگان اول یا ارگان طمعکار جنگی میان این دو نژاد شکل گرفت که منجر به تا نزدیک به انقراض کامل الدارین ها شد ، به موجب این حادثه واقعه معروف شکستگی در الدارین ها رخ داد که منجر به متفرق شدن قبایل الف های یخی شد ، بعد از چند دستگی این قبایل الدارین ها از بین نرفتن ولی تقریبا تمام نسل جوان الف های یخی این قبیله رو ترک کردن و الف های باقی مانده اکثرا متولد اواخر دوره 4 ام هستن که بخاطر سن زیاد توانایی تولید مثل ندارن و جمعیت این قبیله به کمتر 70 نفر کاهش یافتته ، قبیله توسط پیرترین الف به نام انورا ( enora ) رهبری و هدایت میشه که مطابق اسناد ثبت شده متولد قاره ابلوم (eblom ) هستش ـ پینوشت : اگرچه در مورد این قاره شایعات زیادی هست ولی جایی ثبت نشده که انسانی تونسته باشه تا سرزمین رفته باشه و زنده برگرده ولی طبق دست نوشته های کتاب سفرنامه روبیوس این قاره سردترین نقطه این جهان حساب میشه به طوری که از 7 کیلومتری این قاره بخاطر یخ زدگی دریا نمیشه بهش نزدیک شد و یا کنارش پهلو گرفت ولی این سرزمین بخاطر سرمایی که داره زادگاه اصلی الف های یخی محسوب میشه و انورا متولد این سرزمین ثبت شده ـ انورا در دوران کودکی به همراه قبیله خودش که شامل خانوادش به قاره آشوانا مهاجرت گسترده ای انجام دادن و پس از حدودا 10 سال به سرزمین تولداوا رسیدن و در این سرزمین ساکن شدن هنوز مشخص نیست دلیل حقیقی مهاجرت این قبیله به آشوانا بابت چیه و حتی خوده انورا از جزئیات اون واقعه بخاطر نداره ولی طبق متون ثبت شده از این الف ، ظاهرا اوایل دوره چهارم جادوگر معروف اون قبیله معروف به دین ( deyn ) پیشگویی انجام داده از بابت یک خطر غریب وقوع برای آن قبیله در قاره ابلوم و لزوم مهاجرت آن قبیله به سرزمین جدید در حد فاصل شرق دور ( oriens extremus ) و جنوب ناشناخته ( meridies incognita ) پس از مهاجرت کامل این سرزمین این قبیله به مدت 540 سال درصلح بدون مشکل به زندگی خودشان ادامه دادن که در سال 350 سال قبل از جنگ سیاه انسان ها وارد این سرزمین شدن و سکونت رو آغاز کردن ، و پس از 330 سال پادشاه بدنام ارگان طعمکار با پس از کودتا موفق شد پس از کشتن مادرش پادشاه سرزمین تولداوا بشه و در سال 20 ام پادشاهیش برای بدست اوردن سرزمین های بیشتر به قبیله الف های الدارین ها حمله کرد و یکی از بدترین کشتار های تاریخ رو آغاز کرد که منجر به یکی از هولناک ترین جنگ های تاریخ و موجب پایان دوره 5 ام و آغاز دوره 6 ام شد ، پس از پایان پادشاهی ارگان طمعکار قبیله الدارین ها دچار اختلافات داخلی بسیار شدید شدن در خصوص نحوه برخورد و عملکرد با گونه انسان ها و اینجا آغاز دو دستگی شروع شد عده ای از الف ها موافق دو الف برادر به نام های
کلوکس ( cloakes ) و کالیوس ( calios ) شدن این دو برادر مخالف دوستی و اتحاد با انسان ها بودن و پیشنهاد آنها جنگ و کشتار با آنها و پس گرفتن سرزمینشون تولدا ( در زمان صلح میان انسان ها و الف ها گلور و تورنس جزو سرزمین الف ها بودن و سایر مناطق متعلق به انسان ها بود ) و حتی بیشتر از آن بودن این دو برادر به همراه گروهی از الف ها قبیله تالیسیر ( فرزندان سرما ) رو تشکیل دادن و در مناطق مرزی میان واکس فرگ و تولداوا سکونت گزیدن ، عده دیگه ای از الف ها بخاطر عدم قبول داشتن خدایان کهن و راه رسوم سنتی و نحوه عملکرد با انسان ها الدارین ها دچار زاویه شدن ، از این الف یخی به نام ایسو ( iseyv ) به همراه تعداد دیگری از الف ها خارنور رو تاسیس کرد و در سمت کوه های تولداوا سکونت گزیدن ، عده ای از الف بخاطر دوری از انسان ها و برای امنیت بالاتر قبیله ای به رهبری زنی به نام ایسایا ( isaya ) که بر طبق برخی شایعه ها دختر خاله روسای قبیله تالیسیر محسوب میشه ایسایا با بیشتر جمعیت باقی مانده الدارین ها که اکثرا غیر نظامی ها خانواده دارها بودن قبیله والسارین ها رو تشکیل دادن و شمالی ترین منطقه گلور در منقطه 20 کیلومتری خط ساحلی سکونت گزیدن. و در آخر عده ای از الف های یخی همچنان به اینکه میشه با انسان رابطه حسنه و به دور از جنگ ایجاد کرد امید داشتن این گروه هرگز تبدیل به قبیله نشدن و در قالب یک فرقه به نام سایل آریانلث ( زمزمه درخت بید ) تلاش کردن با سفر به سراسر تولداوا به عنوان سفیر الف های یخی رابطه حسن ای میان این دو جامعه ایجاد کنند اعضای اصلی این تشکل اکثرا نیمه الف های یخی هستن که میان این دو دنیا دارن تلاش میکنن پلی بسازن تا شاید بتونن این کینه های قدیمی رو از بین ببرن رئیس اصلی این تشکل مالوا ( malova ) نیمه الف یخی هستش که به عنوان یکی از اعضای اصلی پارلمان پادشاهی ( نفر 4 ام معروف به نسیم کوهستان ) به عنوان رهبر این تشکل هست.
Amethyst
خیلیخوبه
مرسی خیلی لطف داری می 😊
البته این متن ناقصه ، حتی لور داستانیش کامل هم نیست ولی امشب دوباره روش کار میکنم سعی میکنم جزئیات بهتر و کاملتری بیارم
Amethyst
مرسی خیلی لطف داری می 😊 البته این متن ناقصه ، حتی لور داستانیش کامل هم نیست ولی امشب دوباره روش کار
افسانه ها میگن این حجمی که دیدین روی کوه یخ ب حساب میاد، کلا 10 درصد 😭🙌🔥🔥🔥🔥