16.22M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
عاشق امام حسین(ع) بود...
نمیدونم چند بار #کربلا رفته بود...
اما جز اولین نفراتی بود که وقتی راه باز شد، خودشو به کربلا رسوند...
یادم نمیره وقتی تو مسجد محله براشون جلسه هماهنگی قبل از سفر گذاشته بودن...
روی پایش بند نبود، نمینشست و بیقرار بود زودتر راهی بشن...
با اولین اشاره سخنران اشک میریخت یا وقتی مداح میخوند «تشنه آب فراتم ای اجل مهلت بده» گریه میکرد...
کارش آشپزی بود، میگفت کار اصلی من آشپزی برای امام حسین...
محرم که میشد حال و هوای خاصی داشت...
نماز صبح که مسجد میخوند دیگه خونه نمیاومد، میرفت آشپزخونه کنار مسجد و طبخ غذا شروع میکرد...
دومین شب پخش نذری مسجد محله به نام خودش بود...
میگفت این نذر حضرت رقیه(س) است...
هر وقت میرفتم آشپزخونه به خصوص شب نذری، خیلی تحویل میگرفت...
همیشه تو گوشم میگفت، هر موقع، هر کاری که داشتی، #محرم اینجا رو یادت نره...
بیا اینجا کار کن، هرچی که از دنیا بخواهی رو اینجا بهت میدن...
یه وقتایی تو محله خودمون #لویزان میخام خودم معرفی کنم به قدیمیترها میگم من پسر حاج سعیدم، نوه حاج ابراهیم....
افتخار ما اینه که نسل به نسل نوکر #امام_حسین هستیم...
#رحم_الله_من_نادی_یاحسین
مرحوم حاج #محمدابراهیم_کسائی
حاج #سعید_کسائی
#امیرحسین_کسائی
@AmirKasaee